نکاتى در رابطه با آناتومى ناحيه
نورالژي تريژمينال اختلالي ناشايع است که علامت مشخصه آن حملات راجعه درد خنجري در حوزه عصبدهي عصب تريژمينال است. معمولا، حملات کوتاه به دنبال حرف زدن، جويدن، مسواک زدن، تراشيدن ريش، لمس آرام يا حتي يک نسيم خنک آغاز ميشود. درد تقريبا هميشه يکطرفه است و ممکن است در روز بارها تکرار شود. معمولا تشخيص براساس يافتههاي باليني صورت ميگيرد، هر چند بررسيهاي تصويربرداري يا ارجاع براي آزمونهاي تخصصي به منظور رد ساير بيماريها ممکن است لازم شود. تشخيص دقيق و بموقع مهم است زيرا درد نورالژي تريژمينال ميتواند شديد باشد. کاربامازپين داروي انتخابي براي آغاز درمان است، هر چند باکلوفن، گاباپنتين و داروهاي ديگر ميتوانند در موارد مقاوم به درمان، منجر به رفع درد شوند. درمان جراحي اعصاب در بيماراني که درمان طبي موفق نبوده يا تحمل آن مشکل است به بيمار کمک ميکند.
نورالژي تريژمينال اولينبار در پايان قرن اول شرح داده شد و بعدها به دليل اسپاسم صورت که اغلب همراه حملهها است، به نام «تيکدولوره» خوانده شد. جامعه بيناللملي سردرد معيارهاي تشخيص نورالژي تريژمينال کلاسيک و علامتدار را منتشر کرده است (جدول 1). در نورالژي تريژمينال کلاسيک، هيچ دليلي براي علايم به جز فشار روي عروق به چشم نميخورد. معيار باليني نورالژي تريژمينال علامتدار نيز مشابه، ولي علت زمينهاي ديگري مسوول بروز علايم است. نورالژي تريژمينال ميتواند يک شاخه يا بيش از يک شاخه از عصب تريژمينال را درگير نمايد. شاخه ماگزيلاري در بيشتر موارد درگير ميشود و شاخه افتالميک کمتر درگير است. سمت راست صورت بيش از سمت چپ درگير ميشود (نسبت 5/1 به 1) که ممکن است به دليل باريکتر بودن سوراخ گرد و سوراخ بيضيشکل در سمت راست باشد.
بر اساس گزارشهاي موجود، ميزان بروز سالانه نورالژي تريژمينال 3/4 در 100,000 نفر است که در زنان کمي شايعتر ميباشد(نسبت تعديل شده از نظر سن: 74/1 به 1). پزشکان مراقبتهاي اوليه در طول 35 سال کار ممکن است 4-2 مورد از اين اختلال را ببينند. اوج ميزان بروز در سنين 70-60 سال است و نورالژي تريژمينال کلاسيک پيش از 40 سالگي نامعمول است.
ميزان بروز نورالژي تريژمينال در مبتلايان به مولتيپلاسکلروز بين 2-1 است و به اين ترتيب شايعترين بيماري همراه به شمار ميآيد. ميزان بروز در مبتلايان به پرفشاري خون کمي بيشتر از ميزان بروز در جمعيت عمومي است. هيچ تفاوت نژادي در ميزان بروز وجود ندارد. عموما نورالژي تريژمينال تکگير است، هر چند گزارشهايي از بيماري که در چند تن از اعضاي يک خانواده رخ داده موجود است. فروکش خود به خود بيماري ممکن است، ولي اکثر بيماران در طول زمان دورههايي از حملات را تجربه ميکنند.
پاتوفيزيولوژي
اين فرض مطرح شده است که علايم نورالژي تريژمينال به دليل دميلينه شدن عصب ايجاد ميشود که منجر به انتقال افاپتيک (ephaptic) ايمپالسها ميگردد. نمونههاي جراحي، اين دميلينه شدن و همجواري نزديک آکسونهاي دميلينه را در ريشه تريژمينال بيمار مبتلا به نورالژي تريژمينال نشان دادهاند. نتايج مطالعات آزمايشگاهي حاکي از آنند که اکسونهاي دميلينه مستعد ايمپالسهاي اکتوپيک هستند که ممکن است از رشتههاي لمس ملايم به رشتههاي درد که همجوار آنها هستند انتقال يابند (انتقال ephaptic).
نظريههاي
کنوني در مورد علت دميلينه شدن بر فشار عروقي وارده بر ريشه عصب از طريق
عروق نابجا يا پيچخورده متمرکز هستند. بررسيهاي آسيبشناختي و
راديولوژيک، همجواري ريشه عصب را با چنين عروقي که معمولا شريان مخچهاي
فوقاني است، نشان ميدهند. رفع علايم به دنبال روشهاي جراحي که عروق مزاحم
را از عصب جدا ميکنند، اين فرضيه را بيش از پيش تقويت ميکند. در موارد
همراهي نورالژي تريژمينال با مولتيپلاسکلروز يا تومورهايي که ريشه عصب را
درگير ميکنند، ميلينزدايي مشاهده شده است. علل متعدد ديگري براي نورالژي
تريژمينال شرح داده شدهاند از جمله ارتشاح آميلوييد، ناهنجاريهاي
شرياني-وريدي،
فشار استخواني و انفارکتهاي پل مغزي و بصلالنخاع. در اکثر اين موارد،
ميلينزدايي ميتواند علت زمينهاي باشد. اکثر پژوهشگران اکنون اين نظريه
را پذيرفتهاند که نورالژي کلاسيک از فشار عروقي بر ريشه عصب ناشي ميشود.
اين امر به دميلينه شدن عصب و ايجاد ايمپالسهاي نابجا منجر ميگردد که
منتشر شده، زمينهساز يک حمله معمول ميشوند.
تشخيص
تشخيص نورالژي تريژمينال بايد در همه بيماران مبتلا به درد يکطرفه صورت مدنظر قرار گيرد. تشخيص دقيق و بموقع مهم است زيرا درد نورالژي تريژمينال ميتواند شديد باشد. تشخيصهاي ديگر را هم به خصوص در مبتلايان به ويژگيهاي غيرمعمول بيماري همراه با «علايم هشدار» در سابقه يا معاينه بايد مدنظر داشت (جدول 2). افزون بر اين افتراق نوع کلاسيک از علامتدار براي درمان بيماري مهم است. نورالژي تريژمينال علامتدار همواره ثانويه به اختلالي ديگر رخ ميدهد و درمان بايد بر رفع بيماري زمينهاي معطوف گردد.
شرححال
از آنجا که تشخيص نورالژي تريژمينال باليني است، سابقه بيمار در ارزيابي نقش مهمي دارد. مبتلايان به نورالژي تريژمينال با شکايت درد يکطرفه و راجعه صورت مراجعه ميکنند. حملات تنها چند ثانيه به طول ميانجامند و ممکن است دير به دير يا صدها بار در روز تکرار گردند. حملات به ندرت در هنگام خواب رخ ميدهند. عموما درد شديد است و از آن به عنوان درد خنجري، تيز، شوک مانند، يا دردي سطحي در حوزه عصبدهي يک يا چند شاخه عصب تريژمينال ياد ميشود. به طور کلي، بيماران بين دورههاي حمله بيعلامتاند، هر چند بعضي بيماران که نورالژي تريژمينال طولاني دارند از درد مبهم مداوم در همان ناحيه رنج ميبرند.
حرف زدن، جويدن، مسواک زدن و تراشيدن صورت همگي به عنوان عوامل آغازگر درد مطرح شدهاند. حتي يک نسيم که به صورت ميخورد، ممکن است در بعضي بيماران حمله درد را به دنبال داشته باشد. در ناحيه آغازگر (نواحي کوچکي نزديک بيني يا دهان در مبتلايان به نورالژي تريژمينال) تحريک اندک هم حمله درد را آغاز مينمايد. مبتلايان به نورالژي تريژمينال ميتوانند اين نواحي را به دقت مشخص کنند و به شدت از هر گونه تحريک آنها بپرهيزند. همه مبتلايان به نورالژي تريژمينال نواحي آغازگر ندارند ولي وجود نواحي آغازگر تقريبا پاتوگنومونيک اين بيماري است. سابقه بيمار هم براي کنار گذاشتن ساير علل درد صورت حايز اهميت است.
به دليل همراهي نورالژي تريژمينال و مولتيپلاسکلروز، بايد از بيماران در مورد ساير علايم عصبي به خصوص علايم شايع در مولتيپلاسکلروز (نظير آتاکسي، سرگيجه، ضعف کانوني، تغييرات يکطرفه ديد) پرسوجو شود. در بيماران جوانتر ارزيابي از نظر ديگر تشخيصها انديکاسيون دارد، زيرا نورالژي تريژمينال کلاسيک در افراد زير 40 سال غيرمعمول است.
تقريبا هميشه درد نورالژي تريژمينال، يکطرفه است. در موارد نادر نورالژي تريژمينال دو طرفه، هر حمله معمولا يکطرفه است و هر دوره حمله هر بار تنها يک طرف صورت را درگير ميکند. علايم همواره به نواحي عصبدهي تريژمينال محدود است و در اکثر موارد نواحي مربوط به شاخه دوم يا سوم و يا هر دو را درگير ميکند. دوره بيعلامت ميان حملات براي افتراق نورالژي تريژمينال از ديگر علل درد صورت از جمله نورالژي تريژمينال علامتدار حايز اهميت است. مبتلايان به نورالژي تريژمينال حملات مشابه دارند، تغيير در محل، شدت، يا کيفيت درد بايد پزشک را به فکر تشخيصهاي ديگر بيندازد.
معاينه
عموما معاينه مبتلايان به نورالژي تريژمينال طبيعي است. بنابراين، معاينه مبتلايان به درد صورت براي شناسايي ناهنجاريهايي که ديگر تشخيصها را مطرح ميکنند، بيشترين استفاده را دارد. پزشک بايد معاينه دقيق سر و گردن را با تاکيد بر معاينه عصبي انجام دهد. گوشها، دهان، دندانها و مفصل تمپورومنديبولار بايد از نظر بيماريهايي که درد صورت ايجاد ميکنند، معاينه شوند.
يافتن نواحي آغازگر مشخص، تشخيص نورالژي تريژمينال را تاييد ميکند. مبتلايان به نورالژي تريژمينال کلاسيک معاينه عصبي طبيعي دارند. ناهنجاريهاي حسي در ناحيه عصبدهي تريژمينال، از بين رفتن رفلکس قرنيه يا شواهدي از ضعف در عضلات صورت بايد پزشک را بر آن دارد که نورالژي تريژمينال علامتدار يا علت ديگري را براي علايم بيمار مدنظر قرار دهد.
آزمونهاي کمکي
به طور کلي، بررسيهاي آزمايشگاهي در مبتلايان به نورالژي تريژمينال با علايم معمول کمکي نميکند. گاهي، راديوگرافي از مفصل گيجگاهي- فکي يا دندانها در صورتي که درد دنداني يا نشانگان مفصل گيجگاهي- فکي در تشخيصهاي افتراقي قرار داشته باشند ممکن است مفيد باشد.
تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي (MRI) از مغز براي بررسي مولتيپلاسکلروز، تومورها يا ديگر علل نورالژي تريژمينال علامتدار مفيد است و بايد در ارزيابي اوليه همه بيماراني که با علايم نورالژي تريژمينال مراجعه ميکنند، انجام گيرد. يک مطالعه، متغيرهاي باليني خاصي را يافت که ممکن است در تعيين احتمال تشخيصي بودن MRI کمک کند و در شرايطي که به دليل محدوديت امکان انجام MRI، اولويتبندي ضرورت مييابد مفيد واقع شود. بعضي مطالعات نشان دادهاند که MRI ممکن است پيامدهاي جراحي را بر مبناي يافتههاي تماس عصبي-عروقي يا حجم عصبتريژمينال آسيبديده پيشبيني کند.
