علل کمردرد(2)

. دردهاي ارجاعي (referred pains)

دردهاي ارجاعي به دردهايي گفته مي شود كه مركز آنها نقطه اي دورتر از محل درد قرار دارد. يكي از بهترين نمونه هاي اين نوع دردها، درد آنژين صدري يا حمله قلبي است كه گاهي در ناحيه گردن، شانه يا پشت و كمر حس مي شود.

I11 . تنگي مجراي مهره اي

در تنگي مجراي مهره اي كه ممكن است در مهره هاي گردن يا کمر يا هر دو ايجاد شود، به دليل تنگ شدگي مجراي مزبور، نخاع و اعصاب تحت فشار قرار مي گيرند. اين اختلال معمولاً در اثر افزايش سن روي مي دهد و گاهي به دليل بیرون زدگی دیسک مهره ای ، پوکی استخوان يا تومور ايجاد مي شود.

تنگي مجراي مهره اي ناحيه كمر موجب كمردرد و نيز درد احساس غير طبيعي درساق ها ، پاها و باسن ها، يا كاهش كنترل ادرار و مدفوع مي شود.

عل اصلي تنگي مجراي مهره هاي گردن، اسپونديلوز (ساییدگی) مهره هاي گردن، استخواني شدن منتشر و بيش از حد اسكلت با علت ناشناخته، يا كلسيفيه شدن رباط طولي خلفي هستند. اين بيماري در مردها شايع تر است و بيشتر از 40 تا 60 سالگي ديده مي شود. بيماري با راه رفتن اسپاستيك ، كرختي انتهاهاي فوقاني، ضعف اندام هاي فوقاني يا تحتاني يا هردو، درد ريشه اي اندام فوقانی ، تحليل رفتگي عضلاني، نقايص حسي و ناهنجاري هاي رفلكسي همراه است.

درمان، در موارد شديد عبارت است از فیزیوتراپی و استفاده از گردن بند طبی و موارد شديد بيماري نياز به جراحي دارد.

تنگي مجراي مهره اي كمري در اثر بزرگ شدگي سطوح مفصلي يا آرتروز، اسپوندیلولیستزیس، استخواني شدن منتشر و بيش از حد اسكلت با علت ناشناخته و بيماري فرسايشي (دژنراتيو) ديسك مهره اي ايجاد مي شود و معمولاً بعد از 50 سالگي روي مي دهد و در زن و مرد شيوع يكسان دارد.

اين بيماري با گرفتگي متناوب عصبي كه منجر به درد ساق ها، ضعف، گزگز و از بين رفتن رفلكس هاي تاندوني عميق مي شود همراه است. ممكن است كمر درد موجود باشد يا وجود نداشته باشد. معمولاً درد بيمار با راه رفتن تشديد و با نشستن بهتر مي شود. خم شدن به جلو درد را تسكين مي دهد و در مقابل، كشش ناحيه كمر و پشت در قسمت ران ها موجب تشديد درد مي شود. راه رفتن در سرازيري درد را افزايش و راه رفتن در سر بالايي ، درد را كاهش مي دهد. ام آر آي بهترين روش تشخيص بيماري است.

درمان عبارت است از : كاهش وزن، محدود كردن فعاليت مثلاً با استفاده از واكر و تزريق اپيدورال کورتون. در صورت شديد بودن درد، جراحي توصيه مي شود.

I12 . اسپونديلوز (spondylosis)

اسپونديلوز ، به ساييدگي ستون مهره ها گفته مي شود و بيماري بسيار شايعي است. ساييدگي مهره ها از حدود 25 سالگي به طور طبيعي آغاز مي شود و در ميانسالي تقريباً همه افراد مبتلا به آن هستند.

تحمل دائمي وزن بدن به وسيله كمر و خم شدن و چرخش مرتب آن موجب بروز اسپونديلوز كمري مي شود كه شايع تر از اسپونديلوز ساير مهره ها است. اسپوندیلوز كمر به ويژه در بين مهره هاي 4 و 5 و مهره پنجم و قسمت ابتداي استخوان خاجي شايع تر است كه موجب بروز درد سیاتیکی مي شود.

