اشنایی با علل درد لگن ، کمر و گردن و روش های درمان آن

ا

اشنایی با علل درد لگن ، کمر و گردن و روش های درمان آن

درد لگن 
 
- درد لگن نشانهٔ چیست؟
متأسفانه برخی شرایط، مثل گرما و رطوبت، که برای رشد جنین در زهدان زن لازم است، محیط مناسبی برای رشد باکتری‌ها نیز فراهم می‌کند. این عفونت زهدان باعث درد لگن می‌شود. عفونت‌های مجاری ادراری هم در زنان و هم در مردان درد لگن ایجاد می‌کند. البته، زنان بیشتر مستعد ابتلا به این عفونت‌ها هستند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  از علل دیگر درد لگن بیماری التهابی لگن، یعنی التهاب لوله‌های تخمدان است. بیماری‌های مقاربتی از شایع‌‌ترین علل این بیماری هستند، گرچه عفونت‌های دیگر هم باعث آن می‌شوند.
در برخی موارد، پزشک ممکن است علت دقیق درد لگن را با توضیحات شما دربارهٔ نوع و محل درد بیابد. مثلاً اگر گرفتاری‌ شما بیماری التهابی لگن باشد، درد در دو طرف لگن است. اما درد ناشی از پارگی کیست تخمدان ناگهانی و بیشتر در یک طرف لگن است.
آندومتریوز (رشد لایهٔ درونی زهدان در جائی دیگر) باعث درد مزمن، قاعدگی دردناک، و نزدیکی دردناک می‌شود. آبستنی خارج زهدان یا درون لولهٔ تخمدان هم درد لگن می‌آورد.
اگر دچار التهاب آپاندیس باشید، نخست اشتها از دست می‌دهید، و بعد در اطراف ناف، و سپس درد ناحیهٔ راست پائین شکم احساس درد می‌‌کنید.
البته همه دردهای لگنی علت بیماری ندارند. اگر به‌طور عادی در وسط چرخهٔ قاعدگی دچار درد خفیف لگن می‌شوید، نگران نشوید. برخی زنان در هنگام تخمک‌گذاری دچار چنین دردی می‌شوند که طبیعی و بی‌خطر است.

- درمان درد لگن
خوشبختانه، تمام دردهای لگنی درمان‌پذیر هستند. در اینجا مواردی را که خود می‌‌توانید درمان کنید یا برای معاینهٔ بیشتر باید نزد پزشک بروید گفته می‌شود.

عفونت را برطرف کنید. اگرپزشک وجود عفونت مجرای ادرار را تشخیص دهد، برای درمان آن آنتی‌بیوتیک مناسب تجویز می‌کند. شما نیز با دفع مکرر ادرار می‌‌توانید از عود عفونت جلوگیری کنید. یعنی لااقل هر سه ساعت یک بار در روز و یک بار یا دو بار در طی شب. ادرار کردن بلافاصله بعد از نزدیکی هم به دفع عفونت کمک می‌کند.
مسکن بخورید. اگر درد ناشی از پارگی کیست تخمدان باشد، درمان احتمالاً فقط شامل تسکین درد با مسکن است. به‌ندرت خونریزی شدید ناشی از پارگی کیست تخمدان نیاز به جراحی پیدا می‌کند. پزشک برای علل دیگر درد لگن هم ممکن است داروئی مثل ایبوپروفن تجویز کند.
نزد پزشک بروید. پزشک بسته به‌شدت درد و وسعت آندومتریوز درمان‌های مختلف انجام می‌‌دهد. گاهی قطع مصرف ضدبارداری درد ناشی از آندومتریوز را از بین می‌برد. داروهائی نیز وجود دارد که با به هم زدن چرخهٔ قاعدگی و انقباض بافت آندومتریوز یک قاعدگی‌گذاری شیمیائی به‌وجود می‌آورد. این داروها را نباید بیش از شش‌ماه مصرف کرد.
اگر دارو درد آندومتریوز را از بین نبرد، پزشک ممکن است به عمل جراحی شکم‌بینی (لاپارسکوپی) متوسل شود. در این روش، پزشک وسیله‌ای لیزری از شکاف کوچکی در شکم به‌درون فرستاده و بافت‌های اضافی را می‌سوزاند. در برخی موارد عمل زهدان‌برداری توصیه می‌شود، اما این روش باید آخرین راه درمان باشد.

- درمان بیماری التهابی لگن
درد ناشی از بیماری‌ التهابی از یک جهت بسیار خوب است. چون بیشتر زنان مبتلا بدون درد هستند و پیشرفت بی‌سر و صدای بیماری خطر ناباروری یا آبستنی نا به جا را بیشتر می‌کند. بنابراین، بیماری التهابی لگن را نباید سرسری گرفت. درمان معمولاً درد را تسکین می‌دهد، اما ۱۰ درصد زنان مبتلا نابارور می‌شوند.
درمان معمولاً با تجویز آنتی‌‌بیوتیک خوراکی انجام می‌شود. موارد شدید بیماری ممکن است نیاز به تزریق درون سیاهرگی آنتی‌بیوتیک در بیمارستان پیدا کند.

- پیشگیری از بیماری التهابی لگن
پیشگیری از عود بیماری التهابی لگن کلاً به اختیار شماست.
سیگار نکشید. اولین کار برای پیشگیری ترک سیگار است. همه می‌دانند که کشیدن سیگار خطر ابتلا به سرطان‌های ریه و حنجره را افزایش می‌دهد، اما کمتر خبر دارند که سرطان مثانه، لوزالمعده، و گردن زهدان هم می‌آورد.
مهبل را زیاد نشویید. شستن زیاد مهبل با فرستادن مواد عفونی‌کننده به درون زهدان یا بیماری‌زا کردن باکتری‌های طبیعی موجود در مهبل باعث بیماری التهابی لگن می‌شود. مهبل با ترشحات طبیعی خود را پاک می‌کند.
از بیماری مقاربتی بپرهیزید. چون بیماری‌های مقاربتی از عمده‌ترین علل بیماری التهابی لگن هستند، جلوگیری از ابتلا به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است.
عفونت را فراموش نکنید. درمان به‌موقع عفونت‌های مهبلی برای پیشگیری از بیماری التهابی لگن مهم است. در طی درمان از نزدیکی خودداری کنید. و اگر پزشک تشخیص بیماری مقاربتی دهد، همسر بیمار نیز باید درمان شود.

- چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟
- درد شدید ناگهانی در لگن احساس می‌شود.
- در بیش از دو روز طول کشیده یا تکرار می‌شود.
- سوزش ادرار، تکرر ادرار، تهوع، استفراغ یا اسهال نیز وجود دارد.
- آبستنی وجود دارد.
- درد لگن به‌دنبال از بین رفتن اشتها روی داده است.
- سابقهٔ ابتلا به بیماری مقاربتی وجود دارد.

 
* درد کمر 
 
- درد لمبر نشانهٔ چیست؟
درد لمبر می‌تواند به‌علل مختلف باشد. درد ممکن است عمیق و در خود مفصل لگن باشد. گاهی درد در بافت‌های اطراف مفصل است – مثلاً در اثر التهاب کیسهٔ زلالی (کیسهٔ پر از مایعی که بین سطوح استخوانی قرار دارد). وترهائی نیز در اطراف لگن وجود دارند که آن را به پاها و پشت متصل و محکم می‌کنند. التهاب یا آسیب دیدن اینها نیز درد لمبر ایجاد می‌کند. درد ممکن است مربوط به‌خود لگن نباشد و منشأ آن در جائی دیگر، مثلاً پشت، باشد. حتی درد ممکن است علت خارجی داشته باشد، مثل خوابیدن روی تشک خیلی نرم یا پوشیدن کفش تنگ.
التهاب مفصل از علل شایع درد لمبر است و معمولاً التهاب استخوانی مفصلی است که از گرفتاری‌های سالخوردگی است و تقریباً همه تا حدودی به آن مبتلا می‌شوند. اگر دچار شکستگی لگن شده باشید، احتمال ابتلا به التهاب استخوانی مفصلی در شما بیشتر می‌شود. همچنین ممکن است التهاب شبه روماتیسمی مفاصل هم خود را در لگن نشان دهد، گرچه کمتر شایع است. این از انواع گرفتاری‌های ناتوان‌کننده است که معمولاً در جوانی بروز می‌کند.
گاهی یک عیب ساختاری سرچشمهٔ درد لمبر است. انحنای ستون مهره‌ها یا کوتاهی یک پا نسبت به پای دیگر باعث درد لمبر می‌شود. گرچه اضافه وزن دقیقاً یک عیب ساختاری نیست، اما این هم می‌تواند باعث ایجاد درد در لگن شود.

- درمان درد لمبر
گرچه درد لمبر چیز مزاحم و ناراحت‌کننده‌ای است، اما زیاد نگران نباشید، راه‌های مختلفی برای تسکین آن وجود دارد.
آن را گرم کنید. استفاده از گرمای مرطوب اولین کاری است که می‌‌توانید بکنید، چون رطوبت باعث نفوذ بیشتر گرما می‌شود. حوله‌ای را در آب داغ خیس کنید، آن را بچلانید، و ۲۰ دقیقه روی باسن خود بگذارید. این کار را سه تا چهار بار در روز انجام دهید. می‌توانید حوله‌ای خشک را روی حولهٔ خیس بگذارید تا گرمای آن هدر نرود.
ورزش را کم کنید. وقتی درد شدید است، چند هفته فعالیت ورزشی خود را کم کنید. (اما به کلی کنار نگذارید) به‌جای آن بیشتر نرمش و ورزش‌های سبک بکنید.
پماد گرم‌کننده بزنید. هم خود پماد و هم مالیدن آن باعث راحت‌تر شدن ماهیچه‌های لگن می‌شوند. پمادهای حاوی منتول را با کیسهٔ آب گرم استفاده نکنید، چون ممکن است باعث سوختگی شدید شود.
ماساژ دهید. ماساژ دادن ماهیچه‌های لگن به تسکین درد آن کمک زیادی می‌کند. ماساژ باید متمرکز بر ناحیهٔ سرچشمهٔ درد باشد.
دارو بخورید. اگر مسکن‌های بدون نسخه، مثل آسپیرین و استامینوفن، درد را آرام نکنند، پزشک دارو‌های قوی‌تری می‌دهد. او حتی ممکن است قرص یا تزریق هیدروکورتیزون تجویز کند. هیدروکورتیزون در کاهش التهاب بعد از آسیب بسیار مؤثر است.
راحت بخوابید. روی لگن دردناک نخوابید و برای نرم کردن تشک از یک بالشتک استفنجی استفاده کنید.
کفش مناسب بپوشید. کفش اندازهٔ پا و سبک بپوشید. کفش‌های مخصوص دویدن بسیار سبکند و برای افزایش ایستائی پا طراحی شده‌اند.
عصای مناسب به دست بگیرید. اگر برای راه رفتن و ایستادن به عصا نیاز دارید، اندازهٔ آن را درست انتخاب کنید. اگر اندازهٔ عصا بلند یا کوتاه باشد، درد لمبر را بیشتر می‌کند.
وزن کم کنید. وزن اضافی باعث شدیدتر شدن درد لمبر می‌شود. با هر قدمی که بر می‌دارید، دو تا سه برابر وزن بدنتان به‌صورت فشار بر روی لگن وارد می‌شود. کاهش هر کیلوگرم وزن اضافی دو تا سه کیلوگرم فشار روی مفصل لگن را کم می‌کند.
جای درد را مشخص کنید. اگر برای درمان درد لمبر نزد پزشک می‌روید، دقیقاً مکان و زمان درد را برای او مشخص کنید. نوع درد را هم به‌ او بگوئید – درد مبهم است یا تیر می‌کشد، دائمی است یا متناوب، با حرکت شدید می‌شود یا آرام می‌گیرد، و نوع حرکاتی که درد را بدتر می‌کند.
آزمایش کنید. اگر پزشک تشخیص التهاب مفصل بدهد، شاید نیاز به انجام چندین نوع آزمایش باشد، چون بیش از ۱۰۰ نوع التهاب مفصلی وجود دارد. خود را برای اسکن استخوان یا MRI (تصویرنگاری با تشدید مغناطیسی) آماده کنید. پزشک ممکن است داروهای ضدالتهابی نیز تجویز کند و شما را برای انجام ورزش مناسب و گرما درمانی و فراصوت درمانی به مرکز فیزیوتراپی بفرستد.
ساختمان بدنتان را کنترل کنید. ممکن است انحنای کوچکی در ستون مهره‌ها یا کمی کوتاهی یک پا داشته باشید و خود ندانید. پشت به یک آینه قدی بایستید و آینهٔ دیگری را بالای شانه بگیرید تا از پشت خود را ببینید، یا به کسی دیگر بگوئید شما را از پشت به‌دقت نگاه کند. اگر یکی از زانوان بالاتر از دیگری باشد، اگر باستنتان به یک طرف افتاده است، یا اگر پشتتان کج به‌نظر می‌رسد، احتمالاً دچار یک مشکل ساختاری هستید.
خوشبختانه، اشکال راه رفتن قابل تصحیح است. باید کفش داری تخت متناسب بپوشید یا حتی فقط کفی داخل کفش بگذارید. اگر گرفتاری شدید باشد، پزشکتان شما را به یک متخصص استخوان معرفی می‌کند.
جراحی کنید. معمولاً شکستگی لگن به عمل جراحی نیاز دارد. گذاشتن یک میله در استخوان لگن آن را سر جای خود نگاه می‌‌دارد. در شکستگی‌های شدید یا التهاب شدید مفصلی، جراح ممکن است مفصل گرفتار را بردارد و مفصل مصنوعی به‌جای آن بگذارد.
عفونت لگن نیز ممکن است به جراحی و تزریق درون سیاهرگی آنتی‌بیوتیک نیاز پیدا کند.
و در مواردی که یک تومور باعث درد لمبر شده است، بعد از نمونه‌‌برداری، پرتو درمانی، شیمی درمانی، و جراحی انجام می‌شود.
درد گردن
 
- چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟
- درد گردن بیش از سه‌روز طول کشیده یا تکرار می‌شود.
- درد به‌دنبال سقوط یا یک حادثه روی داده است.
- درد از گردن به دست‌ها یا پاها منتشر می‌شود.