يک مطالعه اخير نشان داد که آزمون رفلکس تريژمينال ميتواند با حساسيت 96 و ويژگي 94، نورالژي تريژمينال کلاسيک را از علامتدار افتراق دهد. آزمون رفلکس تريژمينال شامل تحريک الکتريکي شاخههاي عصب تريژمينال و اندازهگيري پاسخ با دستگاه الکتروميوگرافي استاندارد است. اين آزمون هنوز در دسترس بسياري از پزشکان نيست و انديکاسيونها و استفاده باليني آن کاملا روشن نشده است.
تشخيصهاي افتراقي
بعضي از بيماريهايي که ممکن است در تشخيص افتراقي نورالژي تريژمينال جايي داشته باشند در جدول 3 فهرست شدهاند.
معاينه دقيق ممکن است يافتههاي موضعي را آشکار کند که نشانگر اوتيت، سينوزيت، اختلالات دنداني يا اختلال کارکرد مفصلگيجگاهي- فکي باشند. سابقه درد مداوم يا درد دورهاي با حملاتي که بيش از 2 دقيقه به طول بينجامد، نورالژي تريژمينال را رد ميکند و بايد پزشک را بر آن دارد که به دنبال تشخيصهاي ديگر بگردد. درد نورالژي گلوسوفارنژيال که ممکن است با حرف زدن يا بلعيدن آغاز شود، در زبان و حلق حس ميشود.
نورالژي تريژمينال علامتدار اغلب به دليل مولتيپلاسکلروز يا تومورهايي که از نزديک ريشهتريژمينال منشا ميگيرند ايجاد ميشود. سابقه علايم عصبي قبلي و يافتههاي بارز در MRI به تشخيص مولتيپلاسکلروز کمک ميکند. تومورهايي که عصبتريژمينال را درگير ميکنند، معمولا علايم ديگر يا يافتههايي در معاينه ايجاد ميکنند که تشخيص را مطرح ميکند و اين تومورها معمولا در MRI قابل مشاهده هستند. در شکل 1 الگوريتم تشخيص و درمان نورالژي تريژمينال ارايه شده است.
درمان
درمان آغازين انتخابي براي نورالژي تريژمينال درمان طبي است و اکثر بيماران با تجويز داروهاي انتخابي، حداقل بهبود موقتي را تجربه کردهاند. بيماراني که به درمان طبي پاسخ نميدهند يا باوجود درمان طبي عود دارند، بايد براي درمان جراحي در نظر گرفته شوند. براي بيماراني که تحمل درمان طبي را ندارند نيز درمان جراحي در نظر گرفته ميشود.
درمان طبي
در نورالژي تريژمينال بر روي کاربامازپين مطالعات وسيعي انجام گرفته است و يافتههاي يک فرابررسي شواهد خوبي از اثربخشي اين دارو فراهم آورده است. يک مرور کاکرين تاييد کرده که کاربامازپين درمان موثري براي نورالژي تريژمينال است. تعداد موارد لازم براي درمان(1) (NNT) براي نورالژي 5/2 محاسبه شده است. تعداد موارد لازم براي آسيب(2) (NNH) براي عوارض جزيي 7/3 بوده است که با استفاده از دادههاي همه شرايط محاسبه شدهاند. بعضي از پژوهشگران مطرح کردهاند که کاربامازپين به عنوان آزمون تشخيصي نورالژي تريژمينال کلاسيک مفيد است.عدم پاسخ، مطرحکننده نورالژي تري ژمينال علامتدار يا تشخيص ديگري است که در هر دو مورد احتمال پاسخ به دارو کمتر است. دوزهاي تجويزي از 2400-100 ميليگرم در روز معتبر بوده است و اکثر بيماران به دوز 800-200 ميليگرم در روز در 3-2 دوز منقسم پاسخ ميدهند.
کاربامازپين بايد درمان آغازين براي مبتلايان به نورالژي تريژمينال کلاسيک باشد. داروهاي ديگري هم هستند که اگر کاربامازپين به رفع علايم منجر نشد يا تنها تا حدي علايم را رفع کرد، از آنها استفاده ميشود. اين داروها در صورت لزوم به کاربامازپين اضافه ميشوند يا جايگزين آن ميگردند. مطالعات نشان دادهاند که باکلوفن با دوز روزانه 80-10 ميليگرم مفيد است. داروهاي ديگري که در مطالعات کوچکتر يا گزارشهاي موارد با موفقيت تجويز شدهاند، عبارتند از: فنيتويين، لاموتريژن. گاباپنتين، توپيرامات، کلونازپام، پيموزايد و والپروييک اسيد. اکثر بيماران، حداقل به طور موقت، به يک يا ترکيبي از اين داروها پاسخ ميدهند.
طيف متنوعي از داروها و روشهاي ديگر براي درمان نورالژي تريژمينال امتحان شدهاند. مطالعات کوچکي انجام شدهاند که موفقيت درمان با توکسين بوتولينيوم نوع A (بوتوکس) را در برخي از بيماران نشان دادهاند و گزارشي مبني بر رفع علايم پس از جريان شديد اتفاقي از دستگاه تحريک عصبي الکتريکي پوستي وجود دارد. کپسايسين موضعي (زوستريکس) در يک کارآزمايي غيرکور براي درد نورالژي تريژمينال ماگزيلاري مفيد بود. در يک مطالعه کوچک تک دوز، تزريق عضلاني سوماتريپتان مفيد واقع شد. يک مطالعه جديد، نشان داد که ليدوکايين داخل بيني به طور قابل توجهي درد نورالژي تريژمينال ماگزيلاري را براي بيش از 4 ساعت کاهش داد. طب سوزني، دکسترومتورفان و بيحسکنندههاي چشمي موضعي در کارآزماييهاي کوچک موفقيتي نشان ندادند. يک مرور اخير کوکران نتيجهگيري کرده است که شواهد کافي از کارآزماييهاي شاهددار تصادفيشده وجود ندارند که نشان دهند داروهايي جز داروهاي ضد صرع در مبتلايان به نورالژي تريژمينال موثر هستند.
درمان جراحي
روشهاي جراحي هم به روش باز و هم از طريق پوست انجام ميشوند. انتخاب روش جراحي بايد با درنظرگرفتن ترجيح بيمار و مهارت و تجربه جراح و ارزيابي مخاطرات و فوايد بالقوه هر روش انجام گيرد. اکثر روشها در کوتاهمدت موثر هستند، ولي مطالعات حاکي از آن است که عود ظرف چند سال در بسياري از بيماران محتمل است.
روشهاي از طريق پوست عبارتند از: تزريق گليسرول، فشردن با بالون، ريزوتومي با امواج راديويي و پرتوجراحي استريوتاکتيک با چاقوي گاما. اين روشها از اين مزيت برخوردارند که نسبتا غيرتهاجمياند، به شکل سرپايي قابل انجاماند يا بستري بيمارستاني کوتاهي لازم دارند و عوارض تهديدکننده حيات ندارند. البته، ممکن است در مقايسه با روشهاي تهاجميتر، بهبود درازمدت کمتري به دنبال داشته باشند و ميزان بروز فقدان حسي بالاتر باشد که ميتواند باعث ناراحتي زياد بيمار شود و درمان آن هم بسيار دشوار است.
روشهاي جراحي باز عبارتند از: ريزوتومي تريژمينال ناقص و فشارزدايي ميکروواسکولار. اين روشها مستلزم جستجوي حفره خلفي هستند که مخاطرات خاص خود از جمله سکته مغزي، مننژيت و مرگ به همراه دارد. هرچند ميزان بروز اين عوارض در روش فشارزدايي ميکروواسکولار کمتر از 2 گزارش شده است، به نظر ميرسد ميزان بهبود بلندمدت در روش فشارزدايي ميکروواسکولار بيش از ساير روشها باشد به طوري که ميزان بهبود ماندگار 10 ساله بيش از 70 است. اين روش با خطر پايين عود علايم و اختلال حسي همراه است و بنابراين براي بيماران جوان سالم که با خطر کمتر عوارض جراحيهاي تهاجمي روبهرو هستند، انتخاب مناسبي به نظر ميرسد.
تحریک ریشه های عصبی در نخاع چه علائمی داشته و چگونه درمان میشود | |
|
زونا (واريسلا- زوستر)
اين عفونت ناشي از" ويروس واريسلا- زوستر" يعني همان ويروس عامل آبله مرغان است. پس از شيوع اوليه آبله مرغان( که اغلب در کودکي رخ مي دهد )، ويروس بصورت غيرفعال درسلولهاي عصبي سيستم عصبي مرکزي نهفته باقي مي ماند. اما در بعضي افراد، ويروس واريسلا – زوستر مجددا در زمان ديگري از حيات فرد فعال مي شود. زمانيکه ويروس فعال مي شود، از طريق رشته هاي اعصاب به پايين طي طريق مي کند و بعضي از قسمت هاي بدن را آلوده مي کند و باعث ايجاد ضايعات تاولي ( زونا ) ، تب، ورم دردناک رشته هاي عصبي آلوده و احساس ناخوشي و بيحالي عمومي مي شود.
ويروس واريسلا – زوستر ممکن است به ناحيه سر و گردن مهاجرت کرده و چشم، قسمت هايي از بيني، گونه و پيشاني را درگير کند که آن را اصطلاحا" زوناي چشمي" مي گويند. شايع ترين نوع گرفتاري زونا نيز زوناي چشمي است. در اين شرايط حدودا در 40% موارد، ويروس قرنيه را نيز آلوده مي کند. در اين مورد اغلب پزشک براي کاهش خطر آلودگي سلولهاي نسوج عمقي که مي تواند منجر به التهاب و اسکار ( ايجاد بافت جوشگاه) قرنيه شود، داروي ضد ويروس خوراکي ( مثل قرص آسيکلووير) تجويز مي کند. اين بيماري همچنين مي تواند باعث کاهش حس قرنيه شود؛ بدين معني که اجسام خارجي مثلا اگر مژه اي در چشم بيفتد، احساس نخواهند شد. در بسياري از موارد اين کاهش حس دائمي است.
اگرچه زونا مي تواند در هرفردي که با ويروس "واريسلا – زوستر" تماس داشته باشد، ايجاد شود اما بر اساس تحقيقات دو فاکتور خطر عمومي براي بروز اين بيماري اثبات شده است:
1- سن بالا
2- ضعف سيستم ايمني.
مطالعات نشان داده که درافراد بالاي 80 سال نسبت به افراد 20 تا 40 ساله 5 برابر شانس گرفتاري بيشتر است. برخلاف تبخال ساده نوع يک، ويروس واريسلا – زوستر در افراد با سيستم ايمني نرمال معمولا بيش از يک بار بروز نمي کند.
ذکر اين نکته ضروري است که مشکلات قرنيه اي ممکن است ماهها بعد از بروز زونا ايجاد شود. به اين دليل، لازم است افراديکه زوناي ناحيه صورت ( زوناي چشمي) داشته اند، بر طبق برنامه زمان بندي منظم پي گيري و معاينه چشم پزشکي شوند
منبع»بیماری های چشمی
بیماری واریسلا یا آبله مرغان (chicken pox) یک بیماری خفیف و بسیار مسری است
که بطور عمده در کودکان مشاهده می شود
این بیماری با بثورات منتشر وزیکولی بر روی پوست وغشاهای مخاطی مشخص شده و در بالغین و کودکان مبتلا به نقص ایمنی از شدت بیشتری بر خور دار است
بیماری زونا یا زوستر بطور اسپورادیک رخ می دهد و بالغین و افراد مبتلا به نقص ایمنی را ناتوان می سازد
در این بیماری بثورات پوستی محدود به منطقه توزیع یک گانگلیون حسی هستند و از لحاظ ظاهری شبیه بثورات آبله مرغان میباشند هر دو بیماری توسط یک ویروس ایجاد می شوند
آباه مرغان بیماری حادی است که متعاقب تماس اولیه فرد با ویروس حاصل می شود در حالی که بیماری زونا پاسخ میزبان تقریبا مصون در برابرفعا لیت مجدد ویروس واریسلا که در حالت مخفی در گانگلیون های حسی به سر میبرد می باشد
خصوصیات ویروس
ویروس واریسلا- زوستراز نظر مرفولوژیکی شبیه ویروس هرپس سیمپلکس است و هیچ گونه مخزن حیوانی ندارد
این ویروس در محیط کشت حاصل از جنین انسان تکثیر یافته و بطور مشخصی موجب تولید انکلوزیون های داخل هسته ای می شود.
