ترس از درد اغلب از دوران کودکی ،زمانی که کمتر قادر به تجزیه و تحلیل منطقی تجارب هستیم،به وجود می آید. در حالی که بزرگسالان تحمل مقداری درد برای کسب منافع طولانی مدت آن را درک می کنند،برای کودکان پذیرش ارزندگی درد مشکل است و از آن می ترسند.

یک تجربه یبد دوران کودکی ،مثل تزریق دردناک در مطب دندان پزشک ،می تواند ترسی طولانی مدت ایجادکند که ممکن است تا بزرگسالی هم ارامه یابد.اضطراب می تواند ترس اولیه را تشدید کند و به پرهیزی منجر شود که به نوبه یخود ترس و اضطراب راتشدید می کند.

انجام عمل جراحی یا آزمایش و درمان طبی ممکن است ترسی ایجاد کند که نه از درد،بلکه از کاری است که فرد انجام می شود و عوارضی که بعد از بهبود درد است. ترس از درمان ،ترس از عود بیماری ،ترس از پیامدهای ناموفق بودن درمان،همه با اضطراب کلب در مورد درد مرتبط است.

نقشی که ترس در افزایش درد بازی می کند شاید بیشتر از همه در قربانیان شکنجه بارز باشد.بسیاری از این افراد می گویند انتظار درد بسیاربدتر از خود درد است.فعالیت های سازمان عفوبین الملل فروپاشی شخصیت بر اثر ممانعت از خوابیدن،انتظار بدتر شدن هر بار درد،و ترس از شدیدتر شدن شکنجه با ادامه ی آن را نشان داده است .

برگرفته از کتاب درد و نسکین درد