- درد گردن نشانهٔ چیست؟
اگر شانه‌ها افتاده باشند و چانه به جلو کشیده شده باشد، سر در حالت تعادل مناسب بر روی گردن قرار ندارد. در عوض، رباط‌ها و بافت‌های نرم دیگر گردن باید باری بیش از ۹ کیلوگرم را که درست توزیع نشده است تحمل کنند.
احتمالاً بزرگ‌ترین مشکل گردن و تمام ستون مهره‌ها در قرار گرفتن مفاصل در وضعیت نادرست به‌مدت طولانی و فشار و کشش زیاد برآنها است که در نهایت به درد گردن منجر می‌شود.
ساختارهای مختلفی در گردن ممکن است آن را به‌درد آورند. پارگی یکی از صفحات بین‌مهره‌ای (دیسک) و گرفتاری‌های ماهیچه‌ها، مفاصل، یا رباط‌ها ایجاد درد گردن می‌کنند. شایع‌ترین آنها در هنگام برخورد شدید یک اتومبیل از عقب به اتومبیلی که در آن نشسته‌اید روی می‌دهد. در این تصادف، گردن به‌شدت به‌جلو و عقب پرتاب می‌شود. تخریب تدریجی هر یک از ساختارهای گردن در اثر بالا رفتن سن یا کار زیاد هم درد گردن می‌آورد.

- درمان دردگردن
درد گردن با بیشتر روش‌های تسکین درد کمر آرام می‌شود. اما روش‌های اختصاصی‌تری هم برای تسکین درد گردن وجود دارد.
گردن را بی‌حرکت نگاه دارید. بستن گردن‌بندهائی که گردن را بی‌حرکت می‌کنند درد آن را تسکین می‌دهد. اما بیش از چند روز گردن را بی‌حرکت نکنید، چون باعث ضعیف شدن ماهیچه‌های آن شده و آسیب بیشتر را به‌دنبال خواهد داشت. اگر درد بیش از سه روز طول بکشد، نزد پزشک یا متخصص فیزیوتراپی بروید.
تحمل کنید. تحقیقات نشان داده است که ۸۰ تا ۹۰ درصد دردهای گردن ظرف دو یا سه روز خوب می‌شوند.
وضعیت گردن را تصحیح کنید. وضعیت بد فقط در بد نشستن و بد ایستادن نیست. بلکه حفظ وضع درست بدن در هنگام کار، حرکت، نشستن، ایستادن، بلند کردن چیزی، و ورزش کردن هم اهمیت دارد. بدترین آنها نشستن در وضعیت نامناسب است.
فکر می‌کنید چه‌چیز سر را بر روی گردن نگاه می‌دارد؟ تمام ماهیچه‌ها و رباط‌های گردن تحت فشارند تا سر راست بایستد. برای حفظ حالت درست گردن، صاف بنشینید، سینه را بالا بکشید، و سر را به عقب بگیرید، به‌طوری که گوش‌ها درست در بالای شانه‌ها باشند، نه در جلو آن.
اگر مرتباً دچار درد گردن می‌شوید، از پزشک بخواهید وضع بدنتان را بررسی کرده و راه رفع اشکال آن را به شما بیاموزد.
سرفه‌تان را کنترل کنید. اگر هنگام سرفه‌کردن یا عطسه کردن سرتان را به‌جلو می‌‌اندازید، ممکن است باعث آسیب‌دیدن گردنتان شوید. بهتر در حالی که سر را کمی عقب نگاه می‌دارید سرفه یا عطسه نکنید.
گوشی تلفن را با دست بگیرید. نگاه داشتن گوشی تلفن در بین سر و شانه باعث کشیده شدن بافت‌های نرم گردن و ماهیچه‌های قسمت بالای پشت می‌شود. اگر دست‌هایتان بند است از تلفن‌های بلندگودار استفاده کنید. گرفتن گوشی تلفن به‌صورت بالا گردن و سر را در وضعیت غلط نگاه داشته و به‌تدریج فاجعه به‌بار می‌آورد.
از کپی‌نگهدار استفاده کنید. هنگام نوشتن کردن یک مطلب، به‌جای چرخاندن مداوم سر، از یک کپی‌نگهدار در کنار نمایشگر کامپیوتر یا ماشین تحریر استفاده کنید.
بالشتتان را کنترل کنید. بالش نامناسب از شایع‌ترین علل درد گردن است. از بالشی استفاده کنید که درد گردنتان را برطرف می‌کند. هر بالشی که اتکائی برای رباط‌های گردن باشد مفید است. مهم‌تر از همه، از بالش‌هائی که سر را به جلو خم می‌کنند بپرهیزید.
ورزش گردن برای پیشگیری از درد. همه می‌دانند که ورزش ماهیچه‌ها را قوی کرده و انعطاف‌‌پذیری آنها را زیاد می‌کند. حتی مختصری ورزش گردن آن را روغن‌کاری کرده و مواد مغذی بیشتر به آن می‌رساند.
سر را ورزش دهید. سر را به‌آرامی پائین بیاورید تا چانه به سینه برسد. سپس سر را تا وضعیت عادی خود برگردانید. این کار را ده بار تکرار کنید. آنگاه، ده بار نیز سر را به‌آرامی از یک طرف به طرف دیگر کج کنید و سپس به وضعیت عادی برگردانید. این کارها را تا جائی که گردن درد نگیرد انجام دهید. (نگران صدا کردن آن نباشید.) این ورزش برای کسانی که مفاصل گردن را در طی روز به‌حرکت در نمی‌آورند مفید است.
سر را فشار دهید. کف دستتان را پشت سر قرار داده و به‌آرامی آنها را بر هم فشار داده و تا ده بشمارید. این کار را با جلو و طرفین سر هم انجام دهید. این ورزش را روزی یک بار انجام دهید.
سر را نچرخانید. چرخاندن سر به دور گردن، که عادت شایع بسیاری از مردم است باعث آسیب دیدن بیشتر گردن می‌شود.

 

منبع:http://naigo.ir

درمان دردهای مزمن دوره‌ای لگن

درمان دردهای مزمن دوره‌ای لگن
     
زمینه و هدف: در این مقاله مطالعاتی که تاکنون بر روی دردهای مزمن دوره‌ای لگنChronic Cyclical Pelvic Pain (CCPP) که در منابع الکترونیک معتبری همچون Medlime, Pubmrd, Cinahl, Cochrane, Embase به چاپ رسیده است مورد بررسی قرار می‌گیرد. جهت استفاده از منابع فوق از کلمات کلیدی همچون «درد دوره‌ای لگن» (Cyclic pelvic pain)، «درد مزمن» (chronic pain)، «درد دوره قاعدگی» (dysmenorrheal)، «درد لگنی غیر قاعدگی» (Non menstrual pelvic pain) و «اندومتریوزیس» (endometriosis) استفاده شده است. طی بررسی مقالات مستندات معتبر اندکی در این زمینه به دست آمده است و بر اساس این یافته‌ها شیوع درد های مزمن لگن در خانم‌های سنین باروری 25-4% و دیسمنوره یا درد دوره قاعدگی با درجات متفاوت حدود 60% زنان را گرفتار می‌کند. شایع‌ترین علت CCPP اندومتریوزیس است، سایر علل ژنیکولوژیک CCPP، ادنومیوزیس، فیبروم رحمی و میالژی عضلات کف لگن می‌باشد. علل غیر ژنیکولوژیک مانند سندرم روده تحریک‌پذیر و سیستیت بینابینی هم از دیگر علل CCPP می‌باشند. روش‌های درمانی بیماری از نوع ساده تا تهاجمی متفاوت است و بیشتر مواقع قبل از درمان تهاجمی و به عنوان خط اول درمان از قرص‌های ترکیبی جلوگیری از بارداری استفاده می‌شود. در این مقاله هدف بررسی نحوه برخورد مناسب با CCPP با توجه به تاریخچه پزشکی بیمار، معاینات لگنی و مطالعات انجام شده می‌باشد.

زمینه و هدف
 
طبق تعریف درد مزمن لگنی دردی است که، حداقل به مدت شش ماه کامل وجود داشته باشد و شدت آن به حدی باشد که باعث اختلال در فعالیت‌های روزانه شخص شده و در نهایت منجر به درمان دارویی یا جراحی شود. در صورتی‌که درد مزمن لگن وابسته به سیکل‌های قاعدگی بیمار باشد به آن CCPP گفته می‌شود.1 البته دردهای راجعه و دوره‌ای بدون وابستگی به سیکل قاعدگی هم در این مقوله قرار می‌گیرند به عنوان مثال دیسپارونی که به علت میالژی کف لگن، نورالژی پودندال و وستیبول تحریک شده ایجاد می‌شود از جمله دردهای غیر هورمونی است. درد میتل اشمرز ناشی از تخمک‌گذاری که وابسته به هورمون بوده نیز جز CCPP می‌باشد. سیستیت و سندرم روده تحریک‌پذیر اگرچه سیکلیک نیستند اما چون در دوره‌های قاعدگی تشدید می‌شوند سبب می‌شوند تا اغلب بیماران با تابلوی بالینی CCPP مراجعه نمایند. بنابراین متخصص زنان باید دامنه وسیعی از بیماری‌های احتمالی را در اداره مناسب CCPP در نظر داشته باشد.

متدولوژی
اپیدمیولوژی
از آنجایی‌که اطلاعات اندکی در زمینه CCPP وجود دارد، بسیار مشکل می‌توان اپیدمیولوژی دقیق بیماری را تعیین نمود. بر اساس بعضی گزارشات شیوع دردهای لگنی 4-25% بوده،4-2 و شایع‌ترین پاتولوژی ژنیکولوژیک ایجاد کننده درد لگنی، اندومتریوزیس با شیوع 7-1% می‌باشد.6و5 بنابراین تخمین زده می‌شود که 10-5% زنان مبتلا به CCPP باشند. همچنین گزارش شده است که 60 % زنان در سنین باروری و 72% نوجوانان از دیسمنوره اولیه شاکی هستند که در این میان در 14-12% بالغین و 17% نوجوانان شدت درد زیاد است.9-7