ویروس عفونی در داخل سلول میزبان باقی می ماند و تکثیر مکرر آن از طریق سلولهای آلوده آسانتر از مایع حاصل از کشت بافتی صورت می گیرد.
عامل بیماری آبله مرغان و زونا یک ویروس مشترک است
ایزوله های ویروسی بدست آمده از وزیکول های بیماران مبتلا به آبله مرغان یا زونا از نظر ژنتیکی هیچ تفاوت عمده ای با یکدیگر ندارند.
تلقیح مایع داخل وزیکول زونا به کودکان باعث بروز بیماری آبله مرغان در آنها می شود
کودکانی کا از عفونت مربوط به ویروس زوستر بهبود یافته اند در برابر بیماری آبله مرغان مقاوم هستند
پاتوژنز و پاتولوژی
۱-واریسلا: راه انتقال عفونت واریسلا ار طریق مخاط دستگاه تنفسی فوقانی یا ملتحمه است
ویروس وارد جریان خون شده و پس از چندین دوره تکثیر در نهایت در پوست بیمار تجمع می یابد
ضایعات جلدی و مخاطی ویروس در ابتدا با آلودگی سلولهای اندوتلیال مویرگ ها شروع می شوند
در اثر تورم سلولهای اپیتلیال تخریب بالونی شکل سلولها و تجمع مایعات بافتی وزیکول ایجاد می شود
انکلوزیون های ائوزینو فیلیک در داخل هسته سلولهای آلوده یافت می شود
ضایعات خارج سلولی بیماری واریسلا که در نوزادان و در عفونتهای عارضه دار بالغین مشاهده می شوند مشابه یکدیگر هستنددر گیری ریه در این موارد معمولا شدید تر از سایر اعضا می باشد و سلولهای غول پیکر چند هسته ای اغلب مشاهدا می گردند.
پاسخ ایمنی سلولی و هومورال میزبان تگثیر ویروس ها را مهار کرده و از انتشار آن جلو گیری می نماید
اینتر فرون نیز ممکن است در این روند دخالت داشته باشد
۲-زوستر: ضایعات پوستی ناشی از زوستر از لحاظ پاتولوژی شبیه ضایعات واریسلا هستند
التهاب حاد اعصاب گانگلیون های حسی نیز مشاده می شود و اغلب فقط یک گانگلیون حسی گرفتار می گردد. به عنوان یک اصل نحوه توزیع ضایعات پوستی متناسب با مناطقی است که توسط یک گانگلیون ریشه خلفی عصب دهی می شوند.
عوامل محرک که باعث فعا لیت مجدد ویروس در گانگلیون می شوند هنوز شناخته نشده اند به نظر می رسد ضعف سیستم ایمنی باعث تکثیر ویروس در گانگلیون شده و متعاقب آن التهاب و درد شدید ایجاد می کند. ویروس در مسیر رو به پایین عصب به طرف پوست حرکت کرده و موجب تشکیل وزیکول می شود. احتمالا ایمنی سلولی مهمترین عامل دفاعی میزبان در برابر عفونت واریسلا-زوستر است
فعالیت مجدد زوستر اسپورادیک بوده و عود بیماری به ندرت رخ می دهد
یافته های بالینی
واریسلا : عفونت تحت بالینی آبله مرغان (chicken pox) غیر معمول است و معمولا این بیماری با علائم بالینی همراه است.دوره کومون آبله مرغان بطور متوسط ۲۱-۱۰روز است
احساس ناخوشی و تب از اولین علائم بیماری هستند که به دنبال آنها بثورات ابتدا در تنه ، سپس در صورت، اندامها . مخاط دهان و حلق ظاهر می شود. پس از ۴-۲روز وزیکول های جدید به وجود می آیند به گونه ای که در یک زمان می توان تمام مراحل ماکول، پاپول ، وزیکول و کراست را مشاهده کرد.
تب تا زمانی که بثورات جدید ظاهر می شوند باقی می ماند و با شدت بثورات متناسب است
عوارض بیماری در کودکان سالم نادر بوده و مرگ و میر آن بسیار اندک است آنسفالیت در حدود یک در هر هزار مورد رخ می دهد. در واریسلای نوزادی عفونت اندکی قبل یا بعد از تولد از مادز به نوزاد انتقال می یابد. در این شرایط آنتی بادی مادرا به مقدار کافی به نوزاد منتقل نمی شود تا ار بروز عفونت جلو گیری کند. ویروس واریسلا در نوزادان اغلب بطور وسیعی منتشر شده و میزان مرگ و میر بیماری گاهی به بیش از ۳۰ درصد میرسد.
بیماران که از آنسفالیت واریسلا نجات می یابند ممکن است دچار عوارض دائمی گردند . پنو مونی واریسلا در کودکان نادر است اما شایعترین عارضع آبله مرغان در بزرگ سالان مبتلا به عفونت اولیه ویروس واریسلا-زوستر می باشد . میزان مر گو میر این بیماری ۴۰-۱۰درصد است. بیماران مبتلا به نقص ایمنی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به عوارض گوناگون آبله مرغان هستند.
کودکان مبتلا به لوسمی به ویژه در خطر ابتلا به عفونت های شدید و منتشر ویروس واریسلا-زوستر هستند میزان مرگ و میر واریسلای پیش رونده در کودکان مبتلا به نقص ایمنی حدود ۲۰درصد است
۲-زوستر: این بیماری معمولا با درد شدیدی در ناحیه پوست یا مخاط که توسط یک یا چند عصب با گانکلیون حسی عصب دهی می شوند آغاز می گردد . چند روز پس از شروع بیماری وزیکول های متعددی بر روی پوست منطقه ای که حس آن توسط اعصاب مبتلا تامین می شوند به وجود می آید
این بثورات معمولا یک طرفه بوده و تنه و سر و گردن را بیشتر از سایر نقاط بدن در گیر می کند طول دوره بیماری و شدت بثورات معمولا با سن بیمار متناسب است . در۱۵-۱۰درصد موارد زوستر ، شاخه چشمی عصب سه قلو در گیر می شود.
شایعترین عارضه زونا در سالمندان نورالرژی پس از زونا می باشد . در این بیماران درد ممکن است چند هفته تا چند ماه ادامه داشته باشد . نورالرژی به ویژه بعد از زونای چشمی شایع است . مقدار اینتر فرون وزیکول در افراد مبتلا به زونای موضعی که دارای بیماری زمینه ای نیستند.
در اوائل عفونت یعنی در حدود ششمین روز به حد اکثر میزان خود می رسد پس از رسیدن مقدار اینترفرون به حد اکثر خود در عرض۴۸ ساعت بهبودی بالینی ایجاد می شود ویزیکول ها به پوستول و کراست تبدیل شده و انتشار ضایعات متوقف می گردد . وجود بیماری های زمینه ای نظیر بدخیمی ها ، نقایص ایمنی و استفاده از
داروهای مهار کننده سیستم ایمنی
موجب انتشار بیماری زونا و افزایش و شدت آن می گردد . گروهی از بیماران مبتلا به هوچکین سر انجام به بیماری زوستر دچار خواهند شد . یکی از علل مهم مرگ در بیماران مبتلا به نقص ایمنی که دچار زونا می شوند بیماری های احشایی به ویژه پنومونی می باشد
ایمنی
ویروس های واریسلا و زوستر مشابه یکدیگر هستند و بیماری های آبله مرغان و زونا ازاختلاف پاسخ های ایمنی میزبان ناشی می شوند . عفونت قبلی با آبله مرغان موجب موجب ایمنی دراز مدت در برابر این بیماری می شود . اما زونا ممکن است در برابر تیترهای سرمی بالا ازآنتی بادی های خنثا کننده واریسلا نیز رخ دهد.
بنظر می رسد که ایمنی سلولی اختصاصی ویروس واریسلا-زوستردر بهبودی بیماران مبتلا به آبله مرغان و زونا نقش مهمی داشته باشد . پیدایش اینترفرون موضعی نیز در بهبودی بیماری مشارکت دارد
تشخیص آزمایشگاهی
در نمونه های رنگ آمیزی شده ازپوسته ها یا سواپ های به دست آمده از پایه وزیکول ها، سلولهای غول پیکر چند هسته ای را می توان مشاهده کرد . این سلولها در وزیکولهای غیر هرپسی وجود ندارند
آنتی ژن های ویروسی داخل سلول میزبان را می توان توسط رنگ امیزی ایمونوفلوئوروسانس نشان داداستفاده از روشهای شانسایی سریع ویروس واریسلا-زوستر از لحاظ بالینی برای تشخیص عفونت مهم هستند . بررسی شکل ظاهری ذرات ویروس موجود در مایع وزیکول در زیر میکروسکوپ الکترونی موجب تمایز هرپس ویروس ها و پوکس ویروس ها از یکدیگر میشود . آنتی ژن های اختصاصی ویروس واریسلا-زوستر در مایع وزیکول و ترشحات حاصل از پوسته ها یا مواد حاصل از بیوسی وجود دارند
اگر چه اثرات سیتوپاتیک ویروس واریسلا گاهی بسیار آهسته ظاهر می شوند اما ویروس را می توان از مایع وزیکول و در کشت سلولهای انسانی در مدت۷-۳روز بدست آورد . ویروس واریسلا-زوستردر مایع وزیکول بسیار نا پایدار است و تلقیح آن در کشت های سلولی باید به سرعت انجام گیرد .
افزایش تیتر آنتی بادی اختصاصی را می توان در سرم بیماران توسط آزمایشهای ایمونوفلوئوروسانس غیر مستقیم و ایمونواسی آنزیمی مشاهده نمود
تست انتخابی به هدف آزمایش و امکانات ازمایشگاهی بستگی دارد نقش ایمنی سلولی در مقابله با این ویروس بسیار مهم و در شناسایی آن است
اپیدمیولوژی
بیماری های آبله مرغان و زونا در تمام نقاط دنیا مشاهده می شوند . بیماری آبله مرغان یک بیماری اپیدمیک شایع در دوران کودکی است که حد اکثر بروز آن در سنین بین ۶-۲سالگی است و در بالغین نیزمشاهده می شود . در مناطق معتدل شیوع این بیماری در فصول زمستان و بهار بیشتر از فصل تابستان است .زونا بطور اسپورادیک رخ داده و اکثر بالغین را گرفتار می کند
این بیماری در تمام فصول سال شیوع یک سانی دارد ده تا بیست درصد بالغین حد اقل یک بار حمله زونا را در طول عممر خود تجربه می کنند . بیماری آبله مرغان به راحتی از طریق قطرات تنفسی و تماس مستقیم منتقل می شود
بیمار مبتلا به آبله مرغان از مدت کوتاهی قبل ازبثورات وزیکولی تا حدود پنج روز بعد از آن قادر به انتقال بیماری به دیگران است
اما بیماری زونا به ندرت در اثر تماس منتقل می شود احتمالا علت این امر آن است که ویروس در دستگاه تنفسی فوقانی وجود ندارد بیماران مبتلا به زونا ممکن است منبع عفونت آبله مرغان برای کودکان حساس باشند و شیوع بیماری را یک باره افزایش دهند.