گاهي در اثر ساييدگي ، ديسك و غضروف يا سطوح مفصلي از بين مي روند. استخوان ها در حاشيه ديسك ها و سطوح مفصلي متورم مي شوند و قادر نيستند به راحتي حركت كنند. در نتيجه، سفتي ستون مهره ها بروز مي كند و ممكن است اعصاب، رباط ها و بافت هاي اطراف تحت فشار قرار بگيرند و دردناك شوند. بسياري از افراد مبتلا به ساييدگي شديد مهره ها دچار درد پشت يا كمر نمي شوند؛ در مقابل بعضي از افراد در اثر ساييدگي خفيف به درد شديد مبتلا مي شوند.

I13 . بيماري شوئرمن (Scheuermann,s disease)

بيماري شوئرمن نوعي بيماري خود محدود شونده دوران كودكي است كه از انواع بيماري هاي استخواني غضروفي نوجوانان به شمار مي آيد و مهره ها را مبتلا مي سازد. بيماري موجب كيفوز (قوز) ستون مهره ها مي شود. قسمت راس انحناي مهره هاي پشتي كاملاً سفت و دردناك است و فعاليت بدني و راه رفتن و نشستن طولاني موجب تشديد آن مي شود.

I14. نشانگان (سندرم) التهاب عضله تنشي

سندرم ميوزيت (التهاب عضله) تنشي (tension myositis syndrome;TMS) اختلالي است كه با نشانه هاي عصبي و روان تني اسکلتی و عضلانی و بيش از همه، كمردرد شناخته مي شود.

درد، سفتي، گزگز و كرختي در ناحيه پشت و كمر احساس مي شوند و ممكن است درد گردن، زانو و ساير نقاط بدن نيز وجود داشته باشند. تعدادي از محققان معتقدند كه علايم بيماري به ساير نقاط بدن تغيير محل مي دهند و همين ويژگي ، شاخص مهم آن است.

موجود نبودن علت فيزيكي شناخته شده در معاينه فيزيكي و آزمايشات و مطالعات تصوير برداري، و وجود نقاط حساس (كه بعضي از محققان تعداد آن ها را 6 نقطه حساس اصلي دانسته اند كه عبارتند از 2 نقطه در قسمت بالاي عضلات ذوزنقه اي، 2 نقطه در عضلات اطراف مهره هاي كمري و 2 نقطه در قسمت بالاي باسن ها) ، به تشخيص بيماري كمك مي كنند. اين نقاط در 99% بيماران مبتلا به سندرم مزبور وجود دارند. وجود سابقه اختلالات روان تني ديگر، مانند سندرم روده تحريك پذير و سردرد تنشي نيز به تشخيص بيماري كمك مي كند.

در بيماراني كه به سرعت بهبود نمي يابند بايد از روش هاي درمان حمايتي گروهي و / يا روان درماني استفاده كرد. بازگرداندن بيمار به شيوه زندگي طبيعي از طريق متوقف ساختن درمان هاي دستكاري مهره اي و فيزيوتراپي و برقراري فعاليت طبيعي صورت مي گيرد.

I15 . درد دنبالچه (coccydynia)

درد دنبالچه (كوكسيدينيا؛ coccydynia) در قسمت انتهاي ستون مهره ها احساس مي شود و اغلب به دنبال افتادن و يا پس از زايمان روي مي دهد، ولي در بسياري از موارد، عامل بيماري نامشخص است. در بعضي موارد، فشار دايمي مثلاً در اثر اسب سواري يا دوچرخه سواري مي تواند موجب شروع درد شود. به ندرت درد دنبالچه در اثر وجود تومور ناحيه مزبور ايجاد مي شود.

درد با يبوست شديد و در اثر اجابت مزاج تسكين مي يابد. نشستن بر روي ناحيه مبتلا موجب تشديد درد مي شود و از اين رو بايد براي نشستن، از كوسن هايي استفاده شود كه قسمت پشت آنها داراي بريدگي است و اين قسمت در ناحيه دنبالچه قرار مي گيرد (استفاده از كوسن هايي كه به شكل دونات هستند يعني قسمت مركزي آنها به شكل دايره، خالي شده است براي اين كار مفيد نيستند).

در موارد طولاني بيماري، از داروهاي ضدالتهابي و مسكن و داروهاي ضد افسردگی (مثل آمي تريپتيلين) استفاده مي شود. اغلب مسدود كردن موضعي عصب ناحيه، مفيد واقع مي شود.