اتیولوژی
در بیشتر موارد CCPP یک پاتولوژی هورمونی وجود دارد و به همین دلیل به صورت سیکلیک و همزمان با دوران قاعدگی تظاهر می‌کنند. اگرچه علل فیزیولوژیک نظیر میتل اشمرز و دیسمنوره اولیه شایع‌ترین علل CCPP هستند، اما این موارد مشخصاً خفیف می‌باشند.
شایع‌ترین عامل CCPP که یک نوع بیماری ژنیکولوژیک محسوب می‌گردد و نیاز به درمان دارد اندومتریوزیس است و پس از آن ادنومیوز و فیبروم‌های رحمی را می‌توان نام برد. از دیگر عوامل با شیوع کمتر می‌توان استنوز سرویکس و ابنورمالیتی‌های ساختاری را بیان نمود. از آنجایی‌که شبکه عصبی عضلات لگن و احشاء لگنی یکسان است نوعی هم‌پوشانی در دردهای مختلف با منشاء مجزا ایجاد می‌شود لذا دستگاه گوارشی و ادراری هم می‌توانند مانند بیماری‌های اسکلتی عضلانی و نورولوژیک دردهای دوره‌ای ایجاد کنند.10 در مطالعه حاضر سعی شده است تا اتیولوژی احتمالی دردهای مزمن لگن (جدول 1) یک به یک مورد بررسی قرار گیرد، ولی قبل از آن نحوه برخورد با چنین بیمارانی را بیان می‌نماییم.
نحوه برخورد با زنان مبتلا به دردهای مزمن لگن
تاریخچه پزشکی: مهم‌ترین قدم در ارزیابی CCPP، بررسی تاریخچه دقیق پزشکی بیماران است. در مورد زمان شروع و نوع درد، محل و انتشار درد، عوامل تشدید کننده یا تخفیف دهنده درد و به طور کلی جزییات آن پرسش به عمل می‌آید. علایم گوارشی یا ادراری ومشکلات سیستم عضلانی اسکلتی همراه با درد مورد نظر قرار می‌گیرد. بنابراین سوالاتی نظیر درد هنگام دفع مدفوع یا ادرار در اداره CCPP بسیار کمک کننده خواهد بود. تاثیر درد در کیفیت زندگی بیمار و تعداد داروهایی که روزانه مصرف می‌کند در بررسی میزان پاسخ به درمان اهمیت دارد لذا درمان‌های قبلی چه موفق و چه ناموفق باید در نظر گرفته شود. سابقه مامایی و قاعدگی‌های بیمار با توجه به ماهیت سیکلیک درد، بخش مهم دیگر تاریخچه است. تغییرات اجابت مزاج و سوزش ادرار همزمان با شروع سیکل قاعدگی باید مورد توجه قرار بگیرد. سابقه تروما به پرینه هنگام زایمان با فورسپس و وکیوم و اپیزیوتومی حتماً پرسیده ‌شود. وجود دیسپارونی و PID احتمالی بررسی می‌گردد. تمایل بیمار به بارداری در انتخاب نوع درمان بسیارموثر است. اگرچه هیچ رابطه مشخصی بین دردهای لگنی و افسردگی وجود ندارد، سابقه افسردگی یا سایر بیماری‌های روحی روانی باید حتماً سوال شود. شواهد بیانگر آن است که احتمال وقوع CCPP در زنان افسرده بالاتر است. تجربه ارتباط جنسی پر استرس و احیاناً توام با زور یا ناخواسته، با ایجاد اختلال در مسیرهای نروسایکولوژیک، سبب افزایش دردهای مزمن لگن می‌شود.13-11 در این موارد باید با جلب اعتماد بیمار به وی کمک نمود تا تاریخچه خود را بیان کند و حتی بهتر است باب مسئله باز شود اما شرح حال کامل و دقیق در این رابطه را به جلسات بعدی موکول نمود.
معاینه
در معاینه به دنبال پاتولوژی احتمالی ایجاد درد می‌گردیم. با توجه به ماهیت تناوبی درد در CCPP بهتر است که بیمار هنگام درد معاینه شود و یک معاینه کلی از بدن به عمل آید. سلامت عمومی، حالت بدن، نحوه راه رفتن و اسکولیوزیس احتمالی بررسی شود. وجود مشکلات در اسکلت و عضلات بدن ممکن است عامل درد بیمار باشد و نحوه ادراک درد را در بیمار تغییر داده باشد.14 معاینه شکم در حالت سوپاین جهت مشاهده اتساع، توده یا اسکار و لمس آن برای بررسی ارگانومگالی یا توده ضروری است. درد شدید در پاسخ به فشار لوکالیزه خفیف بیانگر درد سایکولوژیک یا سندرم درد مزمن پیشرفته است. به این درد آلودینی گفته می‌شود. در تست کارنت به بیمار گفته می‌شود که در حالت سوپاین سرش را بلند کند و اگر درد تخفیف یابد احتمالاً منشاء درد پریتونیوم است زیرا عضلات رکتوس شکمی از کشیده شدن پریتونیوم جلوگیری می‌کنند و درد کاهش می‌یابد. اما اگر درد تشدید گردد آن وقت پاتولوژی در دیواره شکم مطرح می‌گردد. پس از قرارگیری بیمار در وضعیت لیتوتومی، وولو و مهبل از جهت زخم، جراحت یا هرگونه ترشح مورد بررسی قرار می‌گیرد. مشاهده وستیبولیت در وولو بسیار مهم است و باید با دقت بررسی شود. وستیبولیت باعث ایجاد سوزش و درد در واژن هنگام مقاربت می‌شود که در زنان مبتلا به دردهای مزمن لگن بسیار شایع است. با گذاشتن یک انگشت داخل واژن از بیمار خواسته می‌شود که عضلات کف لگن را منقبض و سپس رها کند و به این ترتیب تون عضلات کف لگن بررسی می‌گردد. سپس همه عضلات کف لگن شامل پوبورکتالیس، پوبوکوکسیژوس، کوکسیژوس، پیری‌فرمیس و اوبتراتور داخلی با فشار ملایم معاینه می‌شود و از جهت هرگونه درد و سفتی بررسی می‌گردد. این عضلات نباید دردناک باشند و بیمار باید بتواند به راحتی آن‌ها را جمع و رها کند. معاینه خارهای ایسکیال و کانال آلکوک از نظر وجود درد و فیبروز اهمیت دارد.15
دیواره قدامی واژن جهت تعیین وجود تندرنس بر روی قاعده مثانه و اورترا لمس می‌شود و در صورتی‌که تندرنس مشاهده شود مشکلات دستگاه ادراری مطرح است. قوام و حرکت سرویکس، وجود ندول‌های رکتوواژینال در دیواره خلفی واژن و درد لوکالیزه در تشخیص اندومتریوزیس مهم است. در معاینه دو دستی هرگونه توده مواج، درد و سفتی مهم است. در صورتی‌که رحم در لمس تندرنس داشته باشد احتمال ادنومیوز مطرح است. انجام معاینه رکتال در موارد خونریزی رکتال لازم است.
پاراکلینیک
بر اساس شرح حال و معاینه بیمار اقدامات پاراکلینیکی درخواست می‌شود و بهتر است که در ابتدا از اقدامات ارزان‌تر، بی‌ضررتر نظیر آزمایش ادرار، سواپ واژن، آزمایش خون، CRP و CA125 شروع شود، سپس در صورت لزوم، تصویربرداری و سایر آزمایشات تکمیلی انجام گردد. سونوگرافی ترانس واژینال و ترانس ابدومینال از روش‌های بسیار ارزشمند در ارزیابی بیماری‌های لگن خصوصاً مشکلات ساختاری از جمله فیبروم، ادنومیوز و پاتولوژی‌های ادنکس نظیر کیست تخمدان و هیدروسالپنکس می‌باشد. تعیین ماهیت کیستیک و توپری توده و ماهیت عروقی توده توپر از طریق سونوگرافی امکان‌پذیر است. سونوگرافی در واقع، روشی نسبتاً ارزان است که بیمار را تحت تابش اشعه نیز قرار نمی‌دهد. با کمک ترانس دیوسر سونوگرافی می‌توان نقاطی که درد بیشتری دارند تعیین نمود که در تشخیص CCPP بسیار ارزشمند است. اما در موارد اندومتریوزیس فقط در صورت  درگیری تخمدان‌ها یا درگیری عمق لگن سونوگرافی کمک کننده است که این موارد فقط در 20% مبتلایان به اندومتریوزیس مشاهده می‌شود. در ضمن سونوگرافی در تشخیص بیماری‌های پریتونئال با حجم کم مفید نیست.16 CT اسکن نقش چندان زیادی در بیماری‌های زنان ندارد اما در رابطه با دستگاه گوارش معمولاً اطلاعات مفیدی می‌دهد، اگرچه که در تشخیص این موارد و خصوصاً اندومتریوزیس رکتال، سونوگرافی ترانس رکتال حساسیت بیشتری دارد.18و17 MRI نیز در تشخیص ماهیت توده‌های لگنی نظیر ادنومیوز، اندومتریوما، یا اندومتریوزیس عمقی لگن مفید است ولی به علت گرانی و عدم دسترسی آسان کمتر استفاده می‌شود. در بیماران مبتلا به CCPP در صورت شک به اختلالات لگنی و نیاز به درمان آن، لاپاروسکوپی اندیکاسیون دارد. این روش استاندارد طلایی تشخیص اندومتریوزیس و چسبندگی‌های لگنی می‌باشد، اما از آنجایی‌که هر نوع جراحی با خطر همراه است بهتر است تا سر حد امکان از جراحی‌های غیر ضروری اجتناب شود و با ارزیابی‌های کلینیکی و پاراکلینیکی به تشخیص نهایی دست یافت. همان‌طور که گفته شد، علت عمده CCPP لگن بیماری‌های زنان با منشا هورمونی می‌باشند. با این حال اختلال در سایر ساختمان‌های شکمی و لگنی هم می‌تواند عامل CCPP باشد. در این مقاله شایع‌ترین علل CCPP بررسی می‌گردد. به خاطر داشته باشید که به علت همپوشانی زیاد بین ارگان‌های مختلف لگنی ممکن است بیش از یک تشخیص برای درد وجود داشته باشد.

عوامل ژنیکولوژیک
دیسمنوره اولیه: دیسمنوره اولیه یعنی درد هنگام قاعدگی بدون پاتولوژی لگنی. این بیماری شایع‌ترین شکل CCPP در زنان در دوران باروری است که 60% زنان و 72% دختران نوجوان را مبتلا ساخته است. تعریف دیسمنوره عبارت است از درد راجعه، کرامپی و کولیکی در ناحیه سوپرا پوبیک که با شروع خونریزی قاعدگی شروع می‌شود و مدت 3-2 روز طول می‌کشد. ممکن است درد با تهوع، استفراغ، خستگی، ضعف و بی‌حالی عمومی و درد منتشر به کمر و ران‌ها همراه باشد. مطالعات نشان می‌دهد که با کاهش پروژسترون سرم در اواخر فاز لوتئال اثر مهاری بر تولید اسید اراشیدونیک برداشته شده و خود توسط سیکلو اکسیژناز متابولیزه شده وایکوزانوئید (لوکوترین و پروستانوئید)20و19 می‌سازد. این دو ماده وازواکتیو بوده و خونرسانی به رحم را کاهش داده، ایسکمی و درد ایجاد می‌کنند. شواهد سونوگرافیک داپلر به صورت مقاومت بالای عروق شریان رحمی در اولین روز قاعدگی در مبتلایان به دیسمنوره در مقایسه با افراد سالم اثبات کننده این نظریه هستند.21
 Dawoodو همکاران نشان دادند که شدت کرامپ‌های عضلانی رحم و علایم همراه مستقیماً تحت تاثیر مقدار پروستاگلاندین آزاد شده در ترشحات اندومتر می‌باشد که در واقع نشان می‌دهد مشکل اصلی تولید بیش از حد  پروستاگلاندین است23و22 و نه افزایش حساسیت به اثرات پروستاگلاندین. یکی دیگر از دلایل احتمالی دیسمنوره  وازوپرسین می‌باشد که البته در مورد نقش آن هنوز اختلاف‌نظر وجود دارد.24 هم‌اکنون تحقیقاتی در زمینه درمان دیسمنوره  با توجه به اتیولوژی‌های مطرح شده در  حال انجام است. تشخیص دیسمنوره بر اساس تاریخچه و علایم بالینی و نوع پاسخ به درمان داده می‌شود. یک تاریخچه دقیق و معاینه کامل می‌تواند سایر پاتولوژی‌ها نظیر اندومتریوزیس، فیبروم، ادنومیوز، PID و چسبندگی‌های لگنی را رد کند. در افراد مبتلا به دیسمنوره اولیه معاینات طبیعی بوده و نیازی به بررسی آزمایشگاهی، تصویربرداری یا لاپاروسکوپی نمی‌باشد.
درمان اصلی دیسمنوره داروهای NSAID و قرص‌های ترکیبی جلوگیری از بارداری است. اگرچه مطالعات نشان داده است که داروهای NSAID در درمان دیسمنوره اولیه بسیار موثر است،27-25 ولی هنوز قطعی نیست که کدام داروی NSAID به بقیه ارجح است. قرص‌های ترکیبی جلوگیری از بارداری در مبتلایان به دیسمنوره که مایل به داشتن روش جلوگیری از بارداری باشند بسیار مفید است.29و28 این قرص‌ها تخمک‌گذاری را مهار نموده و با نازک شدن اندومتر، سبب کاهش ترشح پروستاگلاندین‌ها، جریان خون و کرامپ می‌شوند.
درد میتل اشمرز: این درد در زنان در سنین باروری و در وسط سیکل قاعدگی هنگام تخمک‌گذاری اتفاق می‌افتد. درد ماهیت تیر کشنده در یکی از پهلوها یا زیر شکم دارد ولی معمولاً خفیف است و مدت چند ساعت طول می‌کشد و به‌ندرت چندان شدید است که بیمار را مضطرب سازد. علت درد بزرگ شدن طبیعی فولیکول قبل از رها شدن تخمک، یا پارگی فولیکول و ریزش مایع داخل آن به درون فضای پریتون می‌باشد.30

اندومتریوزیس: شایع‌ترین پاتولوژی ژنیکولوژیک CCPP است به حدی که در 32-12% زنانی که در سنین باروری به علت درد لگن لاپاروسکوپی می‌شوند و در 70-45% نوجوانان مشاهده می‌شود.31 اندومتریوزیس به معنی وجود بافت غددی و استرومایی آندومتر در خارج حفره آندومتر است. در بیش از 75% موارد اندومتریوزیس به صورت دردهای دوره‌ای لگن هنگام قاعدگی خود را نشان می‌دهد و البته در مواردی به صورت دردهای غیر دوره‌ای هم بروز می‌کند.35-32 دیسپارونی، دیسشزی، مشکلات باروری و خونریزی‌های غیرطبیعی قاعدگی می‌تواند تظاهری از اندومتریوزیس، محل و عمق بیماری در مبتلایان باشد. به خصوص وجود دیسپارونی و دیسشزی، مطرح کننده نفوذ بیماری در خلف به دیواره رکتوواژینال است. البته قابل توجه است که شدت علایم هیچ ارتباطی با شدت بیماری ندارد.37و36 معاینه فیزیکی بسیار مهم است به عنوان مثال اگر پزشک متوجه ندولاریته قابل لمس یا درد در کل دوساک خلفی یا محل لیگامان یوتروساکرال شود در نوع درمان اثر خواهد گذاشت. در موارد پیشرفته در معاینه با اسپکولوم ممکن است سرویکس به علت درگیری و کوتاه شدن لیگامان یوتروساکرال جابه‌جا شده و به دیواره جانبی واژن منحرف شود یا امکان دارد در معاینه دو دستی اندومتریوما در تخمدان لمس شود.
مشاهده غدد و استرومای آندومتر دربیوپسی پریتوان یا هر نسج دیگری که به هنگام لاپاروسکوپی تهیه می‌شود، استاندارد طلایی تشخیص اندومتریوزیس است.38 هرچند سونوگرافی در ارزیابی میزان گسترش و عمق نفوذ بیماری، درگیری رکتوم، لیگامان یوتروساکرال و یا اندومتریوما مفید است اما در تشخیص اندومتریوزیس‌های خفیف در پریتوان کمک کننده نیست.39 در تصمیم‌گیری درمان، تمایل بیمار به باردار شدن، عوارض جانبی و ترجیح بیمار باید مورد توجه قرار بگیرد. بهترین دارو OCP و پروژستین به اشکال مختلف است که هم عوارض جانبی کمتری دارد و هم مقرون به صرفه است. داروهای دیگر از جمله دانازول، GNRH آنالوگ به علت گرانی، محدودیت مدت زمان مصرف و عوارض جانبی، کمتر مورد توجه است که البته اثربخشی بیشتری نسبت به قرص‌های  OCPو پروژسترون نیز ندارد.40 از طرفی خطرات حملات میگرن و ترومبو آمبولی در OCP،41 مصرف آن‌ها را مشکل می‌سازد. همچنین مصرف مداوم و بی‌وقفه قرص‌ها باعث قطع قاعدگی و کاهش دیسمنوره می‌گردد. پروژستین‌ها هم با مکانیسم توقف تخمک‌گذاری در درمان موثرند و عوارض جانبی آن‌ها خونریزی نامنظم قاعدگی، چاقی، تغییرات خلق و خو و کاهش میل جنسی می‌باشد.43و42 داروهای هورمونی با خاصیت آندروژنی، با ایجاد اختلال در سیکل قاعدگی و ایجاد آمنوره می‌تواند در درمان اندومتریوزیس موثر باشند،44 اما به علت ایجاد جوش صورت، پوست چرب و بم شدن صدا چندان قابل قبول نیستند به‌خصوص که گاهاً این تغییرات قابل برگشت نیست. آنالوگ‌های GNRH نیز عملکرد تخمدان را متوقف می‌سازند و علایم بیماری خصوصاً درد را کاهش می‌دهند اما به علت ایجاد علایم یائسگی و از دست رفتن توده استخوانی در طولانی مدت، مصرف آن‌ها محدود گشته است.45 امروزه در زمینه داروهای جدید مانند selective estrogen receptor modulator  و آنتی‌پروژستوژن‌ها و داروهای آنتی‌آنژیوژنیک پیشرفت‌هایی حاصل شده است که اثرات جانبی کمتری خواهند داشت. از آنجایی‌که اندومتریوزیس یک بیماری مزمن است باید درمان در طولانی‌مدت قابل استفاده باشد و عوارض جانبی کمی به‌جا بگذارد به همین دلیل OCP و پروژستین‌ها هنوز انتخاب‌های مناسب‌تری هستند. هدف از جراحی اندومتریوزیس برداشتن نقاط قابل مشاهده، رفع چسبندگی‌ها و اصلاح آناتومی می‌باشد. در کسانی که مایل به باردار شدن هستند و یا در افرادی که بیماری پیشرفته است و تخمدان‌ها را مبتلا ساخته و یا در معاینه شواهدی از نفوذ به لگن مشاهده می‌شود جراحی روش ارجح است. آندومتریوما با دارو درمان نمی‌شود و حتی اگر علایم تخفیف یابد باید حتماً جراحی انجام شود.46 در بیمارانی که بیماری به فضای رکتوواژینال نفوذ کرده است و لیگامان یوتروساکرال درگیر است بهترین راه درمان جراحی است تا بتوان دیسمنوره، دیسپارونی و دردهای غیر دوره‌ای لگن را کاهش دهد. در تحقیقات متعدد انجام شده بدون در نظر گرفتن مرحله بیماری، جراحی نتایج بهتر درمانی در مقایسه با روش‌های غیر جراحی در پی داشته است.51-47 از زمانی که Doyle52 و همکاران در سال 1955 روش تخریب مسیر عصبی جهت کنترل درد اندومتریوزیس را پیشنهاد نمودند، تاکنون روش‌های جراحی لاپاروسکوپی گوناگونی جهت تخریب مسیر اعصاب به عنوان درمان در اندومتریوزیس مورد توجه قرار گرفته است. در روش Laparoscopic uterine nerve ablation (LUNA)، لیگامانهای اوتروساکرال در محل اتصال به سرویکس قطع شده و در روش  Presacral neurectomy (PSN) اعصاب یوتروساکرال قطور به کل برداشته می‌شود. این اعصاب در محدوده مثلث اینترایلیاک است. این روش‌ها با قطع اعصاب حسی سرویکال باعث کاهش حس درد در لگن می‌گردند. اگرچه مطالعات مشاهده‌ای هر دو روش را تایید می‌کنند اما شواهد حاکی از آن است که LUNA چندان جایگاهی در درمان دردهای مزمن لگن ندارد. روش PSN هم اگرچه مفید است اما ریسک عوارض نظیر اختلال عملکرد مثانه و روده بالاست و باید از قبل به بیمار آگاهی داده    شود.56-50
ادنومیوز: در این بیماری بافت غددی و استرومای آندومتر درون میومتر نفوذ کرده است. حدود 20% زنان در سنین باروری به این بیماری مبتلا می‌باشند. البته شیوع آن به خوبی معلوم نیست زیرا تشخیص قطعی بیماری بر اساس یافته‌های هیستوپاتولوژیک بعد از هیسترکتومی داده می‌شود. شایع‌ترین علامت بیماری منوراژی است ولی 25% مبتلایان از دردهای مزمن دوره‌ای لگن شکایت می‌کنند که می‌تواند به دلیل خونریزی و تورم بافت آندومتریال درون میومتر باشد.57 بافت نابه‌جا باعث هیپرتروفی و هیپرپلازی میومتر و بزرگی رحم می‌شود. سونوگرافی با حساسیت 65% و اختصاصیت 98-65% در تشخیص بیماری مفید است، MRI اگرچه حساسیت و اختصاصیت بیشتری داشته (70% و 98-86%) و از این نظر روش مناسب‌تری است اما به علت گرانی و عدم دسترسی آسان کمتر استفاده می‌شود. می‌توان با مصرف OCP و پروژستین، دیسمنوره و منوراژی را کاهش داد اما با قطع درمان علایم دوباره باز می‌گردد. بنابراین هیسترکتومی تنها روش قطعی درمان است.
IUD های حاوی لوونورژسترل تا سه سال علایم را تخفیف می‌دهند و به عنوان جایگزین جراحی مناسب است. جراحی محافظتی نظیر تخریب یا برداشتن لایه آندومتر هم مفید هستند اگرچه مطابق مطالعات بیمارانی که از این روش استفاده می‌کنند باید تا سه سال پی‌گیری شوند.62-58