ماده زنتیکی ویروس واریسلا- زوستر را به کمک روشهای جدا سازی در نمونه های گرفته شده از هوای اتاقی که بیماران مبتلا به واریسلای فعال و زونا تنفس می کنند یافته اند . عفونت آبله مرغان بدون عارضه یک بیماری خفیف است و تعداد بسیار کمی از بیماران نیاز به بستری در بیمارستان پیدا می کنندو کمتر از یک درصدآنها فوت می کنند
میزان مرگ و میر بیماری واریسلا در کودکان مبتلا به لوسمی که درمان ضد ویروس دریافت نکرده اند حدود ۳۰درصد است
درمان
بیماری واریسلا در کودکان طبیعی خفیف بوده و نیازی به درمان ندارد در مقابل این بیماری در نوزادان و افراد مبتلا به نقص ایمنی و برخی از بالغین بالقوه کشنده بوده و نیاز به درمان دارد.
از گاماگلوبولینی که دارای تیتر بالای انتی بادی ضد ویروس واریسلا-زوستراست می توان استفاده کرد یعنی از واریسلا ایمونوگلوبولین می توان برای جلوگیری از ایجاد بیماری در افراد دچار نقص ایمنی که با بیماران مبتلا با آبله مرغان تماس داشته اند استفاده کرد .
در صورت شروع بیماری آبله مرغان این فراورده هیچ گونه اثر درمانی نخواهد داشت ایمونوگلوبولین استاندارد به علت دارا بودن تیتر پایین آنتی بادی ضد واریسلا فاقد ارزش درمانی است .
چند داروی ضد ویروسی برضد واریسلا موثراند که عبارتند از آسیکلوویر- والاسیکلوویر- ویدارابین و اینترومزون لوکوسی آسیکلوویر دارویی است که در کودکان مبتلا به نقص ایمنی مانع از گسترش بیماری آبله مرغان شده و در افراد بالغ نیز پیشرفت بیماری زونا را مهار می کند.
اما بر روی نور آلرژی پس از هرپس زونا تاثیری ندارد تجویز ویدارابین در مواردی نظیر بالغین مبتلا به پنومونی شدید آبله مرغان و کودکان دارای نقص ایمنی که با ویروس واریسلا آلوده شده اند و نیز بالغین مبتلا به زونای منتشر مفید است.
پیشگیری و کنترل
از سال ۱۹۹۵واکسن آبله مرغان که حاوی ویروس زنده ضعیف شده است برای عموم مردم آمریکا استفاده می گردید . در ژاپن نیز استفاده ار واکسن مشابهی از حدود۳۰سال قبل با موفقیت همراه بوده است . عفونت حاصل از واکسن پایدار بوده و تقریبا بطور مکرر عود می کند اما موارد عود بیماری بسیار خفیف هستند
منبع:پزشکان بدون مرز
آناتومی ستون مهره (ستون فقرات) - نخاع و اعصاب (ریشه های عصبی) | ||
|
درد سیاتیک بیشتر وقتها به خوبی به درمانهای سرپایی جواب میدهد. در
واقع شما میتوانید زندگی روزمرهتان را ادامه دهید و فقط بایستی از انجام
فعالیتهایی که ممکن است درد شما را بدتر کنند، پرهیز کنید. اگر چه استراحت
به مدت یک تا چند روز سبب بهبودی نسبی بیماری میشود، ولی توجه داشته
باشید که استراحت در بستر به مدت طولانی و عدم فعالیت علائم شما را بدتر
خواهند کرد. قبل از اینکه به یکسری توصیهها برای بهبود درد شما اشاره
کنیم، تاکید میکنیم که چنانچه درد شما با گذشت زمان بهتر نشد، حتما به
پزشک مراجعه کنید زیرا درصورت عدم درمان، ممکن است دچار عوارضی مثل آسیب
دائمی عصب، از دست رفتن حس و حرکت در اندام مبتلا و یا حتی از بین رفتن
عملکرد روده و یا مثانه شوید.
اقدامات معمول جهت درمان بیماری سیاتیک در منزل عبارتند از:
استفاده از کیسه یخ: مقداری یخ در یک حوله تمیز قرار دهید و آن را به مدت حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بر روی ناحیه دردناک قرار دهید. این عمل را روزی ۴ مرتبه تکرار کنید. کیسه یخ باعث کاهش التهاب در محل میشود.
استفاده ازکیسه آب گرم: پس از ۴۸ ساعت از شروع درد، بهتر است در نواحی آسیبدیده، از گرما استفاده کنید. چنانچه درد شما ادامه داشت، سعی کنید بهطور تناوب کیسههای گرم و سرد را بر روی ناحیه مبتلا قرار دهید.
انجام حرکات کششی: ورزشهای کششی غیرفعال به شما کمک میکنند تا زودتر خوب شوید. از انجام حرکات پرتابی و یا پیچشی جدا پرهیز کنید.
داروهای ضددرد: آسپرین، استامینوفن و بروفن معمولترین داروهای ضددردی هستند که مورد استفاده قرار میگیرند،ولی استفاده بیش از مقادیر توصیه شده، نه تنها نفعی برای شما ندارد، بلکه بسیار زیانآور است، زیرا این داروها در صورت استفاده بیش از حد دارای عوارض جانبی نظیر تهوع، خونریزی از معده و یا زخمهای دستگاه گوارشی هستند. برای جلوگیری از چنین حالتی، استفاده از پمادهای پیروکسیکام و دیکلوفناک هم مناسب است.
علاوه بر این داروها در برخی از موارد ممکن است پزشک با توجه به علائم بیماری از داروهای دیگری نظیر شلکنندههای عضلانی، داروهای ضدافسردگی و… استفاده کند، ولی استفاده از اینگونه داروها فقط با دستور پزشک امکانپذیر است.
فیزیوتراپی: اگر دیسک شما از جای خود بیرون زده است، فیزیوتراپی نقشی اساسی در بهبودی شما دارد.
هدف از انجام ورزشهایی که بهطور معمول در فیزیوتراپی انجام میشوند، کمک
به قرار گرفتن بدن و اندام شما در وضعیت صحیح، تقویت عضلاتی که از کمر شما
حمایت میکنند و نیز کمک به تقویت انعطافپذیری بدن شما است.
انجام ورزشهای معمولی: ورزش موجب آزاد کردن اندورفینها (مورفین درونی بدن) میشود. اندورفینها واسطههای شیمیایی هستند که از رسیدن پیامهای درد به مغز جلوگیری میکنند. ورزش با تحریک آزاد شدن اندروفینها در مقابله با ناراحتیهای مزمن کمک بسیاری میکند.
در مورد درد سیاتیک، ترکیب ورزشهای هوارسان با ورزشهایی که انعطافپذیری شما را بهبود میبخشند، میتواند در جلوگیری از تغییرات وابسته به سن در کمر شما موِثر باشد.چنانچه مجموعه درمانهای فوق در طی چندین ماه نتوانند درد شما را کاهش دهند، ممکن است انجام درمانهای دیگرنظیر تزریق کورتن به پردههای نخاعی و یا انجام عمل جراحی ضرورت پیدا کند.
منبع: http://www.pezeshk.us
بیماری خفیف معمولا با کمی صبر و حوصله خودبهخود از بین میرود. ولی اگر
بیماری شما با کارهایی که انجام دادید بهبود نیافت و یا آنکه درد شما بیش
از ۶ هفته طول کشید،باید به پزشک مراجعه کنید. در مواردی هم که درد شما از
ابتدا بسیار شدید است و یا روزبهروز بدتر میشود،باید به پزشک مراجعه
کنید.
در مواردی هم که درد شما بهدنبال یک آسیب شدید نظیر یک تصادف اتومبیل
ایجاد شده و یا اگر علاوه بر درد، دچار مشکلاتی در اجابت مزاج شدهاید و یا
اینکه درد شما شدید و ناگهانی و همراه با بیحسی و ضعف عضلات کمر و یا پا
است، هیچگونه تاخیری در مراجعه به پزشک جایز نیست.
برای تشخیص بیماری سیاتیک، پزشک از شما در مورد سابقه بیماریتان سوال خواهد
کرد و سپس یک معاینه بالینی کامل با توجه ویژه به ستون مهرهها و پاهای
شما انجام خواهد داد. در طی معاینه بهطور معمول چندین آزمون پایهای، جهت
بررسی قدرت عضلات و رفلکسهای شما انجام میشود. مثلا پزشک از شما میخواهد
که بر روی انگشتان پا و یا پاشنهپایتان راه بروید و یا اینکه بهصورت
طاق باز دراز بکشید و به آرامی یک پای خود را بهصورت مستقیم بالا ببرید.
دردی که در اثر بیماری سیاتیک ایجاد میشود، معمولا در اثر این فعالیتها
بدتر میشود. تصویربرداری هم از رایجترین اقداماتی است که برای تشخیص
بیماری شما انجام میشود.
منبع: پزشکان بدون مرز
مهمترین عوامل خطر برای بیماری سیاتیک عبارتند از:
سن: تغییرات وابسته به سن درستون مهرهها شایعترین علت بیماری سیاتیک هستند. تحلیل رفتن دیسکهایبین مهرهای کمری از سن ۳۰ سالگی شروع میشود ولی تنگیهای ستون مهرهای که یک علت دیگر بیماری سیاتیک هستند اغلب افراد را در سنین بالاتر از ۵۰ سال درگیر میکنند.
شغل: افرادی که شغلشان نیاز به چرخش مکرر کمر دارد، آنهایی که بارهای سنگین
حمل میکنند و کسانی که بهمدت طولانی رانندگی میکنند، بیش از سایر افراد
دچار بیماری سیاتیک میشوند.
فعالیتهای فیزیکی: افرادی که برای مدتهای طولانی مینشینند و یا یک زندگی راکد و کمفعالیت را دنبال میکنند نسبت به افراد فعالتر، بیشتر مستعد ابتلا به بیماری سیاتیک هستند.
فاکتورهای ژنتیکی: دانشمندان ۲ ژن را شناسایی کردهاند که تصور میرود وجود آنها باعث استعداد برخی افراد به بروز بیماری سیاتیک میشود.
علاوه بر موارد فوق، افراد مبتلا به بیماری دیابت نیز بهدلیل آسیب و تخریب عصبی که در اثر دیابت در آنها ایجاد میشود، بیشتر مستعد ابتلا به بیماری سیاتیک هستند.
منبع: پزشکان بدون مرز
زونا یک بیماری پوستی است که ناشی از ویروس آبله مرغان می باشد.

هر کسی که مبتلا به آبله مرغان شده باشد، ممکن است بعد از سال ها دچار بیماری زونا گردد، زیرا ویروس آبله مرغان در بدن فرد، پنهان می شود و هنگامی که استرس ایجاد شود و یا سیستم ایمنی بدن ضعیف گردد، آن ویروس پنهان دوباره خود را ظاهر می کند، اما این بار به نام زونا خوانده می شود.
زونا غالبا در افراد مسن دیده می شود، اما مواردی هم در افراد جوان دیده شده است. اگر درمان مناسب صورت نگیرد، از دست دادن بینایی و فلج صورت رخ می دهد.
زونا از طریق پوست و خاراندن آن منتقل می شود.
چگونگی پیشرفت زونا
قبل از ظهور بثورات پوستی، درد و حساس شدن منطقه ای از پوست رخ می دهد.
بعد بدن شروع به زدن دانه های قرمز می کند و سپس آن دانه ها تبدیل به تاول ها می شوند.
در زونا، اعصاب گرفتار می شوند و بثورات و تاول ها در یک طرف بدن ایجاد می شود، یا طرف راست و یا طرف چپ بدن.
زونا بر سر و چشم و دیگر اعضای بدن اثر دارد.
هنگامی که تاول ها باز شوند، در مدت یک هفته بهبود می یابند.
شکایات مبتلایان به زونا
درد
خارش
سوزش
بی حسی
درمان دارویی زونا
- استفاده از داروهای ضد ویروسی برای کاهش درد و به حداقل رساندن مدت بیماری
- آسپیرین و یا ایبوپروفن برای کاهش درد
این داروها باید با تجویز پزشک مصرف شوند.
درمان های خانگی زونا
- استفاده از کمپرس سرد: با یک پارچه تمیز، کیسه یخ را در اطراف منطقه آسیب دیده بگذارید. این کار باعث خنک شدن پوست و کاهش درد می شود.