I16 . تومورهاي استخواني

تومورهای استخوانی را مي توان به دو گروه ((اوليه)) (كه از خود استخوان منشاء مي گيرند) و ((ثانويه)) ( كه از نقطه اي به جز استخوان منشاء مي گيرند) تقسيم نمود. تومورهاي اوليه استخوان را مي توان به دو نوع ((خوش خيم)) و ((بدخيم)) (سرطانی) تقسيم كرد. تومورهاي خوش خيم شايع ممكن است علت نئوپلاستيك (ناشي از رشد جديد و كنترل نشده بافت)، تكاملي، ناشي از ضربه، عفوني، يا التهابي داشته باشند. نمونه هايي از تومورهاي خوش خيم استخواني عبارتند از : استئوم، استئوكوندروم، كيست آنوريسمي استخوان، فيبروديسپلازي.

تومورهاي بدخيم اوليه شامل استئوساركوم، كوندروساركوم، ساركوم يوئينگ و ساير انواع ساركوم ها هستند. ميلوم متعدد (ميلوم مولتيپل) نوعي سرطان خون است كه اغلب به شكل يك يا چند تومور استخواني تظاهر مي يابد. تومورهاي ثانويه استخوان شامل تومورهاي متاستاتيك هستند كه از ساير اعضا مانند پستان ، ريه و پروستات انتشار مي يابند. اين نوع تومورها، بيشتر، (اسكلت محوري را مبتلا مي كنند تا اسكلت ضميمه اي و تومورهايي كه از بافت نرم منشاء مي گيرند نيز ممكن است به طور ثانويه، از طريق تهاجم مستقيم، استخوان ها را گرفتار سازند. شايع ترين علامت تومورهاي استخواني، درد است ولي در بسياري از بيماران علايمي به جز يك توده بدون درد وجود ندارد. بعضي از تومورهاي استخواني موجب ضعيف شدن ساختار استخوان و شكستن آن مي شوند.

درمان تومورهاي استخواني بر حسب نوع آنها متفاوت است و از جراحي، قطع اندام، شيمي درماني، راديو تراپي تشكيل مي شود.

 

منبع:برگرفته از کتاب کمردرد

علل کمردرد

علايم بيرون زدگي ديسك مهره اي

علايم فتق دیسک مهره ای بر حسب محل آن و انواع بافت هاي نرم گرفتار متفاوت است و مي تواند از درد خفيف يا عدم وجود درد در مواردي كه فقط ديسك، آسيب ديده است تا درد شديد و مقاوم گردن يا کمر با انتشار به نواحي مربوطه متغير باشد.

ساير علايم عبارتند از : تغييرات حسي مانند كرختي، گزگز، ضعف عضلانی ، فلج و تغيير رفلکس های تاندونی.

چنان چه فتق ديسك كمر باشد ممكن است به دليل تحرك عصب سیاتیک ، درد مسير مزبور نيز وجود داشته باشد. معمولاً بر خلاف درد گرفتگی عضلات كه ضرباني است يا شدت و ضعف پيدا مي كند، درد ناشي از بیرون زدگی دیسک مداوم است. ممكن است بيرون زدگي بدون درد يا با درد خفيف باشد و اين، به محل گرفتاري بستگي دارد. چنانچه ((هسته نرم)) دچار بيرون زدگي بر بافت هاي نرم يا اعصاب فشار وارد نياورد ممكن است علايمي ايجاد نشود.

به طور معمول، علايم يك طرفه هستند. چنان چه بيرون زدگي ديسك بسيار بزرگ باشد، بر نخاع يا دم اسب در ناحيه كمر فشار وارد آورد ممكن است علايم، دو طرفه باشند.

در معاينه، بالا آوردن مستقيم پا در حالي كه بيمار دراز كشيده است، ممكن است موجب بروز درد شود، هرچند كه ميزان اختصاصي بودن اين يافته كم است.

ام آر آي قادر است نخاع، ریشه های عصبی و نواحي اطراف آنها و نيز دژنراسيون و تومورهاي احتمالي و بافت هاي نرم را نشان دهد.

ميلوگرافي عبارت است از مشاهده مجراي مهره اي به دنبال تزريق ماده حاجب به داخل فضاهاي مايع مغزي نخاعي. تغيير محل ماده حاجب، ساختمان هايي را كه موجب وارد آمدن فشار بر نخاع يا اعصاب شده اند (مانند بيرون زدگي ديسك، تومورها يا خارهاي استخواني) نشان مي دهد.