فیبروم: گاهی اوقات دردهای مزمن لگن در اثر فیبروئید ایجاد می‌شود که با منوراژی همراه است. فیبروم‌ها شایع‌ترین توده لگنی در بانوان هستند که 40-20% زنان در سنین باروری مبتلا می‌باشند. خونریزی غیرطبیعی رحمی شایع‌ترین علامت بیماری است ولی گاه، دردهای مزمن دوره‌ای لگن به علت خونریزی سنگین و انقباضات رحم بروز می‌نماید. فیبروییدها خصوصاً اگر در قدام یا فوندوس رحم باشند می‌توانند سبب دیسپارونی عمیق شوند.64و63 سونوگرافی روش مناسبی برای تشخیص و تایید یافته‌های بالینی است و درمان بر اساس علایم، اندازه، محل فیبروم و تمایل شخص به بارداری متفاوت است.65 درمان‌های دارویی مورد استفاده شامل OCP، پروژسترون، IUD حاوی لوونورژسترول یا GNRH می‌باشد که البته میزان شکست آن‌ها در طولانی‌مدت بالاست.66 جراحی محافظتی برای زنانی که تمایل به حفظ قدرت باروری دارند روش مناسبی است که به محل و اندازه فیبروم بستگی دارد. به این صورت که از هیستروسکوپی جهت برداشتن فیبروم‌های ساب‌موکوس و کوچک و از لاپاروسکوپی و لاپاروتومی جهت برداشتن فیبروم‌های بزرگ و مستقر در جاهای دیگر رحم می‌توان استفاده نمود. هیسترکتومی درمان قطعی است ولی آمبولیزاسیون شریان رحمی و لیگاسیون شریان رحمی از درمان‌های جایگزین هیسترکتومی می‌باشند.

تنگی سرویکس، چسبندگی داخل رحمی، ابنورمالیتی مادرزادی مجاری مولرین: تنگی سرویکس به علت سابقه جراحی (دیلاتاسیون و کورتاژ، لوپ و کونیزاسیون بیوپسی) یا تومورهای سرطانی آندومتریال و سرویکال ممکن است باعث CCPP گردد. شروع دیسمنوره بعد از انجام هر عملی بر روی سرویکس قویاً مطرح کننده استنوز سرویکس است که در این صورت لازم است معاینه دقیق به عمل آید و سعی در دیلاتاسیون سرویکس شود. بسته به طاقت بیمار، می‌توان این کار را با دیلاتور به صورت سرپایی، با کمک هیستروسکوپی و یا زیر گاید سونوگرافی و تحت بیهوشی انجام داد. روش‌های جایگزین مانند رزکشن بافت اندوسرویکس با هیستروسکوپی و تخریب لیزری هم مورد توجه است.68و67 درد ناشی از چسبندگی داخل رحمی (آشرمن) بیشتر مواقع دوره‌ای است و با اختلال قاعدگی همراه است. این درد با کاهش یا قطع کامل خونریزی ماهانه، که ممکن است دلیل انسداد مسیر خروجی، برگشت خون به لوله‌ها و ایجاد هماتوسالپنکس بوده یا به دلیل پاسخ بقایای آندومتر به تحریکات هورمونی باشد. روش استاندارد طلایی در تشخیص چسبندگی‌های داخل رحمی هیستروسکوپی است.71-69 Townsend72 و همکاران برای اولین بار PATSS یا سندرم تخریب بعد از بستن لوله را مطرح نمودند که ممکن است دلیل CCPP در بعضی بیماران باشد. بر اساس این بیانیه در بیمارانی که قبلا لوله‌های رحمی بسته شده است، بعد از تخریب کامل اندومترو کلاپس دیواره‌های آن روی یکدیگر، باقیمانده آندومتر در نواحی کورنه‌آ تغییرات سیکلیک داشته و باعث هماتومترا CH )corneal hematometra) می‌گردد که چون این افراد TL شده‌اند این بازگشت خون قاعدگی به لوله باعث اتساع بخش پروکسیمال لوله و درد می‌گردد. مطالعات گذشته‌نگر نشان می‌دهد که احتمال PATSS و CH در زنانی که تخریب آندومتر می‌شوند تا 10% است که برای درمان باید سالپنژکتومی یا هیسترکتومی شوند.72 البته مطالعه وی مورد بحث است. ابنورمالیتی مادرزادی دستگاه تناسلی بانوان یکی از علل CCPP می‌باشد که به علت انسداد کامل مسیر خروجی است. این مشکلات در سنین نوجوانی به همراه آمنوره اولیه یا اختلال قاعدگی خود را نشان می‌دهد. آنومالی مولرین مانند آژنزی واژن در سندروم راکی تانسکی، اختلال در فیوژن لترال مانند شاخ فرعی رحم و یا فیوژن عمودی مانند آژنزی واژن و سرویکس می‌تواند به صورت CCPP یا درد غیر دوره‌ای بروز کند. گرفتن شرح حال کامل و معاینه و بررسی هماتومترا یا هماتوکولپوس و سونوگرافی لگن می‌تواند مفید باشد. لازم به ذکر است بررسی رادیولوژیک و سونوگرافی کلیه هم در این بیماران لازم است چون در 30-20% موارد مشکلات کلیوی همراه هم وجود دارد.74
سندرم بقایای تخمدان3 و تخمدان باقی‌مانده4: CCPP یک علامت شایع در بقایای تخمدان می‌باشد. سندرم بقایای تخمدان در مواردی رخ می‌دهد که بیمار تحت جراحی افورکتومی دو طرفه قرار گرفته است و به صورت ناخواسته بخشی از تخمدان باقی‌مانده است.
سندرم تخمدان باقی مانده در مواردی رخ می‌دهد که بعد از هیسترکتومی تخمدان‌ها حفظ شده باشد و ایجاد مشکلاتی نماید. شیوع این سندرم 3-2% بوده و اغلب این موارد نیاز به جراحی مجدد دارند. علت CCPP در این موارد وجود پاتولوژی در تخمدان‌های باقیمانده است. تا 12% موارد بدخیمی گزارش شده است.75

سندرم احتقان وریدهای لگنی: یکی دیگر از علل CCPP واریس وریدهای لگنی است که در اثر قاعدگی تشدید می‌شود. تغییر محل درد، دیسپارونی و تشدید درد هنگام ایستادن به مدت طولانی علامت واریس در عروق لگن می‌باشد. در عکس‌های رادیولوژی لگنی کاهش جریان خون دیده می‌شود در حالی‌که دیلاته شدن وریدهای تخمدان در خانم‌های مولتی پار بدون علامت مکرراً دیده می‌شود.77و76

سایر علل ژنیکولوژیک: چسبندگی لگن، PID و اندوسالپنگوزیس از عواملی هستند که بیشتر دردهای مزمن مداوم ایجاد می‌کنند تا دوره‌ای و به درمان‌های هورمونی پاسخ نمی‌دهند. هرچند در بیشتر موارد درد یک‌طرفه لگن را به کیست تخمدان ارتباط می‌دهند، اما معمولاً کیست تخمدان، فقط در موارد پارگی، پیچ خوردگی یا خونریزی درد ایجاد می‌کنند.78 سابقه جراحی، عفونت، التهاب و استفاده از روش‌های کمک باروری باعث چسبندگی در لگن می‌گردند. بحث در مورد دردهای لگن با منشاء چسبندگی بسیار است و علی‌رغم مطالعات زیاد هنوز در مورد ارتباط چسبندگی و دردهای لگن یقین وجود ندارد و برای این بیماران بررسی چندگانه لازم است. PID در 33-18% موارد حتی در صورت درمان با آنتی‌بیوتیک به دردهای مزمن لگن تبدیل می‌شود که البته مکانیسم دقیق آن هنوز معلوم نیست اما به نظر می‌رسد چسبندگی و به هم خوردن ساختار اعصاب عامل درد باشد.80و79 اگر اپیتلیوم مژک‌دار لوله در خارج از لوله فالوپ دیده شود بیماری آندوسالپنگوزیس را ایجاد می‌کند که در صورت تشخیص باید درمان علامتی صورت گیرد و توجه داشت که این بیماری با دارو یا جراحی برطرف نمی‌شود.81
مشکلات گوارشی
1-    سندرم روده تحریک‌پذیر (IBS): این سندرم که در 20-10% بزرگسالان در کشورهای توسعه یافته مشاهده می‌شود نوعی اختلال عملکرد روده است که به صورت درد شکم، نفخ، اضطرار دفع ادرار یا اسهال و یبوست تظاهر می‌نماید. مطالعات مقطعی نشان داده که 3/1درصدزنان مبتلا به دردهای لگنی IBS دارند. این بیماری در سنین باروری شایع‌تر است و هنگام قاعدگی تشدید می‌یابد، بنابراین به صورت دوره‌ای بروز می‌نماید که با دیسپارونی و دیسمنوره همراه است. به منظور رد پاتولوژی‌های دیگر از جمله بدخیمی‌های دستگاه گوارش لازم است در افراد ریسک بالا کولونوسکوپی انجام گیرد. با تغییر رژیم غذایی و مصرف داروهای ضد اسپاسم به همراه فیبر فراوان درد تخفیف می‌یابد.94-82
2-    بیماران مبتلا به بیماری‌های عفونی لگن دچار دردهای متناوب کرامپی در شکم به همراه خستگی، اسهال، کاهش وزن و خونریزی رکتال می‌شوند و آندوسکوپی کامل با بیوپسی لازم است تا تشخیص نهایی داده شود. هرچند یبوست مزمن در این زنان بسیار شایع است درد دوره‌ای ناشی از یبوست چندان شایع نیست.95

مشکلات ادراری
1- سیستیت اینتراستیشیال (IC): این بیماری یک التهاب مزمن غیر عفونی در مثانه است که علت و پاتولوژی آن به خوبی شناخته شده نیست. ممکن است این بیماری به صورت CCPP همراه با علایم ادراری مانند دیزوری، تکرر ادرار، اضطرار دفع ادرار و شب ادراری خود را نشان می‌دهد و قبل از پریود یا بعد از نزدیکی تشدید می‌یابد. هم‌پوشانی زیادی بین IC و درد مزمن لگن وجود دارد.
در یک مطالعه آینده‌نگر چند مرکزی 84% زنان مبتلا به درد مزمن لگن علایم اورولوژیک منطبق با IC نیز داشته‌اند. این وضعیت خصوصاً به همراه اندومتریوزیس بسیار مشاهده می‌شود که تشخیص هر دو را بسیار مشکل می‌سازد.100-96 آزمایش کامل و کشت ادرار می‌تواند وجود هرگونه عفونت را رد کند. یکی از روش‌های تشخیص این بیماری سیستوسکوپی به همراه اتساع مثانه با آب است که هرگونه گلومرولاسیون یا خونریزی‌های ساب موکوس را مشخص می‌کند. این روش در عین حال می‌تواند یک روش درمانی هم باشد و در 30-20% بیماران تا چند ماه درد را کاهش داده است.101 آزمایش حساسیت به پتاسیم و پر نمودن مثانه با محلول کلرور پتاسیم در مقایسه با محلول کلرور سدیم (نرمال سالین) درد و ناراحتی بیشتری ایجاد می‌کند و به دلیل اختصاصی بودن پایین توصیه نمی‌شود. گرچه برای این بیماری هیچ درمانی وجود ندارد ولی با مسکن درمانی، فیزیوتراپی لگن و مثانه، تغییر رژیم غذایی و عدم مصرف غذاهای اسیدی می‌توان درد را تسکین بخشید. در مواردی آنتی‌هیستامین، آزاتیوپرین، کورتیکواسترویید و هپارین هم استفاده می‌شود. در یک مطالعه آینده‌نگر روی زنان مبتلا به IC و CCPP که بر اساس شواهد لاپاروسکوپی اندومتریوزیس رد شده بود، 83% زنان با OCP درمان شدند.98