- کرم های بی حس کننده موضعی نیز برای کم کردن خارش و درد استفاده می شود.
- استراحت و آرامش اعصاب
- اگر دچار افسردگی گشتید، مصرف داروهای ضد افسردگی نیز مفید است.
- خمیر برگ نعناع برای تسکین درد استفاده می شود. این خمیر را به مدت 15 دقیقه بر روی پوست خود بگذارید و سپس پوست را بشویید. این کار را 3 تا 4 بار در روز تکرار کنید.
- دو عدد قرص آسپیرین را با دو قاشق غذاخوری کلروفورم و یا الکل مخلوط کنید. مخلوط حاصل را بر منطقه آسیب دیده بزنید. این خمیر، تسکین دهنده خوبی است.
- از پانسمان مرطوب برای تسکین احساس سوزش استفاده کنید.
- از بودن در مناطق مرطوب دوری کنید. همیشه خود را خنک نگه دارید.
- هنگامیکه تاول ها عفونی شدند، به آنها مقداری هیدروژن پراکساید بزنید.
- تاول ها را باز و خشک نگه دارید.
- از خاراندن تاول ها خودداری کنید.
- یک مخلوط شامل نصف فنجان سرکه سیب و دو فنجان آب درست کنید. با استفاده از یک پارچه تمیز، مخلوط حاصل را به مناطق آسیب دیده بمالید.
- به بثورات جلدی خود مخلوط مقابل را بزنید. این مخلوط شامل: ژل آلوئه ورا، عسل خالص و آب تره می باشد.
- روغن ویتامین E، سرکه سیب و چای نعنا را با هم مخلوط کنید و بر روی تاول ها و بثورات پوستی خود بزنید.
- جوش شیرین و آب را می توانید به عنوان کمپرس سرد استفاده کنید.
- ماست و اکسید روی را با هم مخلوط کنید و در طول مسیر اعصاب بگذارید. اگر این مخلوط را قبل از شیوع بیماری بگذارید، جلوگیری از تاول زدن می کند.
- از مصرف غذاهای دارای اسید آمینه دوری کنید. این غذاها شامل: شکلات، غلات، آجیل ها و دانه ها می باشد.
- گلابی مصرف کنید. هر چه قدر آب گلابی بیشتر باشد، بهتر است.
منبع:تبیان
زونا یک بیماری ویروسی است که باعث بروز تاول های دردناک در بدن می شود. در اغلب موارد یک رشته از تاول ها در سمت راست یا چپ تنه و در امتداد مسیر یک ریشه عصبی ظاهر می شوند. عامل بیماری زونا یک ویروس به نام واریسلا زوستر (VZV) می باشد که در دوران کودکی باعث بروز آبله مرغان می شود. بعد از ابتلا به آبله مرغان، ویروس به صورت نهفته در بافت های عصبی باقی می ماند و بعد از سالها در مواقعی که بدن دچار ضعف ایمنی می شود، بیماری خود را به شکل زونا نشان می دهد. هرچند که زونا بیماری خطرناکی نیست، ولی بسیار دردناک است.
علایم زونا شامل:
· درد، سوزش، بی حسی و گزگز شدن
· ایجاد لکه های قرمز یا قهوه ای رنگ همزمان یا بعد از بروز درد
· ایجاد تاول که به مرور تاول ها خشک می شوند
از زمان بروز تاول تا زمانی که همه تاولها به طور کامل خشک شوند، احتمال انتقال ویروس به افرادی که قبلا مبتلا به آبله مرغان نشده اند وجود دارد.
در بعضی افراد علایمی مانند تب و لرز، درد بدن ، سر درد و خستگی نیز دیده می شود.
بیشترین عامل آزاردهنده و ناتوان کننده در زونا، درد سوزشی یا خنجری است که معمولا پس از خشک شدن تاولها به وجود می آید و در بعضی افراد بسیار شدید می باشد. بسته به محل درد ممکن است زونا با بیماری هایی مانند مشکلات قلبی ، ریوی و یا کلیوی اشتباه شود. حتی در بعضی افراد، درد بدون ایجاد تاول دیده می شود.
فاکتور های مستعد کننده به زونا عبارتند از :
1. سن: زونا در افراد بالای 50 سال بسیار شایعتر است. با افزایش سن، احتمال ایجاد بیماری نیز بیشتر می شود.
2. بیماری زمینه ای: در شرایطی که بدن دچار ضعف ایمنی می شود مانند بیماران دیابتی یا بیماران مبتلا به سرطان، احتمال بروز زونا بیشتر می شود.
3. درمان سرطان: بیمارانی که تحت درمان شیمی درمانی یا رادیو تراپی هستند نیز جز افراد مستعد به زونا می باشند.
4. داروها:مصرف بعضی داروها مثل مصرف طولانی مدت کورتونها نیز می تواند مستعد کننده باشد.
درمان زونا:
داروهای ضد ویروس مانند Acyclovir ,Valacyclovir می توانند بهبود را سرعت دهند و عوارض را کم کنند . بیمار می تواند با دوش آب سرد و کمپرس سرد و مرطوب روی تاولها تا مقداری درد وخارش را کم کند.
برای درمان دردهای زونا از داروهای مختلفی می توان استفاده کرد از جمله:
· داروی ضد تشنج مانند گاباپنتین
· داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای مانند آمی تریپتیلین
· اسپریها و ژل های بیحس کننده موضعی مانند لیدوکایین
· ضد درد ها مانند ترامادول
· داروهای ضد التهابی غیر استروییدی مانند ایبوپروفن
· مهار کننده های COX-2 مانند سلکاکسیب
· داروهای ضد درد موضعی مانند Capsaicin (پماد فلفل)
در مواردی که درد بیمار به درمانهای خوراکی جواب ندهد، با مداخلات درمانی فوق تخصصی درد می توان به کاهش درد بیمار کمک کرد. برخی از موثرترین این مداخلات عبارتند از:
· تزریق در مسیر دنده ها و بلوک اعصاب بین دنده ای
· تخریب اعصاب بین دنده ای به وسیله امواج رادیوفرکوئنسی (RF)
· بلوک پاراورتبرال
· تزریق استرویید اپیدورال توراسیک
· کارگذاری محرک نخاعی (Spinal Cord Stimulator) برای مهار انتقال درد
low back pain
بیش از 80% مردم در طول زندگی دچار کمر درد می شوند که در 30% موارد با درد اندام تحتانی همراه است. مشاغل سنگین، ناهنجاریهای ستون فقرات و اندام تحتانی،وزن زیاد،عدم تحرک کافی و بسیاری از علل دیگر داخلی، بیماران را مستعد به (LPB) میکند.اگر چه برای درد پایین کمر علل بسیار زیادی وجود دارد ولی زمانی که کمر درد با اندام تحتانی بصورت رادیکولر (sciatica) همراه باشد، تشخیص محدود به یکی از بیماریهای زیر است:
1. فتق دیسک کمری
2. اسپوندیلوزیس کمری
3. تنگی کانال نخاعی کمری
4. اسپوندیلولیستزیس
5. تومورهای ریشه های دم اسب ( مثل اپاندیوم)
6. تومورهای لگن ( مثل کانسرهای لگن)
7. ناهنجاریهای عروقی نخاعی
: Sciatica حالتی است که بیمار از درد در مسیر رشته های عصبی سیاتیک رنج می برد و بنابراین همیشه ناشی از فتق دیسک کمری نیست. در سایر موارد کمر دردها ممکن است در زمینه بیماریهای مختلفی دیده شود که به مواردی از آنها اشاره می شود . کمردردها را می توان به سه گروه بزرگ تقسیم کرد :
1. کمر دردهای ناشی از مشکلات دیسک ( discogenic LBP)
2. کمر دردهای ناشی از مشکلات سطوح مفصلی (facet joint diseases)
3. کمردردها با علل غیر دژنراتیو(Non- discogenic LBP)
در این مقاله به بررسی بعضی ازاین بیماریها وتظاهرات آنها که غالبا درمان غیر جراحی دارند می ÷ردازیم، که مربوط به گروه سوم است .در ادامه ، علل دیگر کمر درد که می تواند درمان جراحی نیز داشته باشد وبیشتر در گروه بیمهاریهای دژنراتیو ستون فقرات قرار می گیرند ، یعنی بیماریهای مربوط به discogenic LBP و facet joint diseases عنوان می شود.
کمر درد به دلیل مشکلات اعصاب محیطی (peripheral neuropathy):
1. Pisitormis syndrome : علائم شبیه به فتق دیسک بوده وکمردرد در بیماران شایع است.
2. Sciatic notch syndrome : علائم بیماری شبیه به دیسکوپاتی است. تروما، تزریقات، جابجایی خلفی سر استخوان فمور از علل ایجاد عارضه است. نشستن طولانی،هماتوم، canser از علل نادرتر بیماری است.
3. Obtrator neuropathy : کاهش قدرت عضلانی و درد و بی حسی در قسمت داخلی کشاله ران علامت اصلی بیماری است.تروما، شکستگی لگن در ایجاد عارضه موثر است.
4. Genito femoral & Ilio hypogastric &Ilio inguinal nerve neuralgia &femoral : اکثرا به دنبال برشهای جراحی عمومی ایجاد می شوند.
5. Lateral femoral cutaneus nerve : ایتولوژی ایجاد بیماری شامل تروما، چاقی، لاغری، رانندگی، بستن کمر بند ایمنی و یا استفاده از لباس های تنگ است. علائم اصلی بیماری درد، numbness و پارستزی است. پارستزی بیماران در ناحیه جلویی طرفی ران احساس می شود وباعث محدودیت در حرکات و فعالیت بیمار می گردد.
-------------------------------------------------------
کمردردناشی ازمشکلات التهابی – متابولیکی (methabolic & inflammatory Dis):
1. نقرس Gout
2. شبه نقرس
3. استئوپروز (osteoprosis)
4. آرتروپاتی ها با آزمون منفی سرم
5. بیماری پاژت (paget disease)
---------------------------------------------------------
کمر درد با علل عفونی
1. عفونت های چرکی ستون فقرات
2. سل ستون فقرات (Spinal TB)
3. بروسلوزیس (Brucellosis)
4. آبسه های اپیدورال (Spinal Epidural Abcess)
-------------------------------------------------------------------------------------------- -----------------
کمر درد با علل روحی روانی (psychogenic):
این بیماران اکثرا الگوی ثابتی نداشته و یافته های عصبی وجود ندارد.بعضا بیماریهای مزمن نیز با همزمانی مشکلات روحی، درد و گرفتاری بیمار را تشدید می کند.
-----------------------------------------------------------
کمردرد ناشی از تومورها ( Tumors):
اکثرا تومورهای ستون فقرات متاستاتیک هستند. تومورهای اولیه شیوع کمتری دارند و بیشتر در سنین پایین تر تظاهر می کنند.مشخصات ضایعات متاستاتیک ستون فقرات شامل موارد زیر است :
1. Multiple myeloma
2. Osteogenic sarcoma
3. Aneqrysmal bone cyst
4. Chorama
5. Osteoblastoma & osteoidosteoma
6. همانژیوم (Hemangioma)
-------------------------------------------------------
فتق دیسک کمری (herniation lumbar disc):
شایعترین علت درد در اندام تحتانی همراه با کمر درد همزمان است. محتویات فضای دیسک در نواحی خلفی طرفی بر روی ریشه های عصبی فشار وارد می کند و باعث درد در طول ریشه های عصبی میگردد. بعضا استئوفیت و جابجایی مهره نیز باعث این عارضه می شود.
تظاهرات بالینی: بیماری اکثرا در میانسالی دیده می شود.فرم معمول آن به این صورت است که بیمار برای مدتی از کمردردهای ادواری رنج می برده است که بعضا محدودیت حرکات بیماری شده است.به تدریج فرکانس و شدت درد بیشتر و کم کم درد به یک یا دو اندام تحتانی انتشار یافته است. بتدریج درد اندام تحتانی شدیدتر و در بسیاری از بیماران بی حسی و حالت گزگز در نواحی دیستال اندام ظاهر می شود.ممکن است در این زمان از شدت کمر درد بیمار بتدریج کاسته شود. در مسیر بیماری ممکن است بیمار با استراحت طولانی بهبودی پیدا کند و یا نیاز به مداخلات جراحی داشته باشد.