از آنجا كه انجام ميلوگرافي نياز به تزريق مواد خارجي دارد، امروزه در اغلب موارد ، ام آر آی جاي آن را گرفته است هرچند كه ميلوگرافي به ويژه چنانچه همراه با سي تي اسكن انجام شود، همچنان بهترين روش براي نشان دادن ضايعات فضاگير (مثل تومورها) است.

درمان بيرون زدگي ديسك بين مهره اي

اكثر فتق هاي ديسك بين مهره اي خود به خود طي حدود 6 هفته بهبود مي يابند و نياز به جراحي ندارند.

اگر درد ناشي از بيرون زدگي ديسك يا پارگي آن، به دليل درد راديكوليت شيميايي باشد، قبل از جراحي بايد از رويكرد ضد التهابي استفاده كرد كه معمولاً در ابتدا با داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي (غیر کورتون) انجام مي شود ولي به دليل عوارض قلبي عروقي و گوارشي اين داروها در مصرف طولاني مي توان از تزريق كوروتون به فضاي مهره اي مجاور ناحيه درناك استفاده كرد. خوشبختانه امروزه روش هاي جديدي روي كار آمده اند كه به طور مستقيم بر TNF اثر مي كنند و با استفاده از آنها مي توان دردهاي مزمن و شديد مهره اي را كنترل كرد. توان بخشي، فیزیوتراپیُ داروهاي ضد افسردگی و به ويژه برنامه هاي ورزشی همگي مي توانند در كنار درمان ضد التهابي مورد استفاده قرار بگيرند.

داروهاي ضد درد غالباً در ابتدا، در زمان حاد بودن درد تجويز مي شوند تا به بيمار اجازه داده شود كه در مرحله بعدي تحت درمان با ورزش و كشش قرار گيرد.

روش هاي غير جراحي كنترل كننده درد عبارتند از :

o         استراحت در بستر و بستن کمربندطبی

o         فيزيوتراپي

o         دستكاري استخواني / كايروپراكتيك. البته ممكن است در بيماران مبتلا به بيرون زدگي ديسك، احتمال تشديد بيرون زدگي يا سندرم دم اسب، در اثر دستكاري وجود داشته باشد.

o       ماساژ درمانی

o         داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي

o         كورتون هاي خوراكي (مثل پردنيزون)

o         تزريق كورتون (كورتيزون) در فضاي بيرون سخت شامه (اپيدورا؛ epidural)

o        درمان کششی به اضافه آرام بخش و ضد درد داخل وريدي (Intravenous sedation,analgesia traction therapy ; IVSAAT)

o       کنترل وزن

o         درمان جراحي در موارد وجود نقيصه عصبي قابل ملاحظه يا عدم موفقيت روش هاي غير جراحي انجام شود. وجود سندرم دم اسب از موارد اورژانسي است كه به توجه فوري و احتمالاً عمل جراحي فشار زدايي از عصب نياز دارد.

درباره عصب سياتيك

عصب سياتيك (sciatic) قطورترين عصب بدن است و قطر آن به 2 سانتي متر مي رسد و ادامه دسته فوقاني شبكه عصبي خاجي است. اين عصب از سوراخ بزرگ سياتيك در لگن خارج مي شود و در بين استخوان ران و برآمدگي ايسكيال پايين مي آيد و در مسير قسمت پشتي ران تا نزديكي يك سوم تحتاني آن پيش مي رود و در آنجا به دو شاخه بزرگ، موسوم به عصب درشت نيي و عصب پرونئال مشترك تقسيم مي شود و نيز شاخه هاي مفصلی و عضلاني از آن جدا مي شوند.

در قسمت بالا، عصب در عمق عضله سريني بزرگ قرار دارد و سپس از ناحيه ران عبور مي كند و در اين محل با عصب جلدي پشتي ران و سرخرگ سريني تحتاني همراه است. در قسمت پايين تر، عصب سياتيك بر روي عضله دور كننده بزرگ قرار مي گيرد و به طور مايل به وسيله عضله دو سر ران قطع مي شود و سپس بر روي قسمت پشت ران ظاهر مي شود و تا حفره كشكك زانو پيش مي رود.