سیستم عضلانی– اسکلتی: ممکن است منشاء درد لگن عضلات کف لگن، دیواره شکم، پشت، باسن و بالای ران باشد. در موارد بسیاری اسپاسم این عضلات به صورت اولیه و ثانویه باعث درد لگن می‌شود. 85% بیماران مبتلا به درد مزمن لگن، دچار اختلال عملکرد عضلانی اسکلتی از جمله اسپاسم یا تغییرات بدن به علت اسکولیوزیس و چرخش لگن  می‌باشند.105-103 حالت نامتناسب بدن به علت اختلال در عملکرد عضله باعث افزایش فشار و تنش، اسپاسم و متعاقب آن کوتاه شدن عضله می‌شود که خود باعث طولانی شدن یا افزایش شدت CCPP می‌شود. هرچند این دردها بیشتر ماهیت مداوم دارند تا دوره‌ای، ولی بهتر است در بررسی علل درد مزمن لگن مورد توجه قرار بگیرند و در حین معاینه حالت بدن، اسکولیوزیس و عدم قرینگی لگن بررسی گردد. میالژی کف لگن معمولاً همراه اسپاسم غیر ارادی عضلات آن ناحیه می‌باشد که به صورت درد مداوم یا دوره‌ای ایجاد می‌شود. این درد بیشتر به صورت سنگینی و سوزش حس می‌شود106 و با سیکل‌های قاعدگی همراه نیست اما ممکن است هنگام قاعدگی تشدید شود. گاها این درد با فعالیت‌های سنگین و مقاربت شروع می‌شود. از آنجایی‌که دیسپارونی شایع‌ترین شکایت این بیماری است، الگوی درد هنگام مقاربت باید مورد توجه قرار بگیرد. بهترین درمان فیزیوتراپی و کشش و ریلکس نمودن عضلات است. در مواردی که این نوع اقدامات نتیجه‌بخش نیست، تزریق توکسین بوتولینیم نوع A به عضلات کف لگن در کاهش اسپاسم عضلات و کاهش درد می‌تواند موثر باشد.

 

منبع:http://naigo.ir

تمرينهاي مخصوص تقويت عضلات

تمرينهاي مخصوص تقويت عضلا

 

كدام ماهيچه ها را " ماهيچه هاي كف لگني" مي نامند؟

"ماهيچه هاي كف لگن" گروهي از عضلات بين پاها هستند كه از مقابل استخوان شرمگاهي (در جلوي بدن) تا انتهاي ستون فقرات (در پشت) كشيده شده اند و به نگه داشته شدن مثانه، رحم و روده ها در جاي خود و نيز به ماهيچه هايي كه مقعد، مجاري ادراري و واژن را مي بندند، كمك مي كنند. ضعيف شدن يا آسيب ديدن اين ماهيچه ها، مثلا در نتيجه زايمان، موجب مي شود كه ديگر نتوانند وظايف خود را به خوبي انجام دهند. اين امر ممكن است منجر به بي اختياري ادرار ، كاهش ميزان لذت جنسي هنگام آميزش و همچنين بروز عارضه پايين افتادگي رحم شود. بي اختياري ادرار بدين معناست كه ممكن است در زمان سرفه، عطسه، خنده يا حركات ورزشي، مقدار كمي از ادرار فرد خارج شود. تخمين زده مي شود كه حدودا 25% خانمهاي حامله به اين عارضه دچار مي شوند.

اين تمرينها چه كمكي به من مي كنند؟

اين تمرينها به تقويت عضلات كف لگن كمك مي كنند و نهايتا منجر به بهبود فعاليت آنها مي شود. مانند هر عضو عضلاني ديگر، اين ماهيچه ها نيز هر چه بيشتر به كار گرفته شوند، قويتر خواهند شد.

اگر اين عضلات به اندازه كافي قوي باشند، مي توانند به تحمل اضافه وزن دوران حاملگي كمك كنند، در مرحله دوم زايمان سودمند باشند و با افزايش گردش خون، موجب بهبود سريعتر پرينه (ناحيه بين مقعد و واژن) پس از زايمان شوند. با انجام منظم اين تمرينات از بروز بي اختياري ادرار و افتادگي رحم پس از زايمان، به ميزان زيادي جلوگيري مي شود. يكي ديگر از مزاياي اين تمرينها آن است كه قويتر بودن ماهيچه هاي كف لگن در خانمها موجب ارگاسمهاي بهتر و زندگي جنسي رضايت بخش تر خواهد شد!

چگونه مي توانم ماهيچه هاي كف لگني خود را پيدا كنم؟

تصور كنيد كه مي خواهيد از خروج باد شكم خودداري كرده و همزمان، از خروج جريان معمولي ادرار نيز خودداري نماييد. در اين حالت، احساسي مشابه با "فشردن و بالا كشيدن" به شما دست مي دهد كه حس خواهيد كرد مقعد و محل خروج ادرار در حال بسته شدن و بالا كشيده شدن هستند. اگر براي مدتي اين تمرين را تكرار كرده باشيد، مي توانيد در زمان مقتضي همين عمل را براي واژن هم بكار بريد!

مسلما اين كار، ساده به نظر مي رسد. اما نكته اين است كه شما بايد حركات "فشردن و بالا كشيدن" را بدون:

  • - فرو دادن شكم به سمت داخل
  • - فشار دادن شديد پاها به يكديگر
  • - منقبض كردن كفلها
  • - نگه داشتن نفس

انجام دهيد. به بيان ديگر، فقط بايد ماهيچه هاي كف لگني شما كار كنند و نه عضلات شكم، رانها يا باسن.

دقيقا همانطور كه كودكان در ابتدا ياد مي گيرند با حركت دادن ماهيچه هاي صورت خود چشمك بزنند، استفاده از عضلات كف لگني به صورت جداگانه از ساير ماهيچه هاي بدن نيز ممكن است در ابتدا كمي دشوار باشد، اما با تمرين و تكرار ساده تر مي شود. ممكن است به اين نتيجه برسيد كه قرار دادن يك دست بر روي شكم خود در هنگام تمرين (به منظور اطمينان از راحتي و آرام بودن وضعيت شكم)، برايتان مفيد است.

اگر مي خواهيد مطمئن شويد كه تمرين را به نحو صحيح انجام مي دهيد، اين كار را امتحان كنيد: در صورتي كه نشانه اي مبني بر مشكل در اين زمينه وجود نداشته باشد، و با فرض اينكه شما دوران نقاهت پس از زايمان را گذرانده ايد، يك يا دو انگشت خود را در حمام در واژن خود فرو كرده و همين تمرين را انجام دهيد. در اين صورت بايد مختصري فشار (شبيه نشگون گرفتن) حس كنيد.

چه زماني بايد اين تمرينها را انجام دهم؟

شما مي توانيد اين تمرين را هنگامي كه نشسته، ايستاده يا دراز كشيده ايد و يا هنگامي كه مشغول فعاليتهاي روزمره از قبيل جوشاندن آب در كتري، صحبت با تلفن و يا مشاهده تلويزيون مي باشيد، انجام دهيد. اين تمرينها را مي توانيد به اين صورت انجام دهيد:

  • - ماهيچه هاي مقعد و ماهيچه هاي اطراف واژن را در حالت فشرده نگاه داريد، به نحوي كه گويا مي خواهيد از رفتن به توالت خودداري كنيد.
  • - اين ماهيچه ها را يك بار، دوبار و سه بار منقبض كنيد.
  • - آنها را در همين حالت نگه داريد، اما به تنفس خود ادامه دهيد.
  • - آنها را رها كنيد.
  • - هنگامي كه بدن شما به حالت طبيعي بازگشت، ماهيچه ها را به سمت بيرون فشار دهيد (اين آخرين حركتي است كه مي تواند به شما در بيرون راندن كودك از مجراي واژن - در هنگام زايمان- كمك كند و از پاره شدن اين قسمت جلوگيري نمايد). آنگاه مجددا اين عضلات را فشرده و منقبض كنيد.
  • - اين تمرين را هر روز چند مرتبه، هنگام انجام كارهاي روزمره، تكرار كنيد.

اكنون وقت آن است كه تمرين "فشردن و بالا كشيدن" را به دو صورت "آرام" و "سريع" انجام دهيد. مي توانيد در هر يك از حالات دراز كشيده، نشسته و ايستاده باشيد فقط بايد پاهاي خود را كمي از هم جدا نماييد. آنگاه بصورت زير عمل كنيد:

  • - "فشردن و بالا كشيدن آرام" : ماهيچه هاي كف لگني را به آرامي، تا جايي كه مي توانيد، منقبض و فشرده كنيد. سپس آنها را تا زماني كه مي توانيد در همين حالت نگه داشته و سپس به آرامي آنها را شل و رها كنيد. براي درك بهتر كف لگن خود را مانند آسانسوري در نظر بگيريد كه با بالا كشيدن بايد 5 طبقه را طي كند. به آرامي از يك تا 5 بشماريد و آسانسور را در طبقه پنجم تا جايي كه مي توانيد نگه داريد. سپس عضلات كف لگن را به آرامي شل كنيد، گو اينكه آسانسور با هر شماره يك طبقه پايين مي رود تا به شماره 1 برسيد.
  • - "فشردن و بالا كشيدن سريع" : مراحل كشش و رهاسازي را مانند حالت قبل ولي به سرعت انجام دهيد. مي توانيد با شماره 1 بالا بكشيد و با شماره 2 رها كنيد. اين عمل را مكررا و با سرعت انجام دهيد.

هر دو تمرين فوق را 5 بار يا تا زماني كه خسته شويد، انجام دهيد.

با قويتر شدن عضلات، مي توانيد اين تمرين را در دفعات بيشتر انجام داده و هر بار، عضلات را به مدت زمان بيشتري در حالت فشرده نگه داريد. پس از چند هفته، بايد پيشرفت قابل توجهي داشته باشيد؛ اما بايد اين تمرينها را به مدت چند ماه انجام دهيد تا آنها به ميزان حداكثر قدرت خود برسند.

چه تعداد دفعاتي بايد تمرينهاي مربوط به ماهيچه هاي كف لگن را انجام بدهم؟

بسته به ميزان ضعيف بودن اين ماهيچه ها در هنگام آغاز تمرينات، متفاوت است؛ اما تلاش كنيد تا اين تمرينها را با 50 مرتبه در روز آغاز كرده و ظرف چند هفته به ميزان 120 بار در روز برسانيد. اگر با مشكل ترشح ادرار مواجه هستيد، اين تمرينها را آنقدر انجام دهيد تا مطمئن شويد كه اين عارضه مجددا بروز نمي كند.

گاهي قدرت ماهيچه هاي كف لگن خود را با جلوگيري از خروج ادرار و منقطع كردن جريان ادرار چك كنيد؛ البته اين كار را نبايد در ابتداي صبح يا بعد از نزديكي انجام دهيد، چون احتمال ابتلا به عفونت مثانه را افزايش مي دهد.

هنگامي كه در آزمايش فوق كنترل مناسب را به دست آورديد، آنگاه مي توانيد ماهيچه هاي خود را به اين ترتيب امتحان كنيد:

  • - اول اطمينان حاصل كنيد كه مثانه شما تقريبا پر شده است،
  • - بعد چند بار روي يك خط در جا بپريد،

اگر ادرار از شما خارج نشد، تمرينها را براي حداقل يك ماه ديگر نيز ادامه دهيد. هنگامي كه ماهيچه هاي كف لگن شما به اندازه كافي تقويت شدند، بايد اين قدرت را در آنها تثبيت كنيد؛ پس تمرينها را روزانه 2 يا 3 بار براي تمام عمر ادامه دهيد.

چند نكته سودمند ديگر

  • - از اين تمرينها در زماني كه نگران ترشح ادرار هستيد (مثلا قبل از عطسه يا بلند كردن اشياء سنگين)، استفاده كنيد. به تدريج كنترل ترشح ادرار در شما بهتر خواهد شد.
  • - از انجام حركت دراز و نشست با پاهاي كاملا كشيده و همچنين از بالا آوردن و بالا نگه داشتن دو پا خودداري كنيد، زيرا فشار شديدي بر كف لگن و پشت شما وارد خواهد كرد.
  • - به مقدار معمول آب بنوشيد، و به طور مرتب و دائم به توالت نرويد؛ تنها هنگامي به توالت برويد كه احساس مي كنيد مثانه شما كاملا پر شده است.
  • - وزن خود را تحت نظر داشته باشيد: اضافه وزن، فشار اضافي بر ماهيچه هاي كف لگن شما وارد مي كند.

اگر ظرف چند هفته پس از زايمان، وضعيت كف لگن شما به حالت طبيعي برنگشت، بهتر است آن را با پزشك خود در ميان بگذاريد. تمرينها را به مدت طولاني رها نكنيد. هر چه مدت زماني كه شما اين تمرينها را رها مي كنيد طولاني تر باشد، بازگشت كف لگن به حالت طبيعي نيز سخت تر خواهد شد. البته به ياد داشته باشيد كه اولين سوالي كه پزشك از شما مي پرسد، اين خواهد بود كه: آيا تمرينهاي خود را انجام مي دهيد؟

اگر شما يكي از معدود مادراني باشيد كه هنوز پس از گذشت 3 ماه از زايمان نيز از عارضه بي اختياري ادرار رنج مي بريد، از پزشك خود بخواهيد تا شما را به يك فيزيوتراپيست كه در زمينه عوارض پس از زايمان تخصص دارد، معرفي كند.

 

منبع:ww.ninisite.com

هفت اشتباه شایع در درمان کمر درد

هفت اشتباه شایع در درمان کمردرد

کمر درد می تواند به دلایل مختلفی بروز کند،اما هفت اشتباه جالب و بزرگ در رابطه با کمردرد وجود دارد بدین ترتیب است ...