-------------------------------------------------------
لغزش و جابجایی مهره ای (spondylolysis, spondylolisthesis):
این عارضه بدلیل آسیب در اتصال جسم مهره و یدیکول با عناصر خلفی مهره ایجاد می شود. اگر یک مهره روی مهره تحتانی به طرف جلو جابجایی داشته باشد بنام spondylolisthesis و اگر بدون جابجایی باشد بنام spondylolysis نامیده می شود.
تظاهرات بالینی : بیمار در زمان استراحت بهبودی نسبی دارد ولی با حرکات و فعالیت های روزانه بتدریج کمردرد شدید می شود. درد در اندام تحتانی نیز شایع است که یک یا دو طرفه است. نوع ایسمیک و مادرزادی اکثرا قبل از 20 سالگی دیده می شود در حالیکه فرم دژنراتیو اکثرا در دهه های چهارم و پنجم زندگی است. در تمام انواع جابجایی ممکن است علائم تنگی کانال نخائی دیده شود. در معاینه بیماران ممکن است یافته هایی که در جریان فتق دیسک کمری و تنگی کانال اتفاق می افتد، دیده شود.
فتق دیسک گردنی (cervical disc herniation):
فتق گردنی با درد در گردن و دست همراه است. پروسه های دژنراتیو بتدریج باعث آسیب به فضای دیسک و سطوح مفصلی می شود که میتواند باعث فتق و یا ارتروز در سطوح متعدد شود که اصطلاحا spondylosis نامیده میشود.شیوع فتق دیسک گردنی یک چهارم فتق دیسک کمری است و فقط 15% موارد فتق دیسک گردن نیاز به عمل جراحی دارد.
علل : ساختمان دیسک گردن شباهت زیادی به آناتومی ناحیه کمری دارد.تروماهای کوچک و متعدد احتمالا نقش مهمی در بروز فتق دیسک گردن دارند. ناهنجاریهای مهره،مشاغل سنگین، سابقه عمل جراحی و فیوژن مهره های گردن، و بیماریهای اسکلتی، عضلانی از دیگر بروز دیسک گردنی هستند.
تظاهرات بالینی : اکثر بیماران از درد ناحیه گردن که اکثرا به یک طرف انتشار دارد شکایت می کنند.بر خلاف دیسکوباتی های کمری اختلال حسی مشخص وجود ندارد ولی
تغییرات آتروفیک و یا از بین رفتن رفلکس های وتری بیشتر دیده می شود.
منبع:دکتر حمید خردمند
در هر سن و سالی که باشید به احتمال زیاد تاکنون درد کمر را تجربه کردهاید. اما آیا میدانید که چه کمردردی را حتما باید جدی گرفت؟
براساس
کتب رفرنس پزشکی معمولا 5 نوع کمردرد وجود دارد که عبارتند از: کمر درد
موضعی، ارجاعی به پشت، مربوط به ستون مهره، رادیکولر و اسپاسم عضلانی. هر
کدام از این انواع ویژگیهایی دارند که میتواند در تشخیص علت کمک کننده
باشد. مثلا کمر درد مربوط به مهرهها ممکن است به اندام تحتانی ارجاع گردد
یا کمردرد رادیکولر دردی تیزبوده که به پاها تیر میکشد.
این
نوع معمولا به خاطر درگیری یک ریشه عصبی بوده و بعضی شرایط مثل سرفه یا
عطسه و یا بلند کردن اجسام سنگین میتواند موجب شروع درد رادیکولر شود.
درد همراه با اسپاسم عضلانی معمولا مبهم بوده موجب وضعیت غیرطبیعی بدن
میگردد. درد ارجاعی به پشت هم معمولا ازاحشای شکمی نشات میگیرد.
در
ارزیابی کمردرد توسط پزشکان معمولا کمردرد به دو نوع حاد و مزمن
تقسیم میگردد که در شرایط کمتر از 3 ماه حاد تلقی میگردد. اما آنچه بسیار
حایز اهمیت میباشد اینست که ازهمان ابتدای شروع کمردرد باید فاکتورهای
خطر مورد بررسی قرار گیرد. این ریسک فاکتورها عبارتند از:
این موارد و نشانههایی که در معاینه توسط پزشک انجام میگیرد میتواند کمک به تشخیص علل متنوع درد کمر کند.
بیماری دیسک کمری
این
بیماری یکی از علل شایع درد مزمن کمرو پاها میباشد. علت اصلی این بیماری
نامشخص است ولی عواملی مانند ژنتیک و چاقی میتواند تاثیر گذار باشد.
علائم دیسک کمرپاره شده درد پشت و محدودیت در حرکات و درد رادیکولر شود .
این نشانهها بیشتر یکطرفه میباشند.از لحاظ سنی عمدتا در بالای 20 سال
تظاهر میکند و در بسیاری از بیماران تا مراحل پیشرفته بی علامت است.
اسپوندیلوز (آرتروز)
یکی
دیگر از بیماریهای شایع است که عمدتا ستون مهرههای گردن و ناحیه کمری را
درگیر میکند. درد این بیماران با حرکت تشدید شده و با خشکی و سفتی همراه
است و هر چه سن بالاتر رود احتمال آن بیشتر میشود.
همانطور که
گفته شد بسیاری از بیماریها ی دیگر مثل انواع سرطانها، یماریهای گوارشی و
عروقی مثل پارگی آنوریسم، اختلالات مادرزادی اسکلتی، انواع عفونتهای
استخوان و آبسهها و شکستگیها میتوانند موجب کمر درد شوند که لزوم توجه و
بررسی آن را بدنبال دارد.
درمان کمر درد
در
صورتیکه با توجه به عوامل خطر بیماریهای وخیم و خطرناک کنار گذاشته شوند
روشهای سادهای میتواند از شدت ناراحتی بیمار بکاهد. استراحت در بستر
یکی از این درمانهاست که البته بر خلاف تصور عموم نیازی به طولانی بودن آن
نیست. در کمر درد بدون عارضه استراحت بالاتر از 2 روز فایده ندارد و
بالعکس فعالیت زودرس و حتی برنامههای سبک ورزشی میتواند کمک کننده باشد.
گرما هم ممکن است در کوتاه مدت درد و ناراحتی بیمار را کم کند. در صورت
شدت یافتن درد استفاده از مسکنهای ساده مثل استامینوفن و ایبوپروفن هم
میتواند اثربخش باشد. بر اساس کتب رفرنس ماساژ، تحریک الکتریکی و طب
سوزنی کمکی به کاهش درد نمیکنند. در صورتیکه درد و ناتوانی بیمار ادامه
پیدا کند بایستی بار دیگر از لحاظ فاکتورهای خطر بررسی و با صلاحدید پزشک
از روشهای تصویر برداری استفاده گردد. در پایان باید یادآور شد که با وجود
آنکه بسیاری از علل کمر درد ساده و برطرف شونده هستند حتما بایستی انواع
بیماریهای مسبب درد کمر را هم در نظر داشت تا با بررسی آنها بتوان درمان
مناسب را اعمال کرد.
نورولیز نوعی عمل جراحی است که در آن چسبندگی عصب به بافت های اطراف آزاد میشود.
در بعضی حالات به علت ضربه، تورم، عفونت یا علل دیگر عصب به بافت های اطراف خود چسبیده و این چسبندگی عصب را تحت کشش بیش از حد قرار داده و در کارکرد آن ایجاد اشکال میکند. عمل جراحی نورولیز در این موارد میتواند عصب را از بافت های اطراف جدا کند.
نورولیز به نوع دیگری ار جراحی هم میگویند که در آن عصب از بین برده میشود.
از بین بردن عصب معمولابرای درمان دردهای شدید و مزمن غیر قابل کنترل کاربرد دارد. از این روش درمانی بیشتر در بیماران سرطانی استفاده میشود.
منبع:ایران ارتوپد
درمان درد سر و صورت
● درد صورت
▪ چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟
ـ چشمها هم درد میکنند.
ـ تب، دانههای قرمز در صورت، یا ورم صورت وجود دارد.
ـ درد، گزگز یا کرختی در دست یا پا احساس میشود.
▪ درد صورت نشانه چیست؟
درد صورت برای پزشکان به معنی وجود یک گرفتاری در جایی
دیگر، مثل سر، آرواره، گردن یا حتی دندان است. یافتن محل گرفتاری گاهی بسیار ساده
است. صورت،سر
و گردن اعصابی مرتبط با هم دارند. اگر عصبی در گردن آسیب ببیند یا تحریک شود،ناراحتی
آن از عصب بالا آمده و درد صورت هم ایجاد میکند.
بسیاری حالات،ایجاد درد صورت میکنند. مبتلایان به
میگرن یا سردردهای مداوم دچار درد صورت میشوند. عفونتهای سینوس، گوش و چشم هم
باعث این درد میشوند. دنداندرد و التهاب مفصلی گردن میتوانند صورت را هم به درد
آورند. اختلال دیر تشخیص و بحثانگیز
( TMDبیماری مفصل گیجگاهی آرواره) گاهی باعث درد صورت میشود، گرچه علائم
واضحتری مثل صدای “کلیک” در آرواره و سردرد هم دارد.
درد شدید صورت علامت اصلی تیک دردناک است که اختلالی عصبی است. در مبتلایان به این گرفتاری هوای سرد، نوشیدن مایعات خنک، شستن صورت، اصلاح صورت، جویدن و حتی حرف زدن، صورت را به درد میآورد. تیک دردناک، یک درد متناوب شوکمانند است و علت درد گرفتن صورت در آن کاملا مشخص نیست.
درد صورت همچنین علامت نادر ولی ممکن در سکته مغزی است، گرچه باید به دنبال علائم دیگر مثل کرختی و اختلال دید هم بود.
▪ درمان درد صورت
چون درد صورت ناشی از گرفتاری دیگری است، درمان عامل
اصلی- دنداندرد، سردرد یا -TMD
درد صورت را هم از بین میبرد.
اگر دچار تیک دردناک هستید، به نکات زیر توجه کنید:
دارو بخورید؛ پزشکان دریافتهاند که بهترین راه کنترل
درد در تیک دردناک، درمان دارویی است و داروهای ضدتشنج یا مشابه آن مثل
کاربامازپین تجویز میکنند که مستقیما بر اعصاب اثر میگذارند.
جراحی کنید؛ اگر دارودرمانی موثر واقع نشود،عمل جراحی
کوچکی با استفاده از گذاشتن سوزن در عصب گردن، درد را آرام میکند. ممکن است
عوارضی به صورت کمبود حس در ناحیه عصب مبتلا روی دهد.
● سردرد
چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟
ـ قبلا هیچگاه سردرد روی نداده است.
ـ سردرد بیش از سه روز طول کشیده یا مانع فعالیتهای عادی شده است.
ـ سردرد مانند انفجاری ناگهانی در سر است.
ـ همراه با سردرد اختلال دید، اشکال در گفتار، اشکال در
هماهنگی حرکات، ضعف دستها یا پاها یا اشکال در فکر کردن درست وجود دارد.
ـ تب یا سفتی گردن هم وجود دارد.
ـ بعد از کار زیاد، سردرد روی میدهد.
ـ استفراغ روی داده ولی حالت تهوع وجود نداشته است.
ـ سردردها بیشتر و شدیدتر میشوند.
▪ سردرد نشانه چیست؟
گاهی به نظر میرسد هیچ چیز بدتر از سردرد نیست. انگار
سر سوراخ میشود، منفجر میشود یا فشرده میشود. گاهی هم احساس میکنید که سر را
پشت ورو میکنند و تمام انرژی بدنتان را بیرون میکشند.