شاخه هاي مفصلي عصب سياتيك به مفصل ران و شاخه هاي عضلاني آن به عضلات دو سر ران و چند عضله ديگر عصب مي دهند. شاخه درشت نيي عصب سياتيك به شاخه هاي مفصلي (مفصل زانو) ، عضلاني (عضلات ساق پا ) و شاخه هاي كف پايي (كه به كف پا و انگشتان پا عصب مي دهند) تقسيم مي شود. درد عصب سياتيك ممكن است فقط به صورت سوزش خفيف يا درد مبهم حس شود و يا به حدي شديد باشد كه توانايي راه رفتن را كاهش دهد . درد عصب سياتيك اغلب در مسير ساق پا احساس مي شود و با كمر درد توام است. درد سياتيك از ناحيه باسن به ساق پا و سپس پا و انگشتان پا انتشار مي يابد.

دو دليل شايع تحت فشار قرار گرفتن عصب سياتيك عبارتند از بيرون زدگي (فتق) ديسك مهره اي و تنگي مجراي مهره اي.

همچنين ممكن است درد سياتيك در اثر آسيب ناگهاني (مثل دويدن خيلي شديد يا بلند کردن اجسام سنگین) ايجاد شود. درد سياتيك معمولاً يك طرفه و گاهي دو طرفه است.

نكته

از سال 1998 داروهاي اختصاصي و پر قدرت مهار كننده TNF ، در يالات متحده در دسترس قرار گرفتند. اين داروها در سال 2001 در درمان سياتيك در مدل هاي تجربي بسيار موثر واقع شدند. تاثير يكي از اين داروها، با نام اتانرسپت etanercept در درمان دردهاي شديد ناشي از بيرون زدگي يا پارگي ديسك مهره اي در مقالات متعدد منتشر شده است.

I6 .اسپوندیلولیستزیس(spondylolisthesis)

اسپونديلوليستزيس عبارت است از تغيير محل يك مهره يا قسمتي از ستون مهره ها نسبت به مهره زيرين خود. در اين اختلال ، مهره، مقداري به سمت جلو تغيير محل مي دهد. شايع ترين مهره اي كه مبتلا به اسپونديلوليستزيس مي شود، پنجمين مهره كمري است.

امروزه عقيده بر آن است كه نقيصه موجود در اثر شکستگی هاي كوچك ناشي از استرس كه ترميم نمي يابند و عدم جوش خوردگي مزمن آن ها روي مي دهد. اين اختلال در ورزشكاراني كه بدن آن ها دچار كشش بيش از حد و مكرر مي شود (مانند ژيمناست ها) شايع تر است.

اسپونديلوليستزيس موجب سفتي عمومي پشت و كمر و تغيير در وضعيت ظاهري بدن و راه رفتن مي شود . بدن كمي به سمت جلو خم مي شود و / يا ((لوردوز)) به وجود مي آيد و با پيشرفت بيماري راه رفتن فرد به شكل ((راه رفتن مرغابي)) در مي آيد، يعني به دليل كاهش تحرك عضلات هامسترينگ، لگن بيش از حد دچار چرخش مي شود. درمان، عبارت است از استفاده از داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي، گرمادرماني، تحريك الكتريكي، كشش مهره هاي كمر و در موارد مقاوم، تزريق اپيدورال آمپول هاي حاوي كورتون.

I7 . اسپونديلوليز (Spondylolysis)

اسپوندیلولیز نقيصه اي در قسمت بين مفصلي مهره است كه در اكثر موارد در پنجمين مهره كمري ديده مي شود ولي ممكن است در ساير مهره هاي كمري و نيز در مهره هاي پشت نيز روي دهد. 3 تا 6 درصد افراد به اين بيماري دچار مي شوند. بيماري به طور معمول در اثر شكستگي هاي ناشي از استرس روي مي دهد و با فعاليت مخصوصي مانند بلند كردن اجسام سنگين و ورزش ژيمناستيك مرتبط است و زمينه ارثي دارد.

اسپونديلوليز شايع ترين علت اسپونديلوليستزيس در كودكان است. در افراد بزرگسال، بيماري دژنراتيو ديسك (آرتروز) به طور شايع منجر به اسپونديلوليستزيس بدون اسپونديلوليز مي شود . در اين موارد، مجراي مهره اي تنگ مي شود.