 

* می‌گویند اولین و بهترین درمان كمردرد،استراحت مطلق برای مدتی طولانی است:

برخلاف این عقیده كه قبلا بین پزشكان و بیماران رواج داشت،این روزها بیشتر پزشكان معتقدند كه استراحت مطلق،بویژه برای طولانی ‌مدت،كار درستی نیست و داشتن فعالیت‌های سبك،روند بهبود كمردرد را تسریع می‌كند.البته یك دوره كوتاه استراحت غالبا مفید است،ولی استراحت مطلق،آن هم برای مدتی طولانی،ضررش بیشتر از فایده است.

* می‌گویند آخرین و موثرترین درمان كمردرد، ‌جراحی است:

جراحی،آخرین درمان است،ولی موثرترین نیست.در واقع،هیچ روش جراحی موثری برای درمان كمر دردهای ناشی از مشكلات عضلات و بافت‌های نرم وجود ندارد و جراحی معمولا برای مشكلاتی مانند فتق دیسك بین‌مهره‌ای و اسپوندیلوز استفاده می‌شود؛آن هم به عنوان آخرین انتخاب.با این همه،اگر شما دردی شدید و مداوم دارید كه به هیچ درمانی جواب نمی‌دهد یا در اثر فشار بر نخاع و ریشه ‌های عصبی دچار ضعف عضلانی پیش‌رونده یا اختلالات عصبی نظیر عدم كنترل ادرار و مدفوع شده‌اید،ممكن است جراحی برایتان سودمند باشد.

*خیلی‌ها فكر می‌كنند بهترین تشك برای آنها كه كمردرد دارند،تشك نرم است:

  اگر دچار كمردرد هستید،بهتر است از تشك‌های نسبتا سفت استفاده كنید و البته خوابیدن روی سطوح خیلی سفت نیز توصیه نمی‌شود البته اين توصيه قابل تعميم به همه بيمارا نيست و انتخاب نوع تشك با نوع بيماري متفاوت خواهد بود.
 
بعضی‌ها توصیه می‌كنند،اگر می‌خواهید فشار كمتری به كمرتان وارد شود،روی شكم بخوابید:

خوابیدن به شكم در اكثر موارد برای كمر مناسب نیست.بهترین حالت خوابیدن ، خوابیدن به پهلو و خوابیدن به پشت است.بهتر است به پهلو بخوابید و پاهایتان را اندكی به سمت شكم جمع كنید و بالشی را هم میان زانوهایتان قرار دهید؛و اگر تمایل دارید كه به پشت بخوابید،بهتر است پایتان را كمی بالاتر از سطح بدنتان (مثلا روی یك بالش یا صندلی) قرار دهید یا این‌كه بالشی را زیر زانوهایتان قرار دهید تا قوس طبیعی كمرتان حفظ شود در موارد خاصي به تشخيص پزشك مي توان به روي شكم خوابيد. . 

* بعضی‌ها خیال می‌كنند كمردرد بیماری سالمندان است:

كمردرد سن و سال نمی‌شناسد و 70 درصد آدم‌ها در طول زندگی‌شان لااقل یك بار كمردرد می‌گیرند. ضمن این‌كه بعضی مطالعات نشان می‌دهد كه حتی بین 30 تا 50 درصد نوجوانان 15 تا 16 ساله نیز از كمردرد رنج می‌برند.شیوه نامناسب نشستن و خوابیدن،ورزش‌های نامناسب،كم ‌تحركی‌های طولانی و استفاده از كوله‌پشتی‌هایی كه وزنشان از 15 درصد وزن بدن بیشتر باشد،از شایع‌ترین علت كمر درد نوجوانان به حساب می‌آید.

* می‌گویند بیشتر كمر دردها ناشی از مشكلات دیسك،مهره‌ها و نخاع است:

در بیشتر موارد،كمردرد هیچ ربطی به مهره‌ها و دیسك و نخاع ندارد و علت آن صرفا كشیدگی عضلات و رباط‌های پشت است.عامل این كشیدگی هم چیزی نیست جز بلند كردن اجسام سنگین،بلند كردن نادرست اجسام،حركت ناگهانی در ناحیه كمر،نشستن یا خوابیدن نادرست و موارد مشابه.

*مي گويند درمان كمردرد بايد با بستن كمر و گرما دادن فقط روي كمر انجام شود:

در بيشتر موارد كمر درد همراه است با اختلال عملكردي در قسمت هاي ديگر بدن از جمله كف پا ،مچ پا،زانو و يا ناحيه لگن . لذا در درمان كمردر بايد به علل ديگر نيز توجه شود و گاهي با درمان اختلال زانو يا كف پا كمردرد بهبودي مي يابد در حاليكه ممكن است وقت و هزينه بيمار به اشتباه صرف درمان موضعي روي ناحيه كمر شود.در كمر درد بيماران پاركينسون يا ام اس، گرما درد را افزايش مي دهد.

منبع :سايت سيمرغ و دكتر بي‍ژن فروغ

اگرآرتروز  زانو دارید...



اگر آرتروز زانو دارید...


عادت‌های نادرست در زندگی روزمره مانند نشستن به صورت چهارزانو، احتمال آسیب‌دیدگی مفصل زانو را افزایش می‌دهد. مفصل زانو از مهم‌ترین مفاصل بدن است که در هنگام انجام دادن تمامی فعالیت‌ها مانند ایستادن، راه رفتن و حتی نشستن در معرض فشار قرار دارد و به همین علت سلامت آن اهمیت زیادی پیدا می‌کند. دکتر علی ترکمان، جراح و متخصص بیماری‌های استخوان و مفاصل، فوق تخصص جراحی زانو و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران ما را با ساختمان زانو و مشکلات آن، بیشتر آشنا می‌کند....
● آقای دکتر! لطفا در ابتدا درباره ساختار مفصل زانو توضیحاتی بدهید تا بعد به مشکلات آن بپردازیم.
ببینید، هر مفصلی که بخواهد تشکیل شود باید دو استخوان در طرفین داشته باشد. در ساختمان زانو هم دو استخوان ران و ساق پا را داریم. روی این استخوان‌ها غضروف مفصلی قرار گرفته که قطر آن در حدود دو تا سه میلی‌متر است و مایع مفصلی که میان غضروف را پوشانده است. این مایع مفصلی همراه با غضروف مفصلی سبب می‌شود که اصطکاک حرکت میان دو استخوان روی هم، کم شود. از طرفی در اطراف مفصل، ساختمان‌هایی داریم که کپسول مفصلی نام دارند و از عناصر داخل مفصل محافظت می‌کنند. این کپسول مفصلی به وسیله یکسری رباط تقویت می‌شود. رباط‌ها طناب‌هایی هستند که یک استخوان را به استخوان دیگر وصل می‌کنند. در زانو، چهار رباط اصلی داریم که دو استخوان ران و ساق پا را کنار هم نگه می دارند تا زانو بتواند در مقابل فعالیت‌های روزانه، مقاومت کند و کوچک‌ترین جابه‌جایی در مفصل ایجاد نشود. یک ساختمان دیگر هم که مختص مفصل زانو است داریم که به آن منیسک‌های زانو می‌گویند. به این صورت که در داخل هر زانو دو تا منیسک داریم که نعل اسبی شکل بوده و نیروهایی که به زانو وارد می‌شود را جذب می‌کند تا فشار کمتری به غضروف مفصلی و ساختمان مفصل وارد شود.
● بنابراین فردی که دچار آرتروز زانو می‌شود، بیشتر در کدام قسمت زانو دچار مشکل است؟
فردی که دچار آرتروز و ساییدگی می‌شود، بیشتر غضروف مفصلش آسیب می‌بیند که این مشکل بیشتر در افراد بالای ۴۰ تا ۵۰ سال دیده می‌شود. ولی در افراد جوان مشکل زانو به واسطه آسیب لیگامان‌ها و آسیب منیسک‌ها است که بیشتر در ورزشکاران در فعالیت‌های ورزشی رخ می‌دهد.


● علت ایجاد آرتروز زانو چیست؟
آرتروز و ساییدگی فرآیندی است که به طور طبیعی در همه افراد پیش می‌آید و ناشی از افزایش سن است. حال یک سری از افراد عوامل زمینه‌ای دارند که این خردگی و ساییدگی در آنها زودتر و شدیدتر ایجاد می‌شود مانند کسانی که وزن زیاد دارند، انحراف زیاد در زانو دارند، پا پرانتزی هستند یا آسیبی به زانویشان وارد شده است.


● یکی از مسایل مهم، چاقی و اضافه وزن است. چه مقدار وزن اضافه برای زانو مضر است؟
قطعا اضافه وزن هر چه قدر کمتر باشد بهتر است و باید وزن را در حد طبیعی نگه داشت. فرمولی در این زمینه وجود دارد به این صورت که موقع راه رفتن در سطح صاف حدود ۵/۲ تا سه برابر وزن بدن، به زانوها فشار وارد می‌شود. موقع بالا و پایین رفتن از پله این نیرو ۱۰ برابر می‌شود. حالا شما حساب کنید فردی که پنج کیلوگرم اضافه وزن دارد، در واقع ۵۰ کیلوگرم وزن اضافه به زانوهای خود وارد می‌کند، بسته به اینکه روزانه چند تا پله را بالا یا پایین می‌رود، چقدر از سطح شیب‌دار عبور می‌کند و چه مقدار زمان صرف می‌کند و... و خوب باید بدانید که بیماری آرتروز و ساییدگی به علت افزایش نیرو و فشار در فرد ایجاد می‌شود. بنابراین حتی یک کیلوگرم اضافه وزن هم می‌تواند به زانو فشار وارد کند و خردگی و ساییدگی زانو را افزایش ‌دهد که اگر این فشار ادامه پیدا کند، می‌تواند نسج منیسک را از حالت طبیعی خود خارج کرده و پارگی منیسک را ایجاد کند. افزایش وزن در افرادی که قوس زانو دارند یا پا پرانتزی هستند، خطرناک‌تر است و آثار بدتری بر روی زانو ایجاد می‌کند.


● آیا دویدن هم سبب ایجاد آرتروز زانو می‌شود؟
دویدن سبب کوبیدن در مفصل زانو می‌شود. در نتیجه غضروف مفصلی به خصوص در افراد میانسال آسیب می‌بیند و درد و ناراحتی شدت پیدا می‌کند. بنابراین توصیه ما به افراد بالای ۴۵ تا ۵۰ سال که علایم آرتروز را به صورت خفیف دارند، این است که بیشتر ورزش راهپیمایی را انجام دهند و از ورزش‌های دویدنی و پریدنی پرهیز کنند.


● آیا حرکت اسکات یا نشستن و برخاستن با وزنه که به خصوص در باشگاه‌های بدنسازی انجام می‌شود برای زانو ضرر دارد؟
همیشه حرکاتی که در انتهای مفصل باشد مانند نشستن کامل، خم کردن یا راست کردن کامل و.... به مفصل زانو فشار می‌آورد. بنابراین فرد باید حدود ۲۰ دقیقه پیش از انجام تمرینات ورزشی، خودش را خوب آماده و گرم کند. این حرکت برای تقویت عضله چهارسر ران انجام می‌شود و خیلی هم خوب است. به شرطی که فرد مشکلی در زانو نداشته باشد و با کنترل کامل و گرم کردن کامل این حرکت را انجام دهد. ولی اگر شخصی علایمی شامل درد و ناراحتی در زانو، درد زیر کشکک و خوردگی در غضروف دارد، نباید این حرکات را انجام دهد زیرا ممکن است درد و مشکلاتش را بیشتر کند.


● نظر شما درباره استفاده از دوچرخه برای تقویت زانو چیست؟
استفاده از دوچرخه مشکلی ندارد به خصوص اگر افرادی که مقداری علایم آرتروز و ساییدگی دارند زین دوچرخه را بالا بیاورند تا موقع دوچرخه زدن مجبور نشوند زانو را خیلی خم کنند. ولی در کل اگر فردی هنگام دوچرخه‌سواری، درد و ناراحتی در زانو ندارد، مشکلی هم در استفاده از آن ندارد ولی اگر دچار درد و ناراحتی شد، یعنی اینکه یا فشار زیادی به زانو وارد شده و یا خم و راست شدن زانو برایش مناسب نیست.


● تردمیل چطور؟
تردمیل یک وسیله برای راهپیمایی بوده و وسیله بسیار خوبی برای فعالیت‌های ورزشی است. تردمیل می‌تواند یا بدون شیب باشد و یا شیب‌دار. به هر حال برای افرادی که مشکلی در زانو ندارند و در افراد جوان، می‌تواند شیب‌دار باشد با هر سرعتی که سیستم قلبی و ریوی فرد اجازه می‌دهد. ولی توصیه می‌شود افرادی که بالای سن میانسالی هستند و مقداری علایم آرتروز و ساییدگی در آنها وجود دارد به تردمیل شیب ندهند و با سرعت حدود چهار تا پنج کیلومتر در ساعت حرکت کنند که یک راهپیمایی معمولی است و مشکلی را برای فرد ایجاد نمی‌کند و فرد می‌تواند یک روز در میان حدود ۴۵ دقیقه تا یک ساعت آن را انجام دهد. البته متناسب با سیستم‌های دیگر بدن.


● افرادی که آرتروز شدید دارند چطور؟
افرادی که آرتروز شدید دارند حتما سعی کنند راهپیمایی داشته باشند به این صورت که از ۱۰ دقیقه شروع کرده و در دفعات بعد تا حدی که تحمل می‌کنند پنج دقیقه پنج دقیقه به آن اضافه کنند.
سلامت : بسیاری از پزشکان برای درمان و تقویت عضله زانو آب‌درمانی توصیه می‌کنند، این کار به چه شکل است؟
به این شکل که به افراد مبتلا به آرتروز و ساییدگی توصیه می‌کنیم که در استخر و در قسمت کم عمق که تا قسمت سینه آب وجود دارد، راه بروند. زیرا مقاومت آب سبب می‌شود عضلات پا و زانو تقویت شوند.


● آیا تغذیه در برطرف کردن ساییدگی زانو تاثیری دارد؟
درباره تغذیه در حال حاضر مدرک ثابت‌شده‌ای وجود ندارد. در حال حاضر مکمل‌هایی در بازار وجود دارد که از آنها استفاده می‌شود که البته نقش آنها به‌طور صددرصد ثابت شده نیست. آنچه این مکمل‌ها انجام می‌دهند این است که ممکن است کیفیت مایع مفصلی و کیفیت بافت غضروف مفصلی را بهبود ببخشد و سبب شود مقداری از علایم ساییدگی فرد بهتر شود.
 