سردرد بهطور فزایندهای همهگیر میشود. تقریبا ۶۰ درصد مردان و ۷۵ درصد زنان لااقل یکبار در ماه دچار
سردرد میشوند.
از هر ده مورد سردرد نه تای آن سردرد انقباض ماهیچهای
است که سردرد تنشی خوانده میشود. این سردردها که اغلب با تنش روانی یا خستگی شروع
میشوند، ناشی از انقباض ماهیچههای سر و گردن هستند. سردرد تنشی معمولا در بعدازظهر
روی میدهد و مانند پیچاندن محکم نواری به دور سر احساس میشود.
سردرد میگرنی با گشاد شدن رگهای خونی پوست سر روی میدهد. این سردرد اغلب صبحها با درد شدید در یک طرف سر یا پشت چشمها شروع میشود. این سردرد ممکن است چند ساعت یا حتی تا سه روز طول بکشد. چشم برخی از مبتلایان به میگرن ۱۵ تا ۳۰ دقیقه قبل از شروع سردرد ستاره میزند، یعنی جرقههای نورانی یا خطوط زیگزاگی میبیند. میگرن باعث تهوع، استفراغ و حساسیت به نور هم میشود. ۶۵ تا ۷۵ درصد مبتلایان به میگرن، زن هستند.
سردرد در زنان ممکن است به چرخه قاعدگی آنها مربوط باشد.
سردردهای میگرنی بعد از یائسگی بسیار کمتر دیده میشود.
اما مردان بیشتر گرفتار سردرد خوشهای میشوند که سردردی
شدید و عذابآور در چشم یا دور آن است. این سردرد خوشهای از شدیدترین انواع سردرد
است که حمله آن ممکن است تا دو ساعت و روزی یک یا دوبار در ماه اول و بعد گاهی هر شش
ماه یکبار تا سالها روی دهد.
سردرد میتواند علامتی از سرماخوردگی، آنفلوانزا، بالا بودن فشار خون، خونریزی مغزی، سکته، تومور مغزی، التهاب مننژها، بیماری لایم، وجود کرمهای نواری در بدن، آب سیاه چشم، آبسه دندان یا ترک کافئین باشد. گاهی نیز از عوارض جانبی برخی داروهاست.
▪ درمان سردرد
خوشبختانه کمتر از ۵ درصد سردردها علامت یک بیماری جدی
هستند. برای بیشتر ما سردرد یک حالت ناراحتکننده اما بخشی از زندگی عادی است و
غالبا میتوان آن را کنترل کرد.
بخوابید؛ بسیاری از سردردهای تنشی با کمی خواب عمیق
تسکین مییابند اما گاهی خواب کمتر یا زیادتر از معمول باعث سردرد میشود. به همین
دلیل داشتن برنامه منظم برای خواب اهمیت دارد.
دندانقروچه نکنید؛ برخی افراد در هنگام خواب به قدری
ناآرامند که دندانقروچه میکنند و صبح با سردرد بیدار میشوند.
غذای کافی بخورید؛ نخوردن غذای کافی هم مثل نخوابیدن
کافی باعث سردرد میشود. علت آن کاملا مشخص نیست، ولی احتمالا وقتی مواد غذایی بدن
کم باشد، قسمتی از دستگاه عصبی که ماهیچهها را منقبض میکند فعال میشود.
غذاهایتان را کنترل کنید؛ در افرادی که زیاد دچار سردرد میشوند،بهتر است آنچه را که دو تا سه ساعت قبل از سردرد خوردهاند بررسی کنند. شایعترین ماده غذایی مسئول سردرد، اسید آمینه تیرامین است. از جمله غذاها و نوشیدنیهای دارای تیرامین یا سایر مواد سردردآور، پنیر کهنه، گوشت نمکسود، ترشیها، شکلات، مرکبات،پیتزا و هر چیز محتوی گلوتامات مونوسدیم است. اگر متوجه شدید که برخی مواد غذایی عامل سردرد شماست، یکی یکی آنها را از برنامه غذایی حذف کنید تا عامل اصلی را بیابید.
زیاد قهوه نخورید؛ اگر در محل کار بیش از سه فنجان قهوه در روز میخورید، صبح بعد از روز تعطیل دچار سردرد میشوید، چون روز قبل قهوه نخوردهاید. برای جلوگیری از این سردرد توصیه میشود در روز بیش از یک یا دو فنجان قهوه نخورید.
سیگار نکشید؛ سیگار برای همه بد است و سردرد را نیز بدتر میکند. بهتر است سیگار کشیدن را ترک کنید.
از کلاه و عینک استفاده کنید؛ تابش نور آفتاب و انعکاس آن، در برخی افراد باعث سردرد میشود. در این موارد بهتر است عینک آفتابی بزنید و کلاه دارای لبه بزرگ بر سر بگذارید.
ورزش کنید؛ ورزش درمان بسیار خوبی برای سردرد است. عجیب به نظر میآید، اما کسانی که ورزشهای مختلف میکنند سردردشان از بین میرود. ورزش، تنش روانی را از بین میبرد و تولید مسکنهای طبیعی بدن را که اندورفینها نام دارند تحریک میکند. فقط نیمساعت پیادهروی، سه بار در هفته برای جلوگیری از سردرد کافی است. اگر سردرد با تب همراه است، نزد پزشک بروید و ورزش را به تعویق بیندازید.
خود را گرم کنید؛ از مهمترین درمانهای خانگی سردرد گذاشتن کیسه آب گرم بر روی گردن و شانهها به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه است. این کار خوبی برای کاهش تدریجی سردرد تنشی است. بالشتک گرم، ماهیچههای گرفته را شل کرده و جریان خون را در آنها آسان میکند. گرفتن دوش آب گرم هم موثر است ولی نه به اندازه کیسه آب گرم.
آرامش داشته باشید؛ درمان فشارهای روانی، در افرادی که
زیاد دچار سردردهای تنشی میشوند موثر است.
به آن فکر نکنید؛ سعی کنید فکر سردرد را از خود دور
کنید. برای این کار در جای راحتی بنشینید و چشمانتان را ببندید. فرض کنید در ساحل
دریا دراز کشیدهاید، آفتاب بدنتان را گرم میکند و امواج آب به آرامی روی شما میآید.
هر برگشت ذهنی امواج قسمتی از سردرد شما را با خود میبرد.
روش زیر را هم امتحان کنید؛ توجه خود را بر سردردتان متمرکز کنید. تصور کنید سردردتان اندازه، شکل و رنگ مشخصی دارد. ببینید سردرد چگونه است؟در یکجا ساکن است یا جابهجا میشود؟بعد فرض کنید سردرد به صورت مایع است و از سرتان روی گردن، شانهها، دستها و در آخر انگشتان میریزد. سرانجام این سردرد از انگشتانتان خارج شده و به اطراف میریزد.
▪ استفاده از دارو
اگر درمانهای طبیعی، سردرد را از بین نبرد، چندین مسکن
بدون نسخه برای آن وجود دارد:
آسپیرین بخورید؛ سردرد بیشتر افراد با خوردن یک یا دو
قرص آسپیرین یا استامینوفن برطرف میشود. آسپیرین التهاب را نیز کاهش میدهد. هر
دو اینها مسکنهای خوبی هستند.
آسپیرین با قهوه بخورید؛ اگر سردرد متوسط تا شدیدی
دارید، آسپیرین را با یک فنجان قهوه بخورید. کافئین موجود در قهوه باعث تسریع جذب
آسپیرین میشود.
ضدحساسیت بخورید؛ خوردن داروهای ضدحساسیت فاقد مسکن هم
ممکن است سردرد تنشی را آرام کند. اما از دستور نوشته شده بر روی برچسب آن پیروی
کنید.
داروهای ضدحساسیت اگر بهطور مرتب خورده شوند، ماهیچهها را شل میکنند. در آغاز ممکن است شما را خوابآلوده کنند، اما با استفاده مکرر در تسکین سردرد موثرتر میشوند و خوابآلودگی هم کاهش مییابد.
اکسیژن تنفس کنید؛ اکسیژن وسیله بسیار موثری برای تسکین
سردردهای خوشهای و میگرنی است. برای استفاده مداوم از کپسول اکسیژن و مقدار آن از
پزشک خود اجازه بگیرید.
نزد پزشک بروید؛ در سردردهای شدید خوشهای یا میگرنی
مسکنهای قویتری مثل ارگوتامین لازم است. این داروهار ا فقط با تجویز پزشک مصرف
کنید.
زیاد مسکن نخورید؛ خوردن مداوم مسکن هم به اندازه سردرد مداوم، زیانبار است. تمام داروهای ضد سردرد را چه بدون نسخه و چه با تجویز پزشک نباید بیش از دو بار در هفته مصرف کرد، چون خوردن مداوم این داروها به تدریج آستانه درد را پایین آورده و دردها را بیشتر میکند. اگر بیش از حد مسکن مصرف کردهاید، نزد پزشک بروید تا او برنامهای برای رهایی از سردرد و دارو برایتان تنظیم کند.
● سرگیجه
▪ چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟
ـ سرگیجه بدون دلیل، شدید، مکرر یا پایدار است.
ـ همراه با سرگیجه گوش زنگ میزند یا ناگهان شنوایی از
بین میرود.
ـ دید، ناگهان مختل شده یا دوبینی روی داده است.
ـ سردرد شدید وجود دارد.
ـ سابقه خانوادگی سرگیجه وجود دارد.
▪ سرگیجه نشانه چیست؟
چرخیدن همه چیز به دور سر انسان در هنگامی که سوار چرخ
فلک هستید چیزی عادی است اما اگر در خانه خود نشستهاید واین حالت روی میدهد،
لااقل ناخوشایند است.
در برخی موارد همه ما دچار سرگیجه میشویم. برخی افراد
هنگامی که از بالای ساختمان بلندی به پایین نگاه میکنند، یا سوار چرخ فلک میشوند
سرگیجه پیدا میکنند. حتی فضانوردان نیز ممکن است در هنگام فضاپیمایی دچار سرگیجه شوند.
در ۷۰ درصد موارد، سرگیجه علامت اختلال در گوش درونی است که مثل یک چرخشنما (ژیروسکوپ) حالت تعادل بدن را حفظ میکند اما همین سرگیجه ممکن است نشانهای برای بیش از ۳۵۰ ناخوشی باشد. از جمله سرماخوردگی، آنفلوانزا، آلرژی، فقر غذایی، مرض قند، خونریزی داخلی، بیماری قلبی و سکته مغزی.
▪ درمان سرگیجه
کارهای زیادی برای متوقف کردن سرگیجه میتوان انجام داد،ولی
اگر سرگیجه بدون دلیلی دارید به پزشک مراجعه کنید، چون شما نمیتوانید تشخیص دهید
که آیا علامت یک بیماری جدی است یا نه. در اینجا راهنماییهایی برای درمان سرگیجه
ارائه میشود:
به گوشتان استراحت بدهید؛ گوش داخلی به کمک پاها و چشمها
تعادل بدن را حفظ میکنند. روی صندلی بنشینید و دستههای آن را بگیرید و چند دقیقه
به چیزی خیره شوید. این کار میتواند سرگیجه را تسکین دهد، چون مغز از دریافت پیامهای
خطایی که از گوش درونی میرسد خودداری میکند اما اگر سرگیجه مقاوم است در این کار
زیادهروی نکنید و حتما نزد پزشک بروید.
لاکپشتی راه بروید؛ هنگام سرگیجه بسیار آهسته راه بروید و از حرکت دادن ناگهانی سر خودداری کنید، مخصوصا وقتی بلند میشوید یا دراز میکشید. در عوض مرحله به مرحله حرکت کنید. مثلا وقتی میخواهید از رختخواب بلند شوید، اول لااقل۳۰ ثانیه بر لبه تخت بنشینید و بعد برخیزید.
داروهایتان را کنترل کنید؛ بسیاری داروها، مخصوصا
داروهای پایینآورنده فشار خون دارای عارضه جانبی سرگیجه هستند. پزشک در صورت وجود
سرگیجه، داروی مصرفی شما را تغییر خواهد داد.