I8 . بيماري اسپونديليت آنكيلوزان(ankylosing spondylitis; AS)

اين بيماري، نوعي بيماري مزمن و دردناك، به صورت التهاب مفصلي (آرتریت) استحاله اي (دژنراتيو) است كه عمدتاً مهره ها و مفاصل خاجي لگني (ساكروايلياك) را مبتلا مي سازد كه در نهايت موجب جوش خوردگي مهره ها به يكديگر مي شود.

بيماري معمولاً در افراد 15 تا 30 ساله ديده مي شود و با درد مزمن و سفتي قسمت پايين ستون مهره ها (كمر) همراه است.

اين بيماري علاج قطعي ندارد ولي با فيزيوتراپي و ورزش، توام با مصرف دارو تسكين مي يابد. داروهاي ضد درد، شامل داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي مانند آسپيرين، ايبوپروفن، ايندومتاسين و ناپروكسن موثر است.

در موارد شديد بيماري يه ويژه در ناحيه زانو و مفصل ران از جراحي استفاده مي شود. بيماري اسپونديليت آنكيلوزان ممكن است به طرف بالا پيشرفت كند و موجب سفتي مهمره هاي پشت شود و در موارد شديد با خشكي شديد و بي حركتي ستون مهره ها همراه شود. احساس درد و خشكي با ورزش و حركت كاهش و با استراحت افزايش مي يابد.

I9 . بيماري فيبرومالژي و بيماري پلي ميالژي روماتيكا(fibromyalgia and polymyalgia rheumatic)

بعضي از افراد مبتلا به فيبرومالژي ، سال ها براي تشخيص بيماري خود به پزشكان مختلف مراجعه مي كنند ولي به نتيجه نمي رسند و يا بيماري آنها به اشتباه ، بيماري ديگري تشخيص داده مي شود.

بيماري ديگري موسوم به پلي ميالژي روماتيكا وجود دارد كه با فيبروميالژي اشتباه مي شود زيرا نشانه هاي آن بسيار شبيه به فيبروميالژي است ولي درمان آن با درمان فيبروميالژي تفاوت دارد. چنانچه بيماري پلي ميالژي روماتيكا درمان نشود مي تواند منجر به عوارض شديد شود.

فيبروميالژي با دردهاي منتشر گردن، پشت، كمر، دست و پا همراه است و اغلب نقاط دردناك و حساسي بر روي مفاصل خاجي لگني، آرنج ها و زانوها وجود دارند و در آزمايشات به عمل آمده نكته خاصي يافت نمي شود و ممكن است بيماري موجب ناراحتي، افسردگي و خستگي شود.

اكثر بيماران مبتلا به فيبرومالژي دچار سردرهای میگرنی و سندرم روده تحريك پذير هستند.

بيماري پلي ميالژي روماتيكا ، نوعي بيماري التهابي عضلات و مفاصل است كه موجب درد عضلاني متوسط تا شديد، همراه با سفتي پايدار مفاصل مي شود. اغلب، تشخيص اين بيماري به دليل شباهت آن به تعدادي از بيماري هاي ديگر دشوار است. علاوه بر اين بيماري به طور معمول در معاينات فيزيكي مشاهده نمي شود. اين بيماري خيلي شايع است و يك نفر از هر 200 مرد و زن در ايالات متحده مبتلا به آن هستند. بيماري در زنان 2 برابر مردان است و ممكن است در اثر اختلال خود ايمني (كه طي آن گلبول هاي سفيد خون به لايه پوشاننده مفاصل حمله مي كنند و موجب التهاب آنها مي شوند) ايجاد شود.

علايم اصلي بيماري عبارتند از : درد و سفتي عضلات بالا زانوها، بالاي ران ها، گردن، لگن و شانه ها. خستگي، سفتي صبحگاهي، بي اشتهايي، كاهش وزن، تب و افسردگي، از علايم ديگر هستند.

فيبروميالژي و پلي ميالژي روماتيكا هر دو با درد منتشر، سفتي صبحگاهي، افسردگي و خستگي همراه هستند. براي درمان بيماري از داروهاي ضد التهاب غير استروييدي، تغذيه صحيح و ورزش روزانه استفاده مي شود.

 

منبع:برگرفته از کتاب کمردرد