 
منبع:دکتر بیژن فروغ

ورزشی فوق العاده برای آرتروز زانو

ورزشی فوق العاده برای آرتروز زانو

ورزشی فوق العاده برای آرتروز زانو
هنگام بروز آرتروز موضعی در ناحیۀ زانو چه باید کرد؟ این گونه مرسوم بوده که هنگام بروز این عارضه از یک ضد درد یا مسکن استفاده می شده ولی این داروها تنها باعث مزمن شدن درد می شدند.
 

 و اگر شما چند بار در هفته "تایی چی" انجام دهید، آیا تأثیری در بهبودی آرتروز زانو دارد؟ تایی چی به داد زانوی شما گوش می هد .

آرتروز زانو یا گنارتروز
آرتروز زانو بیماری رایجی است که نزدیک 40% افراد بالای 65 سال به آن دچار می شوند. گنارتروز درد و ناراحتی های بسیار شدیدی ایجاد می کند. و ممکن است باعث شود که فرد مبتلا در انجام کارهای روزمره اش نیز ناتوان شود.

عموماً مصرف داروهای ضد التهابی برای بهبود شرایط زندگی به مبتلایان به آرتروز توصیه می شود:
اگر کاهش وزن هم لازم باشد، به مبتلایان توصیه می شود که فعالیت های فیزیکی منظم، در حد توانشان و متناسب با زندگی روزمره شان انجام دهند.

جلسات فیزیوتراپی هم می توانند در مقابل آرتروز زانو مؤثر باشند. از سوی دیگر، اخیراً اثرات عضله سازی بر روی این عارضه تأیید شده است. تمرینات عضله سازی، چه با دستگاه و چه بدون دستگاه، خصوصاً تمرینات انقباضی باعث تقویت عضلات چهار سر ران می شود. این تمرین ها تحرک، تعادل و عملکرد جسمی را بهبود می بخشد.

"تایی چی" نیز یکی از روش های است که به اندازۀ روش های عضله سازی سابق مؤثر و مفید است؛ برای اثر بخشی این روش شواهدی نیز وجود دارد. 

"تایی چی" در برابر آرتروز زانو
نزدیک به چهل نفر از افرادی که حدود 10 سال یا کمتر، از آرتروز زانو رنج می برده اند، پذیرفتند که در یک دوره یک ماهه، دو بار در هفته و هر بار به مدت یک ساعت، "تایی چی" انجام دهند. 

این تمرین 75% کاهش درد و چهار برابر افزایش توانایی در انجام کارهای روزمره را برای این افراد به ارمغان آورد. توانایی جسمانی، مستقل بودن در کارهای شخصی و سلامتی شان به میزان قابل توجهی بهتر شد به حدی که نشانه های افسردگی نیز در آنها کاهش یافت.  

چگونه می توان تأثیر "تایی چی" بر آرتروز زانو را توضیح داد؟
این فن رزمی به بدنی آرام نیاز دارد. باعث حرکت ماهیچه ها، انعطاف و استقامت شان می شود. "تایی چی" کمک می کند تا فرد شناخت بهتری از بدنش و محدودیت هایش به دست آورد. این فعالیت آرام ذهن را نیز به کار می اندازد. به لطف عمل تنفس و استراحت، وضعیت عمومی بدن بهبود می یابد؛ این بهبودی برای دردهای زانو بسیار مفید و ارزشمند است. به همۀ این موارد باید مهارت در کنترل بر درد را نیز اضافه کرد.

شما هم امتحان کنید، شاید به موازات این تمرین ها بتوانید مقدار داروهای ضد التهاب تان را هم کم کنید.

اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک

اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک

سیستم عصبی اتونوم یا خودمختار از نظر آناتومیکی و عملکردی به دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک قابل تقسیم می‌باشد که فعالیت آنها اغلب مخالف هم است. تارهای عصبی که از مغز و از پایینترین بخش نخاع منشعب می‌شوند، اعصاب پاراسمپاتیک را تشکیل می‌دهند و تارهایی که از قسمت میانی نخاع شوکی منشا می‌گیرند، اعصاب سمپاتیک را بوجود می‌آورند.

اطلاعات اولیه

بافت عصبی کل سیستم عصبی بدن را شامل می‌شود که از سلولهای عصبی یا نورون (Neuron) و سلولهای پشتیبان به نام سلولهای گلیال یا نوروگلی (neuroglia) تشکیل شده است. نورون واحد ساختمانی و عملکردی دستگاه عصبی است که در مرحله جنینی از اپی‌اتلیوم پوشاننده لوله عصبی منشا می‌گیرد. ویژگیهای اصلی نورونها تحریک پذیری و تولید تکانه‌ها یا ایمپالسهای عصبی و انتقال این تکانه است. هر نورون از جسم سلولی و دو نوع زایده به نامهای دندریت و اکسون تشکیل شده است. جسم سلولی حجیمترین قسمت سلول و حاوی هسته و عمده ارگانلهای سلول عصبی است.
دندریتها که به صورت زوایدی کوتاه و بلند ، منشعب و متعدد دیده می‌شوند و گیرنده تحریکات هستند. اکسون (axon) ، زایده‌ای است بلند و منفرد که انتقال تحریکات را از جسم سلولی به سلولهای سایر بافتها بر عهده دارد. محل تماس سلولهای عصبی با یکدیگر و یا با سلولهای سایر بافتها جهت انتقال تحریکات ، اصطلاحا سیناپس نامیده می‌شود. دستگاه عصبی شامل دستگاه عصبی محیطی و دستگاه اعصاب مرکزی است. دستگاه عصبی محیطی متشکل از گانگلیونها و اعصاب محیطی است. گانگلیونها یا عقده‌های عصبی ساختمانهایی هستند که محل قرار گیری جسم سلولی نورونها در خارج از سیستم اعصاب مرکزی می‌باشند.

اعصاب محیطی

دستگاه عصبی محیطی از گانگلیونها و اعصاب محیطی تشکیل شده است که اعصاب محیطی خود شامل دو نوع حسی و حرکتی می‌باشند. اعصاب حرکتی و حسی در حالت کلی به دو دسته سوماتیک و احشایی تقسیم می‌شوند. آن دسته از اعصاب حرکتی که عضلات مخطط را عصب دهی می‌کنند و عمل آنها ارادی است، اعصاب حرکتی سوماتیک نامیده می‌شوند. دسته‌ای از اعصاب حرکتی که صاف جدار احشا و سلولهای مترشحه را عصب دهی می‌کنند اعصاب حرکتی احشایی یا غیر ارادی نامیده می‌شوند که دسته اخیر تحت عنوان دستگاه عصبی اتونوم هستند.
اعصاب حسی ، تحریکات دریافتی از قسمتهای مختلف بدن را به مغز و نخاع منتقل می‌کنند. آن دسته از اعصاب حسی که تحریکات دریافتی از پوست را به سیستم عصبی مرکزی انتقال می‌دهند به اعصاب حسی سوماتیک موسوم هستند. آن دسته از اعصاب حسی که تحریکات دریافتی از ارگانهای احشایی را به سیستم عصبی مرکزی منتقل می‌نمایند، اعصاب حسی احشایی نامیده می‌شوند. تحریکات دریافتی توسط اعصاب حسی احشایی بدون آگاهی انسان انجام می‌گیرد و از این نظر ، جز سیستم عصبی خودکار یا اتونوم محسوب می‌گردد.

دستگاه عصبی اتونوم یا خودمختار

آن دسته از نورونهای حرکتی که فعالیت  عضلات صاف، ترشح غدد ، ریتم قلب و در مجموع فعالیت ارگانهای احشایی را تنظیم می‌کنند تحت عنوان سیستم عصبی اتونوم شناخته می‌شوند. دستگاه عصبی اتونوم از تعداد زیادی گانگلیون اتونوم و دو نورون حرکتی در هر زنجیره به نام نورونهای پیش‌ گانگلیونی و پس گانگلیونی تشکیل شده است. نورنهای پیش گانگلیونی ، نورونهایی هستند که جسم سلولی آنها در سیستم عصبی مرکزی قرار گرفته و اکسون آنها برای سیناپس با نورون بعدی تا گانگلیون امتداد یافته است.
نورونهای پس گانگلیونی ، نورونهایی هستند که جسم سلولی آنها در گانگلیونی واقع شده و اکسون آنها تا ارگان عامل امتداد یافته و پایانه عصبی را تشکیل داده است. در نورون پیش گانگلیونی و پس گانگلیونی در محل گانگلیون با یکدیگر سیناپس می‌یابند. اعصاب حرکتی سیستم عصبی اتونوم از دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک تشکیل شده است.

اعصاب سمپاتیک

در بخش سمپاتیک ، جسم سلولی نورون پیش گانگلیونی در شاخ جانبی ((Lateral horn نخاع قرار گرفته و اکسون آن به نام رشته پیش گانگلیونی پس از خروج از نخاع وارد گانگلیون سمپاتیک در مجاور مهره ها یا نزدیک احشا شده و با نورون پس گانگلیونی سیناپس حاصل می‌کند. اکسون نورون پس گانگلیونی به نام رشته پس گانگلیون به ارگان عامل ختم می‌‌گردد. در اعصاب سمپاتیک رشته پیش گانگلیونی معمولا کوتاه بوده رشته پس گانگلیونی بلند می‌باشد.
از آنجایی که اعصاب سمپاتیک در ناحیه سینه‌ای - کمری از نخاع خارج می‌شوند، به بخش سینه‌ای - کمری نیز موسوم هستند.در اعصاب سمپاتیک نوروترنسمیتر مترشحه از رشته پیش گانگلیونی استیل کولین و از رشته‌های پس گانگلیونی ، نوراپی‌نفرین می‌باشد (ماده‌ای که از بخش مرکزی غدد کلیوی نیز ترشح می‌شود) و به همین دلیل اعصاب سمپاتیک را اعصاب آدرنرژیک نیز می‌نامند.

اعصاب پاراسمپاتیک

در بخش پاراسمپاتیک ، همانند بخش سمپاتیک ، جسم سلولی نورون پیش گانگلیون در شاخ جانبی نخاع قرار گرفته و اکسون آن به نام رشته پیش گانگلیونی وارد گانگلیون پاراسمپاتیک (معمولا در مجاورت یا دیواه ارگان عامل) شده و با نورون پس گانگلیونی سیناپس حاصل می‌کند. اکسون نورون پس گانگلیونی به نام رشته پس گانگلیونی به فاصله کوتاهی پس از ترک گانگلیون به ارگان عامل ختم می‌گردد.
به این ترتیب در اعصاب پاراسمپاتیک بر خلاف اعصاب سمپاتیک رشته پیش گانگلیونی بسیار بلند و رشته پس گانگلیونی کوتاه می‌باشد.از آنجا که اعصاب پاراسمپاتیک در ناحیه جمجمه‌ای - خاجی از نخاع خارج می‌شوند، به بخش جمجه‌ای - خاجی موسوم هستند. در اعصاب پاراسمپاتیک نوروترنسمیتر مترشحه از رشته‌های پیش گانگلیونی و پس گانگلیونی ، استیل کولین است و به همین دلیل اعصاب پاراسمپاتیک را اعصاب کولینرژیک نیز می‌نامند.

تقسیم بندی شیمیایی سیستم عصبی خودمختار

بر اساس ماده میانجی آزاد شده می‌توان سیستم عصبی خودمختار را به بخشهای کولینرژیک و نورآدرنرژیک تقسیم کرد. نورونهایی که کولینرژیک هستند عبارتند از: کلیه نورونهای پیش عقده‌ای ، نورونهای پس عقده‌ای پاراسمپاتیک از نظر تشریحی ، نورونهای پس عقده‌ای سمپاتیک از نظر تشریحی که به غدد عرق عصب می‌دهند ، نورونهای سمپاتیک از نظر تشریحی که روی عروق خونی عضلات مخطط ختم شده و هنگام تحریک موجب اتساع عروقی می‌شوند.
باقیمانده نورونهای پس عقده‌ای سمپاتیک نورآدرنرژیک هستند یا ظاهرا در مورد سلولهای آدرنرژیکی بافت عضله قلبی آدرنرژیک می‌باشند. قسمت مرکزی غده فوق کلیوی در اصل یک عقده سمپاتیک است که در آن سلولهای پس عقده‌ای آکسونهای خود را از دست داده و مستقیما نوراپی‌نفرین ، اپی نفرین و مقداری دوپامین را به داخل جریان ترشح می‌کنند. نتیجتا نورونهای پیش عقده‌ای کولینرژیکی که به این سلولها می‌روند به صورت اعصاب حرکتی ترشحی این غده در آمده‌اند.

تخلیه کولینرژیک

اعمال تولید شده توسط فعالیت بخش کولینرژیک سیستم عصبی خود مختار آن دسته از اعمالی هستند که با جنبه‌های نباتی زندگی روزمره سروکار دارند. مثلا عمل کولینرژیک با افزایش دادن فعالیت عضلات روده‌ای ، افزایش دادن ترشح معدی و شل کردن اسفنگتر پیلور ، موجب پیشبرد گوارش و جذب مواد غذایی می‌شود. به این دلیل و برای قرار دادن آن در مقابل عمل کاتابولیک بخش نورآدرنرژیک ، بخش کولینرژیک گاهی سیستم عصبی آنابلیک نامیده می‌شود. این بخش از اعصاب باعث تنگ شدن مردمک چشم و انقباض مثانه می‌شود.

تخلیه نورآدرنرژیک

بخش نورآدرنرژیک در حالات فوریتی به صورت یک مجموعه واحد تخلیه می‌شود. اثرات این تخلیه ارزش قابل ملاحظه‌ای از نظر آماده کردن فرد برای مقابله با فوریتها دارند. به عنوان مثال ، تخلیه نورآدرنرژیک تطابق را در چشمها شل کرده و مردمکها را گشاد می‌کند (به منظور ورود نور بیشتر به چشمها) ،  ضربان قلب را تند کرده و فشار خون را بالا می‌برد و رگهای خونی پوست را تنگ می‌کند (که خونریزی از زخمها را محدود سازد). تخلیه سمپاتیک باعث تقویت هوشیاری می‌شود و غلظت گلوکز و اسید های چرب آزاد خون را افزایش می‌دهد (به منظور تامین انرژی بیشتر)، بنابراین تخلیه سیستم عصبی سمپاتیک بر اثر فوریتها ، بدن را آماده ستیز یا گریز می‌کند.
تخلیه سمپاتیک در انسان روزه‌دار کاهش می‌یابد و هنگامی که انسان روزه‌دار مجددا تغذیه می‌کند، افزایش می‌یابد. این تغییرات می‌توانند کاهش فشار خون و فعالیت متابولیک ناشی از روزه‌داری و تغییرات مخالف ناشی از غذا خوردن را توجیه کنند. وزیکولهای گرانول‌دار کوچک در نورونهای سمپاتیک پس عقده‌ای واجد ATP و نوراپی نفرین هستند و وزیکولهای بزرگ محتوی نوروپپتید y می‌شود. اعمال ناشی از ترشح شدن ATP و نوروپپتید y ، هنوز روشن نیستند.