نمک زیاد نخورید؛ خوردن زیاد نمک باعث احتباس آب در بدن
میشود و کار گوش درونی را مختل میکند. غذاهای شور و کنسروها را از برنامه غذایی
خود حذف کرده و مقدار نمک مصرفی را به ۲ گرم (یک قاشق چایخوری) در روز کاهش
دهید. این مقدار نمک موجود در غذای پخته شده
بهطور معمول است.
از خوردن مواد محرک خودداری کنید؛ قهوه نخورید و سیگار نکشید، چون حساسیت بدن را نسبت به حرکت بالا میبرد. اگر اصرار به خوردن قهوه با چای دارید، لااقل آن را به یک یا دو فنجان در روز محدود کنید. میتوانید به جای اینها چایهای گیاهی که کافئین ندارند بخورید.
آرامش داشته باشید؛ افرادی که تحت تنش روانی هستند یا
اضطراب دارند بیشتر گرفتار سرگیجه میشوند. با ورزش و تنفس عمیق خود را آرام کنید.
مواد حساسیتزا را بیابید؛ سرگیجه میتواند نشانه آلرژی
به گرده گل، حیوانات خانگی و حتی مواد غذایی باشد. عامل حساسیتآور را پیدا کرده و
از آن دوری کنید.
دارو بخورید؛ برخی داروهای بدون نسخه حاوی دیمنهیدرینات
یا مکلیزین حساسیت گوش درونی را به حرکت، کاهش داده و سرگیجه را از بین میبرند
اما در سرگیجه شدید داروهای قویتری لازم است.
خوردن دارو آخرین راه درمان در بیماران گرفتار سرگیجه
شدید است. با گذشت زمان مغز خود توانایی مقابله با بیشتر انواع سرگیجه را پیدا میکند.
▪ ورزش برای درمان سرگیجه
داشتن فعالیت جسمانی یکی از بهترین راههای درمان سرگیجه ناشی از اختلال گوش درونی است. ورزشی که حرکات زیاد سر و بدن داشته باشد مثل پیادهروی، شنا، دویدن آرام، حتی کاراته به درمان سرگیجه کمک میکند. اگر تحرک داشته باشد، بر سرگیجه پیروز میشوید.
ورزش را به تدریج شروع کنید؛ در برخی افراد بلند شدن و کمی راه رفتن هم ایجاد سرگیجه میکند. اما میتوانید آرام حرکت کنید و با شروع سرگیجه دوباره بنشینید. یعنی اگر بتوانید فقط سه قدم بدون سرگیجه راه بروید، شروع خوبی برای ورزش است. این ورزش- حرکت، سرگیجه، نشستن- را باید چندین بار انجام دهید. سه بار در روز هر بار به مدت ۲ تا ۱۵ دقیقه بسیار خوب است. اما اگر در شروع کار فقط ۲۰ ثانیه تحمل آن را دارید، اشکالی ندارد ۲۰ ثانیه ورزش بهتر از هیچ است.
حرکات چرخشی انجام دهید؛ انجام حرکات آرام چرخشی و موزون به درمان سرگیجه کمک زیاد میکند. میتوانید با چرخشهای ۹۰ درجهای شروع کنید و بعدا چرخشهای سریعتر و تندتر را انجام دهید.
پزشکان همواره دنبال عواملی بوده اند که بتواند باعث بهتر شدن ترمیم بافت آزرده مثل آرتروز شود. امروزه نقش فاکتورهای رشد در ترمیم غضروف در محیط آزمایشگاه و بدن کاملا شناخته شده است. یکی از مواردی که حاوی فاکتور رشد بالایی است، پلاکت موجود در خون است. اما مقدار کمی فاکتور رشد در هر پلاکت وجود دارد.
پلاکتها حاوی گرانول آلفا هستند که محل ذخیره فاکتورهای رشد است. این فاکتورها در ترمیم دخالت دارند. از طرف دیگرپلاکتها بسیار حساس می باشند و جداسازی آنها مشکل است.اما تکنیکهای مختلفی برای جداسازی و تغلیظ پلاکتها بوجود آمده که استفاده از آنها را تسهیل نموده است. به فرم غلیظ شده پلاکت پی آرپی می گویند.
پی آر پی به معنی حجمی از پلاسما است که غلظت پلاکت آن بالاتر از پلاسما است.محلول نامبرده حاوی پلاسما و پلا کت است. پلاکت ها به علاوه دارای فاکتوری هستند که خواص ضددرد دارد.پلاکتها با اضافه شدن کلسیم فعال می شوند و نتیجه آن تشکیل ژل پلاکتی است که منجر به آزادسازی فاکتورهای رشد میگردد .
تزریق پلاکت در مفصل از چند نظر موثر است:
تحریک ساخته شدن غضروف مفصلی،کند کردن فرایند متابولیسم ، کاهش هیپرپلازی غشای سینوویال و تنظیم سطح موادی که در رشد سلولی دخالت دارند. پی آر پی کحتوی سلولهای بنیادی است اما اینکه تکثیر سلولهای بنیادی چقدر در درمان با پی آر پی نقش دارند هنوز مشخص نیست.
در حال حاضر پی آر پی از جداکردن خون فرد و سانتریفوژ آن تهیه می شود. بنابراین خطر ایجاد بیماریهای مختلف و آلودگی برای بیمار ازبین می رود.تزریق پلاسمای غنی از پلاکت یا ( Platlet Rich Plasma) ، (پی آر پی ) یک روش ساده،ارزان و کم تهاجم است که فاکتورهای رشد تغلیظ شده را جهت تزریق در مفصل فراهم می کند . پلاسمای غنی از پلاکت علاوه بر پلاکت حاوی پلاسماست که دارای فیبرین وسایر فاکتورهایی می باشد که در ترمیم موثر هستند . همچنین فیبرین به عنوان شبکه ای جهت تمایز سلولهای بنیادی و چسب بیولوژیک نیز کاربرد دارد.
اولین بار پی آر پی در سال 1987 توسط Ferrari دکتردر جراحی قلب به عنوان منبع پلاکت در جلوگیری از خونریزی استفاده شد.در سال 1990 اولین بار در درمانهای بیماریهای عضلانی و اسکلتی مرتبط با طب فیزیکی و توانبخشی (تاندونیت و تاندینوزیس) به کار رفت. پی آر پی در درمان التهاب مزمن تاندونی،آرنج تنیس بازان،التهاب مزمن تاندون شانه ،التهاب تاندون زانو ، پارگی حاد تاندون آشیل،پارگی عضلات پشت ران،استئوکندریت دیسکانت ، ترمیم مینیسک ، ترمیم عصب ، ترمیم تاندون پا ، ترمیم رباط صلیبی قدامی ACL در زانو ، پلانتار فاشئیت (خار پاشنه) ، ترمیم استخوان ، ترمیم ضایعات غضروف مفصلی کاربرد دارد.
مطالعات متعددی در مورد اثر پی آر پی در تکثیر سلولهای ریشه ای مزانشیمال و تمایز کندروسیتی آنها در محیط بدن وافزایش تولید اسید هیالورونیک ،گلیکوز آمین ،کلاژن تیپ 2 ، اگریکان ، افزایش تمایز کندروسیتها انجام شده است وچندین مطالعه نیز در مورد کاربرد بالینی پی آر پی در درمان ضایعات غضروف مفصلی در حیوان و انسان به انجام رسیده است.
در چه مواقعی درد سیاتیک در بدن ایجاد میشود؟
درد سیاتیک معمولا بعد از فعالیتها و حرکتهای ناگهانی مانند بلندکردن یا هلدادن جسم سنگین یا خم شدن و چرخیدن ناگهانی به وجود میآید.
سیاتیک بیماری
نگرانکنندهای نیست، چراکه نهتنها با استراحت، گرمکردن عضو و استفاده از
داروهای ضدالتهاب طی سه تا چهار روز بهبود پیدا میکند، بلکه میتوان از بروز آن
با تقویت عضلات شکم و کمر، بلند نکردن اجسام سنگین، توجه به شیوه صحیح نشستن و
خودداری از نشستن طولانیمدت جلوگیری کرد.
متخصصان طب فیزیکی
معتقدند که درصد بسیار زیادی از ضایعات سیاتیک مربوط به عناصر نگهدارنده ستون
فقرات (عضلات و اعصاب منشعب شده از ستون فقرات)
است و نه دیسک بینمهرهای.
به بیان دیگر
به دنبال وارد شدن فشار بیش از حد به ستون مهرهها، به ریشههای عصبی که در حال
بیرون آمدن از نخاع و مهره است، فشار زیادی وارد میشود.
همچنین تماس
موادشیمیایی تشکیل دهنده قسمت ژلاتینی دیسک با ریشههای عصبی، موجب تحریک و التهاب
آنها میشود و این فشار و التهاب عصب موجب بروز علائم سیاتیک میشود.
سیاتیک چیست ؟
همیشه مواجه شدن بیماران با کلمه سیاتیک و مشکل سیاتیک و بیماری سیاتیک به عنوان بخشی از تشخیص بیماری با وحشت آنان توام بوده است. بیماران کم سواد مبتلا به کمردرد می پرسند کمر من سیاه می شود ؟ و بیمارانی که از درد لگن تیر کشنده به پا ناراحت هستند سوال می کنند پای من سیاه می شود ؟با این حال بیماران با سوادتر نگران فلج شدن و اختلالات ناشی ازفلج کامل سیاتیک هستند.
سیاتیک نام بزرگترین عصب بدن است . این عصب ادامه قسمت های فوقانی شبکه ساکرال (sacral plexus)می باشد. منشاء آن ازشاخه های قدامی ریشه های عصبی شبکه لومبوساکرال است که بخشی از شبکه لومبوساکرال راتشکیل می دهند.
محل خروج این ریشه ها از لگن از راه سوراخ بزرگ سیاتیک می باشد و این ریشه ها از زیر عضله پیریفورمیس عبور کرده ازبین تروکانتربزرگ فمور و توبروزینه ایسکیوم گذشته ودر پشت ران به سمت پایین می رود.
عصب سیاتیک در 3/1تحتانی ران به دو بخش تقسیم می شود:
1- عصب تیبیال
2- عصب پرونئال مشترک .این عصب شاخه های متعددی به عضلات و مفاصل اندام های تحتانی می دهد.
این عصب به شکل وسیعی حس مفصل لگن ته مچ پا را به مغز گزارش می دهد،بنابراین اگر به هردلیلی دچار بیماری شود بیمار دردی را در مسیر عملکرد عصب احساس می کند؛دردی از لگن تا نوک پا.
گاه عصب مربوط به یک قسمت از پا بیشتر در گیر است مثلا عصب شصت پا. در این وضعیت بیمار احساس گزگز در شصت پامی کند وگاهی هم دیسک دیگری خراب است وفقط ریشه های عصبی مربوط به انگشت کوچک توسط دیسک پاره مبتلاست.
در این حالت بیمار احساس درد و ناراحتی را در انگشت کوچک خود دارد. شاخه های حرکتی هم به همین ترتیب قابل توضیح اند.
از نظر بالینی ابتلای شاخه های حرکتی مرتبط با عضلات پشت ساق پا با فلج سیاتیک شاخه های حرکتی عضلات جلوی پا متفاوت خواهد بود.
برای اینکه بیماران متوجه علت تفاوت علامت های بیماری خود شوند توجه شما عزیزان را به این نکته جلب می کنم که ریشه های چهارم و پنجم کمری همراه با شاخه های اول و دوم و سوم ساکرال در مجموع ریشه های ریشه های عصب سیاتیک هر طرف را تشکیل می دهند و احتمال تحریک دیسک مهره های مختلف وجود دارد.
تخریب دیسک های مهره های کمری می تواند علائم خرابی ریشه های چهارم و پنجم کمری و ریشه های اول و دوم و سوم ساکرال را به وجود آورد .