فارماکولوژی سیستم عصبی خودمختار

فارماکولوژی علمی است که در مورد تغییرات ایجاد شده در ارگانها بر اثر داروها و مواد دیگر ، بحث می‌کند. سیناپسهای محیطی مسیرهای حرکتی خودمختار یک محل منطقی برای دستکاری فارماکولوژیک عمل احشایی است. زیرا انتقال در آنها به روش شیمیایی انجام می‌‌گیرد. مواد میانجی در انتهاهای عصبی ساخته شده و انبار می‌شوند و سپس در نزدیکی نورونها ، سلولهای عضلانی و سلولهای غده‌ای که روی آنها عمل می‌کنند آزاد می‌گردند. این میانجیها به رسپتورهای (گیرنده‌های) موجود در سطح غشایی این سلول می‌چسبند و موجب بروز اعمال خاص آنها می‌شوند و آنگاه بوسیله جذب یا متابولیزم از آن ناحیه حذف می‌گردند.
هر یک از این مراحل را می‌توان با عواقب قابل پیش بینی تحریک یا مهار کرد. در انتهاهای سمپاتیک ، بعضی از داروها موجب تشکیل ترکیباتی می‌شوند که جایگزین نوراپی نفرین در گرانولها می‌شوند و این میانجیهای کاذب ضعیف یا غیر فعال بر اثر پتانسیلهای عملی که به این انتهاها می‌رسند به جای نوراپی‌نفرین آزاد می‌شوند. عده‌ای از داروها و سموم اعمال موسکارینی دارند که عبارتند از: ترکیبات مشابه استیل کولین و داروهایی که استیل کولین استراز را مهار می‌کنند. در میان این دسته اخیر ماده حشره کش "پاراتیون" و "دی ایزوپروپیل فلوئور فسفات" از مشتقات گازهای جنگی هستند که با تولید وسیع استیل کولین استراز ، موجب مرگ می‌شوند.

 

منبع: دانشنامه رشد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

سیستم عصبی خودکار (دستگاه عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک)

سیستم عصبی خودکار (دستگاه عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک)

سيستم عصبى خودكار يا اتونوميك، سيستمى حركتى است كه با تنظيم عمل عضلات صاف، عضله قلبى و غدد در ارتباط است. و به عبارتى ديگر اين سيستم قسمتى از سيستم عصبى محيطى (PNS) است كه رشته‏‌هاى حركتى را به عضلات صاف، عضله قلبى و غدد بدن می‌‏فرستد. از آنجا كه اين سيستم در يك سطح ناخودآگاه و تقريبا به شكل غيرارادى عمل می‎‏نمايد به اين نام شناخته می‌‏شود. البته اين بخش از سيستم عصبى از طريق ساقه مغزى، قطعات سينه‏اى- كمرى ( T1تا L2) نخاع، خاجى نخاع ( S2تا S4) با سيستم عصبى مركزى ارتباط دارد و نهايتا توسط هيپوتالاموس، مخچه و لوب فرونتال مغز كنترل و تنظيم می‎‏شود. از نظر عملكرد اين بخش از سيستم عصبى به دو بخش مجزا يعنى دستگاه عصبى سمپاتيك و دستگاه عصبى پاراسمپاتيك تقسيم می‎شود. از آنجايى كه تصور مى‏شود دستگاه سمپاتيك در واكنش‏هاى هيجانى مانند خشم و ترس وارد عمل می‌‏شود، به اين نام شناخته می‌شود در حالى كه بر عكس سيستم پاراسمپاتيك از عمل سمپاتيك جلوگيرى كرده و باعث آرامش و سكون می‌‏شود و در فعاليت‎هاى روزمره به طور طبيعى و آرام نقش دارد.
 

 سیستم اتونوم در تصویر زیر:

 


 
بخش اصلى سیستم عصبی خودکار سمپاتیک (SANS)  شامل زنجيره‏اى از عقده‎‏هاى عصبى پارا و رتبرال است كه در دو طرف ستون فقرات قرار گرفته‏اند. اين عقده‎‏هاى عصبى با اعصاب نخاعى سينه‏اى- كمرى به واسطه شاخه‏ هاى سفيدى ارتباط برقرار می‎‏كنند. جسم سلولى نورونهاى سمپاتيك پيش عقده‌ه‏اى در نخاع شوكى در حد فاصل قطعات L2- T1 قرار گرفته‏اند و وارد عقده‏‎ها يا گانگليون‏هاى پاراور تبرال كه در دو طرف ستون فقرات قرار دارند مى‏شوند. چون زنجيره سمپاتيك از بالا تا پايين در دو طرف ستون فقرات قرار گرفته، لذا پيام‎هاى عصبى می‎‏توانند به طرف بالا يا پايين فرستاده شوند. براى فعال كردن غدد و يا احشاء داخلى لازم است كه پيامهاى سمپاتيك از دو مدار نورونى عبور نمايد.
نورونهاى پيش عقده‌ه‏اى از ستون خاكسترى جانبى نخاع شوكى جدا می‌‏شوند و جسم نورونهاى پس عقده‌ه‏اى در گانگليونهاى پاراورتبرال با احشايى قرار گرفته‌‏اند و عضلات احشايى تمام ارگانها را عصب می‌‏دهند.
 به طور كلى فيبرهاى پيش عقده‌ه‏اى سيستم سمپاتيك كوتاه هستند، زيرا اين فيبرها فقط از نخاع شوكى تا عقده‏‌هاى پاراورتبرال كشيده می‌شوند، در حالى كه فيبرهاى پس عقده‌ه‏اى بلند هستند زيرا اين فيبرها بايد از عقده‎‏هاى سمپاتيك تا تمام قسمتهاى محيطى بدن بروند.

سیستم عصبی پاراسمپاتیک (PANS) كمتر از سيستم عصبى سمپاتيك، توسعه يافته است. پاراسمپاتيك بيشتر در مورد ساختمان‎هاى مختلف سر و گردن به كار می‎رود؛ ولى در احشاى موجود در حفرات بدن نيز پخش می‎‏شوند. هيچ شاخه‏اى از پاراسمپاتيك به پوست، عضلات ديواره بدن يا قسمتهاى انتهايى بدن نمی‎رسد. بخش كرانيال اين سيستم شامل آكسون هسته‏‎هاى پاراسمپاتيك موجود در ساقه مغزى هستند كه به همراه اعصاب زوج سوم، هفتم، نهم و دهم مغزى و بخش ساكرال آن از قطعات نخاعى S2-S3-S4خارج می‎شوند.
گانگليون يا عقده‏هاى كوچك اعصاب پاراسمپاتيك در ديواره ارگانهايى قرار دارند كه به آنها عصب‎‏دهى می‎كنند و از اينرو فيبرهاى پيش عقده‏اى اين سيستم طولانى بوده و از سيستم عصبى مركزى تا احشاء كشيده می‌شوند در حالى كه فيبرهاى پس عقده‏اى كوتاه بوده و تنها به صورت موضعى و در خود عضو  انتشار دارند.
عملكرد سيستم عصبى سمپاتيك و پاراسمپاتيك
به طور كلى، فعاليتهاى سيستم عصبى سمپاتيك را می‎‏توان به مجموعه فعاليتهايى اطلاق كرد كه موجود زنده را آماده واكنش می‎نمايد. پاسخ اين سيستم يك پاسخ آدرنالينى به صورت يك واكنش عمومى سريع و تحريكى است. هيجانات شديد، عوامل ترس آور، قرار گرفتن در برابر سرما و درد و عوامل مشابه از جمله محرك‎هايى هستند كه باعث تحريك اين سيستم می‎شوند. اينگونه محركها همانطور كه گفته شد باعث بروز يك پاسخ فيزيولوژيك منتشر می‌‏شود. غدد فوق كليوى (بخش مركزى) كه به هنگام قرار گرفتن در شرايط استرس با فعاليت سيستم سمپاتيك فعال می‌شوند و وظيفه ترشح آدرنالين و نورآدرنالين به داخل خون را به عهده دارند. اين مواد باعث تشديد اثرات نورونهاى سمپاتيك می‌‏شوند. بالا رفتن ضربان قلب، افزايش فشار شريانى، افزايش قدرت انقباضات عضله قلبى، انقباض عروقى كه به سمت پوست و سيستمهاى گوارشى می‎‏روند و متقابلاً افزايش ميزان جريان خون به مغز، قلب و عضلاتى كه مشغول فعاليت شديد هستند، جزو آن دسته از پاسخ‎هاى فيزيولوژيك عمومى است كه در شرايط استرس در اثر فعاليت اين سيستم به محرك داده می‌‏شود. دستگاه عصبى سمپاتيك همچنين باعث گشاد شدن مردمك چشم، كاهش فعاليت سيستم گوارشى از طريق كاهش حركت آن و انقباض اسفنكترها می‎‏شود. اين سيستم با افزايش ميزان گليكوليز، قند خون را افزايش می‎‏دهد. در اثر فعاليت سيستم سمپاتيك جريان خون مغز افزايش يافته و باعث تشديد فعاليتهاى روانى میگردد. ترشحات غدد عرق افزايش، ولى غدد اشكى و بزاقى كاهش می‎يابد و بالاخره اينكه طحال گلبولهاى قرمز بيشترى را در جريان خون آزاد خواهد كرد. بنابراين، به طور خلاصه اينكه عملكرد اصلى سيستم سمپاتيك تحرك بخشيدن به بدن در شرايط اضطرارى و استرس مى‏باشد.

به طور كلى، سيستم عصبى پاراسمپاتيك يك سيستم اختصاصى با واكنش كند است، كه بيشتر تمايل به ذخيره انرژى دارد. اين سيستم می‎‏تواند همزمان با سيستم سمپاتيك در شرايط تهاجم و گريز فعال شود. تحريك سيستم عصبى پاراسمپاتيك داراى اثرات مخالف با سيستم سمپاتيك است و باعث نگه داشتن موجود زنده در يك وضعيت آرام و بدون تنش می‎شود. ميزان ضربان قلب و فشار خون را كاهش داده، باعث افزايش فعاليت گوارشى، انقباض مجراى برونشى و انقباض مردمك‎ها می‌‏گردد. فعاليتهاى ذهنى در اثر فعاليت اين سيستم نيز كاهش می‎‏يابد. به هنگام ترس شديد قطعات ساكرال اين سيستم ممكن است باعث تخليه غير ارادى مثانه و ركتوم گردند. در حين فعاليتهاى جنسى سيستم پاراسمپاتيك ايجاد نعوظ در آلت و كليتوريس را كنترل كرده و شاخه ‏هاى سمپاتيك متقابلاً به انزال كمك می‎‏نمايد. عليرغم دانشى كه هم اكنون در رابطه با اين دو بخش سيستم اتونوميك وجود دارد، لازم است كه مطالب بيشترى راجع به عملكرد اين سيستم دانسته شود. براى نمونه به نظر می‌رسد كه ارتباط پيچيده‏اى بين اعصاب آوران احشايى و پوستى با سيستم اتونوميك سمپاتيك وجود دارد. به همين علت تحريك حسى بعضى از نقاط پوست مى‏تواند بر روى فعاليت بعضى از ارگانهاى داخلى اثر بگذارد. تحقيقات در سالهاى اخير نشان داده است كه سيستم اتونوميك را می‎توان از طريق تكنيك‏هاى تسهيلى و مهارى، دستكارى كرد. از نظر درمانى، محققى به نام Gellhorn فاكتورهاى فيزيولوژيك و آناتوميكى را تشريح كرده است كه در شرايط استرس و استراحت مؤثر هستند.

قرار گرفتن در حالات ترس و تهاجم، فعاليت سيستم سمپاتيك را افزايش داده و باعث تحريك كورتكس و افزايش تون عضلانى می‎‏شود. اين محقق اين واكنش را تحت عنوان پاسخ ارگوتروپيك بيان نموده است. طرف ديگر اين جريان حالتى است كه افزايش فعاليت پاراسمپاتيك را با آرامش كورتكس و كاهش تون عضلانى توأم مى‏نمايد. اين حالت نيز تحت عنوان پاسخ ترفوتروپيك شناخته می‎‏شود. بر اساس يافته‏هاى فوق است كه تراپيست بايد در حين استفاده از تكنيك‏هاى مهارى و تسهيلى مشخص نمايد كه بيمار در كجاى اين طيف ارگوتروپيك- ترفوتروپيك قرار گرفته است.
اگر هدف در درمان كاهش سفتى عضلانى است بيمار را بايد به طرف انتهاى تروفوتروپيك يعنى به طرف فعاليت بيشتر سيستم پاراسمپاتيك سوق داد و در صورتى كه هدف تشويق يادگيرى يا افزايش تون عضلانى است،فعاليت بايد محرك بوده و با پاسخهاى ارگوتروپيك و افزايش فعاليت سيستم سمپاتيك سازگار باشد. به اين معنى كه نوع تكنيك درمانى بايد در جهت افزايش فعاليت سيستم سمپاتيك باشد تا بيمار را به انتهاى ارگوتروپيك طيف گفته شده سوق دهد.

 
منبع: برزکار

راه حل ۱۰ دقیقه ای برای درمان دیسک کمر

بیماران پس از یک عمل ۱۰ دقیقه ای، به حالت نرمال در می آیند

در شهر قونیه، عمل دیسک کمر به کمک اشعه لیزر، آغاز گردید. بیماران پس از یک عمل ۱۰ دقیقه ای در طول چند روز، به حالت نرمال در می آیند.

دردهای شدید کمر دیگر کابوس نمی باشد. متخصص جراحی مغز و نخاع، اپراتور دکتر اُنور چیچِک، در خصوص این نوع درمان اطلاعاتی ارائه داده و گفت: " این روش، روشی جدید میباشد و در بسیاری از بیمارستانهای ترکیه، مورد استفاده قرار می گیرد. در قونیه نیز، ما این عمل را انجام می دهیم."

این روش که با یک بار عمل نتیجه می دهد، دردهای کمر را از بین می برد. دوره نقاهت پس از عمل نیز، بسیار کوتاه میباشد. پس از دوره استراحت، بیمار به راحتی می تواند به کارهای روزمره اش ادامه دهد.



منبع: http://www.trt-world.com